پیامی از گذشته به معاصران
(توضیح: از وقتی در ایران نیستم تشویق مردم به اعتراض دشوار است، چون اعتراض در ایران از هر نوع که باشد خطر دارد و من در معرض آن نوع خطر نیستم. تا وقتی ساکن ایران بودم هیچ کس را به کاری تشویق نکردم که خودم نکردهباشم و اگر کاری هم کردهام جز دو مورد تنهایی بوده و جار نزدهام. از طرفی وقتی آنجا نیستی مخاطبت ممکن است بگوید «دور است و خبر ندارد». ولی نوبت پیش که جلّادان جمهوری اسلامی اینترنت را قطع کردند من ساکن ایران بودم و در مقطع دشواری از زندگی خود بودم، و اگر مراقبت و میزبانی یک دوست نبود ممکن بود من هم جزو آن هزاران نفر باشم که قربانی سبعیّت شدند. ولی حالا میدانم که مخاطب داخل ایران حرف مرا بعداً خواهدخواند و در نتیجه راحت مینویسم، بدون این که خود را شماتت کنم که کسی را «دلسرد» کردهام یا «به کشتن دادهام». خام مینویسم و قلمانداز، و ویرایش و تنقیحش نخواهمکرد. آینده معلوم خواهدکرد که درست گفتهام یا نه.)
هموطن عزیز من، آنچه در ادامه خواهمگفت تماماً امتداد یک گزاره است: «مبارزه برای آزادی و سلامت هرگز پایان نمییابد».
اگر این خیزش سرکوب شود (که من حدس میزنم خواهدشد) یا به انقلاب و سرنگونی حکومت بینجامد فرقی ندارد. اگر سرکوب شود باز سر باز خواهدکرد و هر بار با شدت و خشونتی بیشتر. ولی بار بعد باید وقتی به خیابان میروی آماده بروی و بدانی که به جنگ میروی. با موتوری و باتون و تفنگ ساچمهای خواهندآمد. اگر اینها را شکست بدهی و فرصت داشتهباشند با کلاشینکف میآیند. اگر اینها را شکست بدهی و باز فرصت داشتهباشند با تیربار و دوشکا و آرپیجی و تانک میآیند. جمهوری اسلامی میداند که مردم ایران بزرگترین دشمن او هستند و برای مقابله با ایشان از هر چیزی آمادهتر است، ولی پیشتر هم نوشتهام که همین جمهوری اسلامی در برابر هر حریف آمادهای شکست خورده و خواهدخورد. پنج درصد ژنرالهایش نمیتوانند یک کیلومتر بدوند و بیست درصد مسلسلبهدستهایش نمیتوانند از یک خشاب به بعد بدون گذاشتن قنداق کلاش روی شکم یا زمین شلیک کنند. یک نفر آدم ورزیده و آماده میتواند یک گردان از این قلدرها را حریف باشد. مهمتر این که «پلن بی» ندارند. یک طرح سرکوب چهارمرحلهای دارند که در آن در هر مرحله فقط شدت آتش بالا میرود ولی تنوعی در روش نیست. باید نوبت بعد که به خیابان میروی از قبل این را مطالعه کردهباشی. نمیتوان یا نباید هر بار برای تمرین گذر از هر مرحله هزاران جوان شجاع از دست داد.
بدان که خیزش 1404 صفها را جدا کرد. معلوم شد چه کسی چکاره است. در ایرانیان خارج از کشور جز آنها که پیوندی و جیرهخور مستقیم حکومتند، عدهای هم هستند که هیستری بازگشت پهلوی دارند، و چون این با مدلی که در ذهنشان از جهان ساختهاند نمیخواند دوست دارند رخ ندهد. بسیاری هستند که با آخوند به نوعی همزیستی رسیدهاند. رفتوآمدی دارند. گاه مجوّزی و موافقت اصولیای دارند. اپوزیسیون و ناراضی بودن به ایشان ساخته و زندگی خود را با آن تنظیم کردهاند و سرنوشت میلیونها انسان در مرکز دغدغهشان نیست. همین حالا هم اصل نگرانی ایشان بیخبری از حال فک و فامیل است و نگرانی بعدی این که تره و زعفران از ایران نرسد. از طرفی اغلب آنچه چپ و «مبارز آزادی» و بخصوص مبارز مسلمان آزادی بود و خود را برای سنوار و غزّه پاره میکرد و به آمار «وزارت بهداشت حماس» استناد میکرد حال یا خفقان مرگ گرفته یا اگر دهن گشوده به «باید منتظر اخبار مستند بود» بسنده کرده، یا اساساً میگوید این خیزش ملی نیست و کار اسرائیل و آمریکاست و درود بر خامنهای که میکشدشان. تکلیف ما معلوم است. غرغروهایی که آدمیزاد و بخصوص آدمیزاد خاورمیانهای را برای تعقیب آرمانهای ضدامپریالیستی خود گوشت قربانی میخواهند به ما هیچ کمکی نخواهندکرد. آنها که کنار شما ایستادهاند هم البته همیشه بهتر نیستند. برخی از ایشان هم آرمان ضد اسلامی و ضد عرب و ضد خاورمیانهای دارند و تنها دلیل حمایتشان این است که آنچه در ایران میگذرد خلاف سیری است که باقی منطقه دارد. ولی آنچه مهم است این است که هدف باید رهایی ایران از وضع فعلی باشد و برای آن هدف اتحاد با هر کس واجب است، و فعلاً متحدان ما راستگرایان هستند و هواداران آمریکا و اسرائیل. از بقیه حتماً آبی گرم نخواهدشد مگر وقتی که جنگ در ایران به نفع مردم مغلوبه شده، که آن هم بخورد توی سرشان. من راستگرا هستم و آمادۀ اتحاد با هر چپگرایی که آخوند را رفع کند. تو هم اگر چپگرایی باید چنین باشی.
@fanneadab
(ادامه در فرستۀ بعد)
Post #654
4.09K