TGViewer
Dystopian | دیستوپین Dystopian | دیستوپین @dystopiansocial · 861 subscribers
Post #686 511
داستان شهریور: نغمه‌ی پیرانه‌سری

در متروی شهری خسته و بی‌روح، آواز پیرمردی با آکاردئون کهنه‌اش مسافران را هوشیار می‌کند. امیرعباس، پسربچه‌ای دست‌فروش، میان اطاعت از عمویش و آواز پیرمرد گرفتار می‌شود.



قطار با بوق درهای دولنگه‌اش را باز کرد. امیرعباس و ناصر با جمعیت آمدند داخل یکی از واگن‌ها.

«مسافرینی که قصد ادامه‌ی مسیر به‌سمتِ…»

دوباره بوق و جفت‌شدن درها و بعد ناله‌ی همیشگی و اوج‌گیرنده‌ی قطار مترو آمد به گوش مسافرها. امیرعباس از ناصر جدا شد. ناصر گلو صاف کرد، سپس صدای کلفت و رسایش در قطار پیچید: «خانوما آقایون! لوازم آرایشی و بدلیجات و جوراب دارم با قیمت مناسب. رژ لب ساخت اجنه دارم اصلِ اصل، بزنی تا چهار روز به لبات برق می‌ندازه. جوراب پشم موش دارم کیفیت عالی، تا یه هفته تو پا هیچ بویی نمی‌گیره. طلسم احضار روح دارم صدرصد تضمینی، راضی نبودی بیا پس بده. بدو که نخری خودت ضرر می‌کنی.»

محمدرضا یداللهی

متن کامل را از اینجا مطالعه کنید: https://dys-topian.com/avaz-piremardha/

کانال @dystopiansocial
#داستان
  • ❤ 7
More from @dystopiansocial
  1. Oct 15, 2026جهانگیر شهلایی در گفت‌وگو با دیستوپین: درواقع بحران اصلی در این سال‌ها جدی‌گرفتن دغدغه‌ی ژ…
  2. Oct 6, 2026درود به همراهان همیشگی دیستوپین! مجله‌ی دیستوپین از تیرماه امسال تاکنون، با تقریباً ۷۵هزار…
  3. Sep 21, 2026پیرمرد که نزدیک شد، نگاه ملول یکی از آن‌ها به او افتاد. دست جنبان و حلق مرتعش پیرمرد توجهش…
  4. Sep 16, 2026پس از آن‌همه خون‌ریزی، خیانت، فروپاشی‌ اخلاقی و استمرار‌ جنون‌آمیز‌ جنگ در سه‌گانه‌ی دوم‌…
  5. Sep 14, 2026این دیکتاتوریِ ساده‌ای نیست که بتوان با ترورِ امپراتور یا تسخیرِ پایتخت آن را ساقط کرد؛ ای…
  6. Sep 14, 2026Dystopian | دیستوپین pinned a photo
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →