شاهنامه در برزخ دو سیاست با یک هدف
ترنر مکان (1) افسر انگلیسیای بود که مترجم فرمانده کل ارتش بریتانیا در هندوستان بود. به اقتضای شغلش با مردم محلی سروکار زیاد داشت و به یمن این آشنایی و دوستی و تسلّط بر فارسی و سایر زبانها، در حلّ و فصل چندین مناقشه بدون درگیری نظامی یا بعد از غائلهای مختصر نقشی عمده داشت. خودش معتقد بود که در ناحیۀ بنگال سرشناسی نیست که با او آشنایی نداشتهباشد.
مکان سی سال هم نداشت وقتی تصحیح خود از شاهنامه را به پایان رساند. تسلّط او بر فارسی و سنن منطقه از نثرش پیداست و آشنایی و دوستی او با مردم بومی از اینجا که عبدالقادر رامپوری و محمدسعید رامپوری برای تکمیل و انتشار تصحیح او ماده تاریخ هجری و عیسوی سرودهاند. یک نشانۀ دیگر بر این آشنایی و اعتماد این است که هزینۀ این تصحیح و چاپ را ناصرالدّین حیدر، دومین «شاه» اود تامین کرده و مکان از او به سبک سنّتی (و از جمله با عبارت «نوشیروان ثانی») تجلیل میکند.
اما دلیل این که ترنر مکان برای تصحیح و چاپ شاهنامهاش به کمک یک حاکم محلی وابسته بود این بود که کالج فورت ویلیام کلکته هزینۀ آن را نمیپرداخت. مخالفت کالج با صرف این هزینه سابقهای طولانی داشت. کوشش پیشین برای تصحیح و چاپ شاهنامه که به سرپرستی متیو لامسدن، استاد فارسی کالج، در سال 1808 شروع شدهبود به همین دلیل پس از چاپ تنها یکی از هشت جلد برنامهریزیشده متوقف شدهبود، ولی مکان مشخصاً از یک «هرنتین صاحب» یاد میکند که همانا [بعدها «سِر»] هنری بینگ هرینگتن (Henry Byng Harington) است. هرینگتن که عضو انجمن مشورتی فرماندار کل هند بود در زمان چاپ شاهنامه مکان تنها 21 سال داشت؛ یعنی از قضا متولد همان سال بود که لامسدن تصحیح شاهنامه را شروع کردهبود، ولی اشارۀ مکان به نام او در مقدمۀ فارسی و انگلیسیاش نشان میدهد که در این زمان مانع اصلی حمایت از چاپ شاهنامه همو بودهاست. هرینگتن خود متولد کلکته بود و تقریباً در تمام عمر خود در هند خدمت کرد و از میان مشاغل جورواجوری که در این مدت داشت یکی هم مترجم بود. او امتحان فارسی را برای خدمت در هند در آغاز همین سال 1829 گذراندهبود ولی در هر صورت معلوم است که در باب شیوۀ صرف بودجه نظری قطعی و بر اجرای آن نظر اصرار داشت.
نباید گمان شود که ترنر مکان هوادار بریزوبپاش و هدر دادن بودجه بود. از قضا قضیه درست برعکس است. مکان در سفرهایش به بریتانیا چندین سخنرانی کرده که در آنها اصرار دارد که دستگاه حکومتی انگلیس در هند زیادی حجیم است و بهتر است بسیاری کارها را به مردم محلی و جریان طبیعی امور واگذار کرد و به ایشان اعتماد بیشتری داشت. یعنی او هم میخواست هزینۀ حکومت بریتانیا کمتر شود و او هم بریتانیاییای وطنپرست بود.
امروز و پس از قریب دویست سال ما میدانیم که استعمار انگلیس در هند به چه راهی رفت و به چه نتایجی انجامید و حق بیشتر با کدام یک از این دو فرد بود. ولی این هم هست که اگرچه مکان هفت سال بعد از چاپ شاهنامه درگذشت و هرینگتن بیش از چهل سال دیگر بزیست و به بسیاری مقامهای والا رسید، «نام» مکان است که زنده است و سوای اطلاعات برخط، برای یافتن چیزی دربارۀ هرینگتن باید خاک آرشیوهای قرن نوزدهمی لندن را سترد.
@fanneadab
اگرچه «ماکان» خواندن نام Turner Macan قابل درک است، من اصرار دارم «مکان» بخوانم تا سجعی که خود برای نام خویش در آغاز شاهنامه برگزیده حفظ شود:
«کمترین بندگان، آن بینشان و لامکان، کپتان ترنر مکان»
که ضمناً یادآور «اقلّ عباد»ی است که ادوارد براون پیش از نام خود مینوشت.
* این یادداشت به جناب علی میرانصاری تقدیم میشود.
Post #648
4.32K