▫️◽️◻️ معرفی کتاب
The Almighty Dollar: 500 Years of the World’s Most Powerful Money
— Brendan Greeley
دلار قدرقدرت: پانصد سال تاریخ قدرتمندترین پول جهان
— برندن گِریلی
اگر بخواهیم تاریخ دلار را از جایی آغاز کنیم که معمولاً کتابهای اقتصادی آغاز میکنند، احتمالاً باید به ایالات متحده و تأسیس جمهوری آمریکا برگردیم. اما برندن گِریلی مسیر دیگری را انتخاب میکند. او تاریخ دلار را از آمریکا شروع نمیکند؛ حتی از زمانی که نام «دلار» برای نخستینبار در آمریکای شمالی به کار رفت نیز آغاز نمیکند. داستان او چند قرن زودتر، در درهای معدنی در بوهم آغاز میشود؛ جایی که معدنکاران نقره در تابستان ۱۵۱۷ دست از کار کشیدند و خواهان سکههای نقرهای باکیفیت برای دستمزد خود شدند. در سال ۱۵۱۸، در ضرابخانهٔ سنت یواخیمستال، سکههایی ضرب شد که نامشان «یواخیمستالر» (Joachimsthaler) بود. این نام بعدها کوتاه شد و به «تالر» (thaler) و در زبان انگلیسی به «دلار» (dollar) رسید.
سکهای که قرار نبود پول محلی باشد و برای صادرات به مقصد بازارهایی مانند لایپزیگ طراحی شده بود، بهتدریج در سراسر اروپا و فراتر از آن پذیرفته شد. گِریلی از همان ابتدا یک تصور آشنا را به چالش میکشد: اینکه پول قدرتمند الزاماً از دولت قدرتمند میآید. در مورد یواخیمستالر، قدرت سکه بیش از آنکه از یک دولت متمرکز و ملی ناشی شود، از سودمندی آن برای بازرگانان و سرمایهگذاران میآمد؛ سکهای بزرگ، استاندارد و قابلاعتماد که میشد آن را در مبادلات دوردست به کار گرفت.
دلار، بنابراین، پیش از آمریکا وجود داشت.
در آمریکای شمالیِ مستعمراتی، سکههای نقرهای اسپانیایی پیش از تشکیل ایالات متحده در تجارت و حسابوکتاب به کار میرفتند و بعدها نیز همین سکهها بخش مهمی از جهان پولی آمریکا را تشکیل دادند. حتی زمانی که ایالات متحده بهتدریج نظام پولی خود را بنا میکرد، «دلار» چیزی کاملاً تازه و ساختهوپرداختهٔ جمهوری جدید نبود. آمریکا وارد جهانی شد که در آن دلار، یا اشکال اولیهٔ آن، پیشاپیش در گردش بود. آمریکا دلار را اختراع نکرد؛ دلار پیش از آنکه آمریکا به وجود بیاید، داستان خود را آغاز کرده بود.
این همان جایی است که ایدهٔ مرکزی کتاب شکل میگیرد: پول چیزی نیست که فقط با تصمیم دولتها شکل بگیرد؛ در عمل باید کار کند. گِریلی پول را همچون محصولی میبیند که باید ساخته، پذیرفته و به کار گرفته شود. اگر یک شکل از پول برای مردم مفید باشد، به گردش درمیآید؛ اگر در جای دیگری ارزش بیشتری داشته باشد، از مرزها عبور میکند؛ و اگر دیگر نتواند نیازهای کاربرانش را برآورده کند، شکل دیگری از پول جای آن را میگیرد. همین نگاه به او اجازه میدهد تاریخ دلار را نه فقط از زاویهٔ دولتها و قوانین، بلکه از مسیر معدنکاران، بازرگانان، بانکداران، سرمایهگذاران و مردم عادی روایت کند.
کتاب در دو بخش و شش فصل پیش میرود. بخش نخست؛ دلار نقرهای (The Silver Dollar)، مسیر شکلگیری و دگرگونی دلار را از یک سکهٔ نقرهای در اروپای قرن شانزدهم تا شکلهای مختلف پول و اعتبار در آمریکای مستعمراتی و سپس ایالات متحده دنبال میکند. بخش دوم؛ دلار بانکی (The Bank Dollar)، همین داستان را از آمریکا به جهان میبرد و نشان میدهد چگونه دلار، از طریق بانکها، بازارهای مالی و شبکههای اعتباری، به ستون اصلی نظام مالی بینالمللی تبدیل شد. در پایان نیز پیگفتار کتاب، این تاریخ طولانی را به زمان حال بازمیگرداند و نشان میدهد که مسئلهٔ «پول» هنوز هم در موقعیتهای روزمره و بحرانها میتواند شکلهای تازهای پیدا کند.
در قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم، داستان به اسپانیا و امپراتوری هابسبورگ میرسد. کاستیل به حجم عظیمی از نقرهٔ معادن آمریکایی دسترسی پیدا کرده بود؛ نقرهای که از مناطقی میآمد که امروز مکزیک، پرو و بولیوی نام دارند. در پوتوسی، نظام میتا (mita) که از سال ۱۵۷۴ برقرار شد، نیروی کار اجباری عظیمی برای استخراج و فرآوری نقره فراهم کرد و هزینهٔ انسانی سنگینی بر جوامع بومی آند تحمیل کرد. هابسبورگها از این جریان عظیم نقره سهم خود را میگرفتند؛ در پوتوسی، تاجوتخت یکپنجم تولید را بهعنوان «کینتو» (quinto) دریافت میکرد. در همین جهان بود که رئال دِ آ اوچو (real de a ocho)، یا «قطعهٔ هشتتایی» (piece of eight)، به یکی از مهمترین سکههای تجارت جهانی بدل شد و سرانجام راه خود را به مستعمرات انگلستان در آمریکای شمالی باز کرد.
اما گِریلی در اینجا پرسشی مهمتر از مسیر یک سکه مطرح میکند؛ وقتی مقدار عظیمی نقره وارد یک اقتصاد میشود، چه اتفاقی برای خودِ آن اقتصاد میافتد؟ داشتن پول بیشتر الزاماً به معنای داشتن اقتصاد مولدتر نیست.
Post #2745
113