در تمام جنگهای شاهنامه، ایرانیان هرگاه صلح پیشنهاد شود، آن را میپذیرند.
بخش چهارم
صلح عادلانه و جبران خسارات
هنگامی که شاپور ذوالاکتاف قیصر روم را شکست میدهد، شرایط صلح را چنین مقرر میکند: بازگرداندن همهی اسیران ایرانی. بازگرداندن همه اموال و داراییهای به غارت رفته، آبادسازی ویرانههای ایران به هزینهی خود رومیان، دادن ده تن از بزرگان روم در برابر هر یک ایرانی و کاشت درخت به جای درختان قطعشده در جنگ.
این شرایط نشان میدهد که صلح عادلانه بر جبران خسارت و بازگشت به وضع پیشین استوار است.دربارهٔ غنائم جنگی نیز باید گفت: برداشتن سلاح و اسب دشمن مجاز است، اما باز کردن کمربند و برهنه کردن کشتگان، عملی ناشایست و غیرشرافتمندانه به شمار میرود.
خرد و جنگ نیز رابطهای خاص دارند، تا پیش از شروع جنگ، خرد راهگشاست و جنگ را دور میکند، اما هنگامی که جنگ درمیگیرد، میدان، میدان جنگاوران است و دیگر جای حساب و کتاب نیست؛ هرچند چارهجویی و تدبیر همواره دوشادوش و در بطن هر حمله و ضدحملهای به کار میرود.شبیخون نیز از اعمال نامجاز جنگ در شاهنامه است که به شدت نکوهیده میشود:
شبیخون نسازند گندآوران
کسی کاو گراید به گرز گران
داستان نوذر؛ نمونهای کامل از جنگ عادلانه و ناعادلانه
پس از منوچهر، پسرش نوذر به پادشاهی رسید. او در ابتدا شاهی خودکامه بود تا آنکه بهوساطت سام نریمان به راه مردمی بازگشت. درست در زمانی که ایرانیان گرفتار مسائل داخلی خود بودند، پشنگ، نوهی تور، که از مرگ منوچهر و ضعف نوذر آگاه شد، به ایران حمله کرد، درحالیکه یکی از پسرانش، افراسیاب، موافق حمله به ایران بود و پسر دیگرش اغریرث مخالف آن.در این جنگ، تورانیان برای درهمشکستن پادشاهی ایران در پی تعرض به زنان و کودکان خاندان شاهی برمیآیند. سرانجام نوذرشاه و بسیاری از سپاهیان ایران اسیر تورانیان میشوند. و افراسیاب دستور میدهد که گردن نوذرشاه را بزنند:
بزد گردن خسرو تاجدار
تنش را به خاک اندر افکند خار
پس از این، اغریرث که از ابتدا با جنگ مخالف بود، به خواهشگری و وساطت برمیخیزد و در نتیجه تلاش او دیگر اسیران سپاه ایران نجات مییابند. اغریرث به افراسیاب میگوید:
گرفتار کشتن نه والا بود
نشیب است جایی که بالا بود
یعنی کشتن اسیر نه نشانهی قدرت، که نشاندهنده ضعف است.
اغریرث درنهایت، با تدبیری، اسیران را به یاری زال از دست افراسیاب میرهاند، ولی درست به همین دلیل به دست برادرش افراسیاب کشته میشود.
فراتر از نژاد؛ معیار منش و کردار
نکتهی مهم آنکه در این داستان، یک تورانی (اغریرث ) رفتاری کاملاً ایرانی – یعنی مداراگرانه، خردمندانه و مخالف خشونت – از خود نشان میدهد. این صرفا یک نمونه است که بهواسطهاش میتوان دید که شاهنامه، خوبی و بدی را به تبار یا سرزمین منحصر نمیسازد، و دیدی ذاتگرایانه ندارد و دشمن را سروته یک کرباس نمیشمارد و کردار نیک را سراسر به ایرانیان و بدکاری را یکسره به دشمن نسبت نمیدهد.
جمعبندی نهایی: معیارهای جنگ عادلانه و ناعادلانه در شاهنامه
در شاهنامه، جنگ عادلانه جنگی است که: برای دفاع از سرزمین، مرزوبوم، خاک و خون باشد. با پیشدستی آغاز نشود. به غیرنظامیان آسیبی نرساند. با اسیران به شایستگی رفتار شود. از شبیخون و جادوی سیاه پرهیز شود. و صلح، حتی از سوی دشمن دروغگوی فریبکار هم که پیشنهاد شود باز هم مورد پذیرش قرار گیرد. و جنگ ناعادلانه، جنگی است که برای مطامع مادی، کشورگشایی، آزمندی صورت گیرد و با پیشدستی، شبیخون، تعرض به زنان و کودکان، کشتن اسیران و پیمانشکنی همراه باشد.
نشست «سنت جنگ عادلانه و ناعادلانه و پذیرش صلح در شاهنامه»، مهری بهفر، ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
.
Post #61
220