در تمام جنگهای شاهنامه، ایرانیان هرگاه صلح پیشنهاد شود، آن را میپذیرند.
بخش اول
در جنگهای شاهنامه، ایرانیان هرگاه صلح پیشنهاد شود، آن را میپذیرند و گاه خود صلح را با شرایط مورد نظرشان پیشنهاد میکنند.
بههرروی صلح همواره در تمام جنگها در سایه نشسته و منتظر است تا پس ازپیمودهشدن چرخهٔ تهاجم بیگانه، و در پیاش نبردهای تدافعی ایرانیان و اوجگرفتن جنگ نوبتِ برقرارشدنش فرابرسد.
سنت جنگ عادلانه و ناعادلانه در شاهنامه
جنگ عادلانه یعنی جنگی که بهحق، روا، مجاز و مشروع است؛ و ناعادلانه بودن در نقطهٔ مقابل آن، هنگامی است که انگیزههای پشت جنگ، مورد اجماع ارزشهای ریشهدار و پایداریدهنده جامعه نباشد، و در چارچوب ارزشهای معطوف به بقای جامعه نگنجد.
رابطه حقانیت با بقا و پیروزی
این ارزشها تزئینی نیستند، بلکه اغلب بقای جامعه و پیروزی در جنگ را تضمین میکنند. از این رو، جنگ عادلانه در شاهنامه خاصیتی دارد که هم به بقا و هم به پیروزی در نبرد میانجامد. جنگهای عادلانه، جنگهایی هستند که انگیزهشان مطامع مادی و کشورگشایی نباشد، و طبعا در آنها پیشدستی هم منتفی است .پیشدستی در جنگ از روا و بحق بودن جنگ در منظر عمومی میکاهد، پیشدستی در نبرد از دید ایرانیانِ شاهنامه هم مایهٔ شکست و هم سرشکستگیآور است.
دفاع؛ محور اصلی جنگهای عادلانه
جنگ عادلانه اساساً به امر دفاع مربوط است: دفاع از خود، دفاع از سرزمین، دفاع از آبوخاک و سپس دفاع از خون، به این معنا که تعقیب و مجازات کسانی که عمل مجرمانه و تبهکارانه و خلاف عرف و آیینی (مانند قتل ایرج به دست برادرانش و قتل سیاوش در توران به امر افرسیاب) مرتکب شدهاند، در سنت جنگ عادلانه می گنجد.
بنابراین محور اصلی جنگهای عادلانه در شاهنامه، دفاع از مرزوبوم، و تعقیب آمران و عاملان اعمالِ جنایتکارانهٔ خلاف عرف و آیین است. نکتهٔ مهم که لازم است مثل ترجیعبند در این گفتار تکرارش کنم این است که همواره ایرانیان اجازه میدهند قدم اول را دشمن بردارد، و این مطلب نه تنها در متن روایت و کلام شخصیتها نمود دارد، بلکه راوی نیز آن را تصریح کرده است. در ادامه به نمونههایی از این موارد اشاره میکنم.
ویژگیهای جنگ ناعادلانه و اخلاق رزم
اما جنگ ناعادلانه جنگ برای بسط قدرت و برای مطامع مادی است، کشورگشایی، تسخیر سرزمین یا الحاق شهری به کشور خود در این زمره است. کاری که درنهایت موجب شکست و سرافکندگی میشود و در شاهنامه عملی نکوهیده است که موجب میشود فرّه ایزدی از شاه گسسته شود. شبیخون و تعرض به کسانی که در جنگ شرکت ندارند – مانند زنان و کودکان، و مردم غیر سپاهی – جنگ را که ممکن است شروعی عادلانه داشته باشد به ناعادلانه تبدیل میکند. همواره توصیه شده که افراد غیر سپاهی نباید آسیب ببینند. و اسرا نیز باید جانشان از گزند ایمن بماند.
جایگاه صلح در تفکر ایرانی
در باب صلح باید گفت که ایرانیان هرگاه صلح پیشنهاد شود، آن را میپذیرند، حتی اگر بدانند، که همیشه هم آگاهند که دشمن فریبکار و پیمانشکن است.
ایرانیان جنگ عادلانه را گزینهٔ آخر میدانند، این تعبیر دیگریست از آنچه ابتدا گفتم، جنگ عادلانه همواره از این رو صورت میگیرد که دشمن با تهاجم و حمله خود به مرزوبوم چاره دیگری باقی نگذاشته است. هنگامیکه به ایران حمله میشود، و ایرانیان شاهنامه به جنگ به مثابه دفاع میپردازند و پس از آن در طی نبرد، نخست به دلیل حقانیتشان فرادستی مییابند، اگر دشمن پیشنهاد صلح دهد و به مرزهای پیشین بازگردد، ایرانیان میپذیرند، هرچند میدانند دشمن باز پیمانشکنی خواهد کرد.
بنابراین، این دو اصل – پیشدستی نکردن و پذیرش صلح با وجود آگاهی از پیمانشکنیِ دشمن – وضعیت ویژهای برای ایرانیان پدید میآورد.
نشست «سنت جنگ عادلانه و ناعادلانه و پذیرش صلح در شاهنامه»، مهری بهفر، ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
.
Post #58
159