پس از آنهمه خونریزی، خیانت، فروپاشی اخلاقی و استمرار جنونآمیز جنگ در سهگانهی دوم حماسهی «قیام سرخ»، وسوسهانگیز و حتی تسکیندهنده است که شمشیر نقد را بکشیم و به پاسخی ساده، قطعی و تقلیلگرایانه پناه ببریم: «انقلاب شکست خورد.» قرار بود جمهوری خورشیدی بهشتی بینقص و عادلانه بسازد؛ قرار بود زنجیرها برای همیشه ذوب شوند و برابری، قانون تخطیناپذیر کیهان گردد. اما قدرت دوباره در دست الیگارشها و نظامیان متمرکز شد، فساد سیستماتیک به خون سنا راه یافت، فاجعهی «روز کبوترهای سرخ[1]» دموکراسی را در پایتخت به مسلخ کشاند و سالها پس از سقوط سلطنت، دارو همچنان در میدان جنگ است؛ خستهتر، زخمیتر و عمیقاً بیگانهتر با آن آرمانشهری که روزی در اعماق معادن مریخ رؤیایش را در سر میپروراند.
بخشی از جستار «شکستن استبداد بیولوژیک در منظومهی خورشیدی» نوشتهی رضا قلندری
مطالعه کنید: https://dys-topian.com/red-rising-revolution/