در تمام جنگهای شاهنامه، ایرانیان هرگاه صلح پیشنهاد شود، آن را میپذیرند.
بخش سوم
اخلاق جنگ و مصونیت غیرنظامیان
در جنگ عادلانه، نه تنها هدف و انگیزه و آغاز جنگ باید عادلانه باشد، بلکه باید وسیله و ترتیبات دستیابی به پیروزی نیز مردمخویانه باشد. مثلا نباید به جان و مال غیرنظامیان آسیب رساند. کیخسرو در آغاز جنگهای خونخواهی سیاوش به طوس و سپاهیان توصیه میکند:
نیازرد باید کسی را براه
چنیناست آیین تخت و کلاه
کشاورز گر مردم پیشهور
کسی کو به لشکر نبندد کمر
نباید که بر وی وزد باد سرد
مکوش ایچ جز با کسی همنبرد
نباید نمودن به بیرنج رنج
که بر کس نماند سرای سپنج
یعنی نباید به کشاورزان و پیشهوران و کسانی که سلاح نبستهاند، آزاری رساند و تنها با کسانی که در جنگ شرکت دارند، باید نبرد کرد.
همچنین رستم به گودرز سفارش میکند:
کسی کو خرد جوید و ایمنی
نیازد سوی کیش آهرمنی
چو فرزند باید که داری به ناز
ز رنج ایمن از خواسته بینیاز
به این ترتیب، در شاهنامه جنگ عادلانه، جنگی است که با هدف دفاع، بدون پیشدستی، با رعایت حقوق غیرنظامیان صورت میگیرد، و با پذیرش صلح حتی از سوی دشمن فریبکار توأم است. و جنگ ناعادلانه، جنگی است برای مطامع مادی، و با شبیخون، تعرض به غیرنظامیان، پیمانشکنی و استفاده از جادوی سیاه پیش میرود و در پی پیروزی است. اصول جنگ عادلانه نه تنها ارزشهای اخلاقی، بلکه تاکتیکهای پیروزیبخش ایرانیان در شاهنامه را تشکیل میدهند.
نشست «سنت جنگ عادلانه و ناعادلانه و پذیرش صلح در شاهنامه»، مهری بهفر، ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
.
Post #60
177