#موسیقی
گلهای تازه ۲۵
(اصفهان)
"افسانه شیرین"
نوازندگان :
همایون خرم : ویولن
مجید نجاهی : سنتور
فریدون حافظی : تار
ارکستر گلها
آهنگساز : همایون خرم
شعرهای برنامه :
فرخی یزدی ، بهادر یگانه
خواننده ترانه : بانو هایده
خواننده آواز : شجریان
گوینده : فیروزه امیر معز
ای بیوفا راز دل بشنو از خموشی من!
این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا چشم دل بگشا حال من بنگر!
سوز و ساز دلم را ندیده مگیر!
امشب که تو در کنار منی غمگسار منی،
سایه از سرمن تا سپیده مگیر
ای اشک من خیز و پرده مپوش!
پیشِ چشمِ تَرَم، وقت دیدن او،
راه دیده مگیر!
دل دیوانهی من به غیر از محبت،
گناهی ندارد خدا داند.
که چون مرغ طوفان،
به جز بیپناهی،
پناهی ندارد، خدا داند.
منم آن مرغ وحشی که در هر بیابان،
به طرفی سرشکی بیفشاند.
به جز این اشک سوزان،
دلِ ناامیدم، گواهی ندارد، خدا داند.
دلم ویران هر زمان بهانهی تو؛
سرم دارد شور جاودانهی تو.
روی دل بود به سوی آستانهی تو،
چو آید شبِ در میانِ تیرگیها،
گشاید پر روحِ من به شور و غوغا،
رو کنم چو مرغ وحشی، سوی خانهی تو.
شب چو در بستم و مست از میِ نابش کردم،
ماه اگر حلقه به در کوفت، جوابش کردم.
دیدی آن تُرکِ خَتا، دشمن جان بود مرا؛
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم.
منزل مردم بیگانه چو شد خانهی چشم،
آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم.
شرحِ داغِ دلِ پروانه چو گفتم با شمع،
آتشی در دلش افکندم و آبش کردم.
غرق خون بود و نمیمُرد ز حسرت فرهاد،
خواندم افسانهی شیرین و به خوابش کردم.
دل که خونابهی غم بود و جگر گوشهی درد،
بر سرِ آتشِ جورِ تو کبابش کردم.
زندگی کردنِ من مردن تدریجی بود؛
آنچه جان کَند تنم، عمر حسابش کردم.
https://telegram.me/ezzatiparvar
Post #13035
308