قرائنی در نقش کاشانیان و شیعیان در گشتگی متن شاهنامه در دورۀ ایلخانی
(تأملاتی تقدیم به یاد دوست عزیز ازدستداده، مجتبی عبداللهنژاد که امروز هشت سال از مرگش گذشت)
بخش نخست
صنعت کاشی، چنان که از نامش برمیآید در کاشان رواج داشت. کاشیهای تخت سلیمان را که حاوی ابیات فراوانی از شاهنامه نیز هست یک خاندان معروف کاشانی بین سالهای 670 و 674 ساختهاند. ابوالقاسم قاشانی که تاریخ اولجایتو و عرائس الجواهر و زبدة التواریخ نوشته از همین خاندان برخاسته. او در سال 700 در تبریز بوده و عرائس الجواهر را ابتدا به رشیدالدین فضل الله طبیب، وزیر کاردان ایلخانان، تقدیم کرده و سپس (شاید پس از قتل رشیدالدین) نسخۀ دیگری از آن ساخته و نام او را زدوده و اثر را به تاج الدین علیشاه جیلانی، اصلیترین رقیب و دشمن رشیدالدین و نیز به اولجایتو (ایلخان شیعه) تقدیم کرده. ضمناً در تاریخ اولجایتو درست وقتی رشیدالدین در معرض تهمت و در خطر قتل بود مدعی شده که وزیر جامع التواریخ را از او دزدیدهاست و جای دیگر نیز خود را نویسندۀ این کتاب خوانده.
کاشی دیگر شمس الدین کاشانی است که در دهۀ 670 در اصفهان و به تصریح حمدالله مستوفی مدّاح بهاءالدین جوینی (د.678) بوده (1). او شهنامۀ چنگیزی را بین 703 و 706 هجری سروده و در آن مدح مفصلی از رشیدالدین و غازان و اولجایتو کردهاست. تشیّع این کاشی از «وصی» خواندن علی در همین منظومه معلوم میشود.
ملّا حسن کاشی، منقبتگوی شیعه و صاحب «هفتبند» معروف همشهری دیگر ایشان است که البته متولد آمل بوده، ولی در سال 701 در بغداد پیدایش میشود. او نیز تاریخ محمدی خود را به اولجایتو تقدیم کرده، اگرچه رشید را نیز در آن ستودهاست. این ملّای کاشی خواب هم خوب میدیدهاست. در یک لوح کاشی که از این دوران بازمانده نوشته شده که در سال 711 در کاشان علی و مهدی صاحب زمان را در خواب دید و پیرو آن خواب اولجایتو در آن جا که امامان دیده شدهبودند قدمگاهی ساخت. یک بار دیگر هم در بصره سراغ بازرگانی رفت و گفت در نجف امیرالمومنین را به خواب دیده که او را به این بازرگان حواله داده تا هزار دینار نذرش را به نیابت از مولا به ملّا بدهد.
کاشانیان دیگری که در این دوران شایان ذکر هستند و در اصفهان و بغداد و تبریز (و یکی از ایشان در شیراز) میچرخند و در حاشیۀ اردوی ایلخانی روزی میخورند کمال الدین عبدالرزاق و عز الدین محمود و عز الدین عبدالعزیز هستند. برخی از ایشان «متهم» به تشیّع بودهاند و بر تشیّع برخی دیگر دلایل قطعی داریم؛ مثلاً روضة الناظر و نزهة الخاطر، تالیف عزّالدین عبدالعزیز، از مدح خلفای راشدون خالی است ولی مدح علی دارد. عجیب هم نیست. شیعیان در کاشان بسیار بودهاند.
این فرد ظاهراً کاتب نیز بوده و گویا کاتبان کاشانی در کل کم نبودهاند. بورکهاردت و گیوزلیان کاتب شاهنامۀ لندن را کاشی میدانند و آدامووا کاتب شاهنامۀ فرییر را. یکی از کاتبان نسخۀ ایندیا آفیس 132، شامل منتخبات شش دیوان که در سال 713 و 714 (دوران اولجایتو) نوشته شده کاشانی است (2) و اینجا نیز علی را «علیه السلام» خواندهاند که از تشیّع کاتبان حکایت میکند. خط کاتبان این نسخه به شاهنامههای کوچک اول و دوم شباهت فراوان دارد. کاتب دو نسخه از روضة الناظر (نسخ تبریز و استانبول) همان کاتب شاهنامه قاهره است که نوۀ شمس الدین کیشی، استاد عبدالرزاق کاشی، بوده. این کاتب هم شیعه بوده و هم متن شاهنامه را بسیار اسلامی کرده. نسخههای لندن و فرییر و قاهره خویشاوند بسیار نزدیک یکدیگر هستند و کوچک اول نیز خویشاوند نزدیک آنهاست، حال آن که کوچک دوم و کاشیهای تخت سلیمان نیز در همین شاخۀ متنی شاهنامه جای میگیرند.
@fanneadab
(ادامه در فرستۀ بعد)
Post #649
3.85K