TGViewer
احمد عزتی پرور احمد عزتی پرور @ezzatiparvar · 990 subscribers
Post #13082 67
#طرحی_ازتاریخ_طنز_فارسی (4)

در يونان، فلاسفه و از جمله ارسطو به طنز در قالب كمدى توجه‌كرده‌اند و آن را يكى از انواع شعر (تراژدى، كمدى، ‏درام)دانسته‌اند.‏
‏ «اين اصطلاحات كه بسيارى از آن‌ها از زبان عربى به فارسى وارد شده است، از عناصرِ تشكيل دهنده‌ی مقوله‌ی كمدى و ‏يا از خطوط و مشتقّاتِ آن هستند: استهزاء، افسوس كردن، بَذله، ريشخند، مسخرگى، سُخريه، شوخى، طرب، طنز، فُكاهت، ‏مسرّت، مضحك، لاغ، لطيفه، لوده، گُواژه، مطايبه، هجو، نقيضه، هَزل، دلقك و... .»‏
‏(نامه‌ی فرهنگ، شماره3بهار1371، نکاتی پیرامون تعریف کمدی: دکترفرهاد ناظرزاده ‌کرمانی، ص115)‏

‏ اما در ایران، فقط پس از مشروطيت است كه طنز جايگاه ثابت و خاصى مى‌يابد و عنوان‌هاى ديگر را تحت الشعاع قرار مى‌دهد و به ‏طور كامل در يك قالب ادبى عرضه مى‌شود.‏

‏ قالب‌هاى طنز:‏

‏ در ادب فارسى، طنز در هر قالبى مى‌تواند ارائه گردد و عملاً نيز چنين بوده‌است. قطعه، رباعى، قصيده، غزل، مستزاد ‌‏(مخصوصاً در دوران مشروطيت)حكايت، تمثيل، داستانِ كوتاه، رمان و در زمان ما «كاريكاتور» و «کاریکلماتور» از جمله قالب‌هاى طنز ‏محسوبند.‏
‏ ‏
‏ 1 - شعر :‏
‏ رودكى در يك قصيده‌ی معروف خود كه درباره ی جوانى‌اش سخن مى‌گويد و بدان حسرت مى‌بَرَد، طنزِ ظريفى درباره‌ی ‏خانواده دارد:‏

‏ هميشه چشمم زى زلفكانِ چابك بود؛
هميشه گوشم زى مردمِ سخندان بود.

‏ عيال نه، زن و فرزند نه، مَؤونت نه؛
از اين ستم، همه آسوده بود وآسان بود.

‏(تاریخ ادبیات ایران، دکترذبیح الله صفا، انتشارات فردوس، چاپ دوازدهم1371ص385جلداول)‏
زن وفرزند ستمی است که مرد می‌پذیرد و از شادی‌های خویش به خاطر آنان می‌گذرد.

‏ مَنجيك تِرمِذى شاعر قرن چهارم هجری كه در هَجو و هَزل سرآمد شاعران عهد خود بود، در قطعه‌ای ‏دوبيتى، خِسّت و تنگ‌چشمى برخى را چنين بيان مى‌كند:‏

‏ گوگردِ سرخ خواست زِ من، سبزِ من، پَرير؛
امروز اگر نيافتمى روى زردمى!‏

‏ گفتم‌كه نيك بود كه گوگردِ سرخ خواست،
گر نانِ خواجه خواستى از من، چه‌كردمى؟

‏(همان،ص425)‏
طنز مطلب وقتى آشكار مى‌شود كه بدانيم گوگردِ سرخ يا كبريتِ اَحمر، در كميابى مَثَل بوده‌است.‏ اما بخشندگیِ فردِ منظورِ منجیک، از کبریت احمر هم در جهان کمیاب‌تر است.

شاهنامه‌ی فردوسى پُر است از طنزهاى لطيف و ظريف. مثلاً يك‌جا رستم در جنگ پياده به جنگ اشکبوس مى‌آيد، اشكبوس از او مى‌پرسد:‏
‏ - پس اسبت كو؟
‏ رستم مى‌گويد:
ـ مگر در کشور شما، شیر و پلنگ سوار بر اسب به جنگ می آیند؟ پياده آمده‌ام تا با كُشتنت، از تو اسب بگيرم:‏

‏ پياده نديدى كه جنگ آوَرَد؟
سَرِ سَركشان زير سنگ آورد؟

به شهرِ تو، شير و نهنگ و پلنگ،
سوار اندر آيند هر سه به‌جنگ؟
‏
پياده مرا زان فرستاد طوس،
كه تا اسپ بستانم از اَشكبوس!‏

كُشانى بدو گفت: با تو سِليح،
نبينم همى جز فسوس و مِزيح!‏
‏
‏(شاهنامه چاپ مسکو،ص385)‏

https://telegram.me/ezzatiparvar
Telegram احمد عزتی پرور سلام. کانالی که در برابر نگاه دوستداران ادب فارسی قرار دارد، جز ادبیات، به فلسفه و فرهنگ و هنر نیز گوشه‌چشمی دارد. انسان معاصر در فضای تهی اخلاق و عشق و فرهنگ، سر درگُم مانده است. امید که بتوانیم به یاری خود برخیزیم. https://telegram.me/ezzatiparvar
More from @ezzatiparvar
  1. Oct 12, 2026#حافظانه شرح غزل شماره153دیوان حافظ خانلری: هر که را با خَطِ سَبزت، سَرِ سودا باشد، پای از…
  2. Oct 12, 2026#حافظانه غزل شماره153دیوان حافظ خانلری: هر که را با خَطِ سَبزت، سَرِ سودا باشد، پای از دای…
  3. Oct 10, 2026در باره عماد خراسانی خوانش شعرها: روشنک https://telegram.me/ezzatiparvar
  4. Oct 10, 2026گرچه مستیم و خرابیم شاعر: عماد خراسانی گوینده: فیروزه امیرمُعز تار: فرهنگ شریف مُجری: مهدی…
  5. Oct 10, 2026#طرحی_ازتاریخ_طنز_فارسی (3) دلقک‌ها گذشته از اين‌ها، در برخى از مآخذ به وجود دلقك‌هاى دربا…
  6. Oct 9, 2026‏ ##طرحی_ازتاریخ_طنز_فارسی (2) معناى طنز:‏ ‏ فرهنگ معين، اين معانى را براى لغت…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →