پیامی از گذشته به معاصران
بخش دوم
اما اگر این خیزش پیروز شود چه؟ من معتقد بودهام که پادشاهی برای ایران بهتر است (که بحث مفصلی دارد) و به همین دلیل بارها و بارها از طرف عدهای کودن به «پهلویچی» بودن منتسب شدهام، حال آن که به جد معتقدم که اولاً خریّت پنجاهوهفت و قیام روستا علیه تمدن نتیجۀ اشتباهات پهلوی بود (و خودمان را نباید گول بزنیم: شاید عدهای هم در آن معترضان روشنبین و حسابی بودند، ولی آن قیام اساساً علیه خوبیهای پهلوی بود نه بدیهایش. علیه مدرنیته و آزادی اجتماعی و «غربگرایی» و «تجمّل» بود. این را هزار بار تحلیل کردهاند و نیازی به تکرار آن در اینجا نیست)، ثانیاً این خریّت باعث شد نهاد پادشاهی در ایران تا ابد از دست برود و برنخواهدگشت (که جای تاسف بسیار دارد). البته سخت امیدوارم که اشتباه کنم و پادشاهی مشروطه برگشتنی باشد. در عین حال، سالهاست که معتقدم کسی بهتر از رضا پهلوی برای جلو افتادن در مسیر گذار از جمهوری اسلامی نیست، چون او آن یک نفر است که میدانیم با آخوند زدوبند نداشته و مردم میشناسندش.
اگر پادشاهی برگردد و او شاه شود هم بد نیست. شاید حکمران قابلی نباشد و شاید باشد ولی مگر قرار است شاه حکمرانی کند؟! شاه قرار است سلطنت کند و او ممکن هست بتواند پادشاه مشروطه شود. ضمناً پسر ندارد و ممکن است «پادشاه» بعدی دختر باشد و «فامیلی» شاهان بعدی عوض شود (چیزی که هرگز در کشور ما بدون کشتار رخ نداده). حتی دیکتاتوری شخصی مثل او صدهزار بار بهتر از دیکتاتوری این «هیئت» مافیای مذهبی-نظامی است که امروز داریم، ولی ما ملتیم که از افراد دیکتاتور میسازیم و باید مراقب باشیم که نسازیم. باید مراقب باشیم که آزادی را به هرجومرج و قفل کردن سیاست و زندگی روزمره تبدیل نکنیم، چنان که چند بار در همین صد و اندی سال کردهایم و هر بار چوبش را خوردهایم. عاقبت «ما»ییم که باید کشور را به پیشرفت و رفاه و فرهنگ برسانیم. «شاه» نیست. اگر چنین انتظاری از او یا هر کسی داریم در چرخۀ حماقت افتادهایم و عاقبتش معلوم است. فعلاً باید پشت سر او ایستاد. فعلاً باید بر خلاص از آخوند متمرکز باشیم، و باید اینقدر از تاریخ و حال درس گرفتهباشیم که نگذاریم آنچه به جایش میآید بدیهای آنچه را آخوند به جایش آمد داشتهباشد.
ولی تا او هست باید از آخوند گذشت وگرنه بعد از آن قاعدتاً بهترین چیزی که نصیب ما میشود یک «جمهوری اسلامی صلحآمیز» است که فقط چون مردم را قدری راحت میگذارد و جز مزاحمتهای کوچک برای همسایگانش تولید نمیکند همه از او «نسبتا» راضی خواهندبود ولی سرنوشت و فرهنگ ایران را تا ابد تغییر خواهدداد، چنان که حکومت عباسی تغییر داد. اشغال ایران بر دست عرب نتیجۀ حماقت ساسانیان بود. ولی در دورۀ حکومت «جهانگشا»ی خلفای راشدون و اموی، ایرانیان زردشتی و مقاوم ماندند. عباسیان بودند که دستگاه خود را ایرانیزه کردند. ایرانیان مسلمان شدند و کمر به نابودی هرچه پیشااسلامی ماندهبود بستند. سغد و ارمنستان را ایرانیان مسلمان برانداختند نه اعراب خونریز. امثال بابک را امثال افشین شکست دادند نه لشکر عرب. حکومت بیگانه برمکیان و افشین و امثال ایشان را به خدمت گرفت و سپس کشت. یعقوب لیث رتبیل را منقرض کرد و اسماعیل سامانی برادر او را در قفس کرد. این الگویی است که خطرناکترین آینده است، و متاسفانه محتملترین هم هست، و تنها کسانی که میتوانند ان را عوض کنند شمایید.
اما فرض کنید که این چرخه و الگو را شکستید و چیز دیگری آمد، حال پهلوی یا پادشاهی دیگر یا جمهوریای دیگر یا هرچه: آن فرهنگ و آن گفتمان که منجر به جمهوری اسلامی شد نمرده. اگر دوباره باد نخوت در دماغ بیندازیم که «ما با بقیه دنیا و بخصوص بقیه مردم منطقه فرق داریم» باز به نکبت میافتیم. باید متواضع باشیم و پذیرای نقد. باید خودمان را بازبینی کنیم. به جای افتخار بیهوده به آنچه بودهایم و هستیم باید منافذ را بر حماقت و خودشیرینی و پاچهخاری و منفعتطلبی تا جایی که میتوانیم ببندیم و چیزی را بالای دست اصول اخلاقی و انسانی و منافع ملی نگذاریم. باید همیشه آمادۀ مبارزه باشیم و بلکه همیشه در حال مبارزه باشیم. راه تا آزادی طولانیتر است از راه تا رفاه، و آسایش به معنای رها کردن و بیخیالی نیست.
@fanneadab
Post #655
4.86K