TGViewer
چکیده‌ها و گزیده‌های کتاب‌ها چکیده‌ها و گزیده‌های کتاب‌ها @chekide_ha · 1.26K subscribers
Post #1880 72
📚 درآمدی بر فلسفه‌ی علم | ❤️ ۷۲/۵۱


صدق، ارجاع و بازنمایی در فلسفه‌ی علم

تفاوت میان مدل‌ها و نظریه‌هایی که با کاربرد زبان عادی یا فنی بیان می‌شوند برای فهم پیشرفت در علم اهمیت دارد. بسیاری از نظریه‌های علمی قدیمی که هم اکنون به کناری نهاده شده‌اند تنها هنگامی به صورت ناکامی جلوه می‌کنند که این سؤال را مطرح کنیم که آیا آن نظریه روی هم رفته صادق بوده است یا نه. آیا اصطلاح‌های به کاررفته در آن نظریه به چیزی ارجاع می‌دهند یا نه. ولی گاهی اگر آن نظریه‌ی قدیمی را به صورت مدل بازسازی کنیم درمی‌یابیم که آن مدل از دیدگاه نظریه‌های کنونی ما تا اندازه‌ای از ساختار درستی بهره‌مند بوده است. نمونه‌ای که وورال خاطر نشان می‌کند صورت‌های گوناگون نظریه‌ی مربوط به «اثیر» در فیزیک سده‌ی نوزدهم است که اگر چه چیزی به نام اثیر موجود نبود ولی جنبه‌های ساختاری آن نظریه درست بود.

هنگام انتقاد از تأکید بر روی صدق و ارجاع در فلسفه‌ی علم بر نقش میانجی‌های بازنمایی‌ای که مستلزم نوع دیگری از تحلیل‌اند پای فشردم ولی پاره‌ای می‌توانند این نکته را نیز علاوه کنند که حتی هنگامی که ما با زبان سر و کار داریم هم کاربرد مفهوم صدق و مفهوم ارجاع می‌تواند ره‌زن باشد.

پاره‌ای فیلسوفان چنین می‌اندیشند که هرگاه نظریه‌ای را صادق می‌نامیم به معنای این است که آن نظریه رابطه‌ی ویژه‌ای با جهان دارد. این رابطه، بنابر سنت، رابطه‌ی مطابقت (Correspondence) نامیده شده است. این اصطلاح می‌تواند گمراه‌کننده باشد زیرا گونه‌ای «تصویرگری» را القا می‌کند که منظور و مقبول نظریه‌های نوین درباره‌ی صدق نیست. نظریه‌ی مطابقت صدق می‌گوید که گونه‌ای رابطه‌ی ویژه و دارای اهمیت میان نظریه‌های صادق و جهان وجود دارد. اگر وضع از این قرار باشد پس ما می‌توانیم هنگام تحلیل زبان علمی و روابط آن با واقعیت مفهوم صدق را به کار بریم. دیگران استدلال می‌کنند که کاربرد مفهوم صدق بدین شیوه کاربرد مناسبی نیست. ما واژه‌ی «صادق» را برای توصیف روابط واقعی موجود میان زبان و جهان به کار نمی‌بریم بلکه آن را به کار می‌بریم برای آنکه موافقت و مخالفت خود را با دیگران اعلام کنیم.

در این فصل درباره‌ی مسأله‌ی صدق بسیار محتاط بودم و مفهوم کلی بازنمایی دقیق (Accurate Representation) را برای توصیف هدفی که علم در نظریه‌های خود دنبال می‌کند به کار بردم. با این همه پاره‌ای چنین استدلال می‌کنند که اندیشه‌ی بازنمایی هم‌چون رابطه‌ای واقعی میان نمادها و جهان به خودی خود اندیشه‌ای خطاست چه این نمادها در زبان باشند چه در مدل‌ها چه در اندیشه‌ی آدمیان و چه در هر چیز دیگری که می‌خواهد باشد. در واقع از این دیدگاه بوی دیدگاه‌های تندروانه به مشام می‌رسد. برای نمونه پست‌مدرنیستان نیز همین ادعا را مطرح کرده‌اند ولی فهم این مطلب دشوار است که کدام نظریه‌های مربوط به نمادها عقیده‌ی آشنای بازنمایی را حفظ می‌کنند و کدام حفظ نمی‌کنند.


📚 درآمدی بر فلسفه‌ی علم: پژوهشی در باب یک‌صد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍️ پیتر گادفری-اسمیت
🌐 نواب مقربی

✈️ @Chekide_ha
  • 👍 4
More from @chekide_ha
  1. Oct 5, 2026📚 درآمدی بر فلسفه‌ی علم | ❤️ ۷۲/۵۴ نظریه‌ی تبیینی قانون فراگیر و افول آن پاره‌ای تبیین‌ها…
  2. Oct 4, 2026📚 درآمدی بر فلسفه‌ی علم | ❤️ ۷۲/۵۳ نظریه‌ی تبیینی قانون فراگیر فیلسوفان تجربه‌گرا (Empiri…
  3. Oct 4, 2026📚 درآمدی بر فلسفه‌ی علم | ❤️ ۷۲/۵۲ تبیین در علم: فراتر از شناخت چه به شناخت چرایی علم برا…
  4. Oct 3, 2026📚 درآمدی بر فلسفه‌ی علم | ❤️ ۷۲/۵۰ نقش مدل‌ها در فهم و پیشرفت علم علم با کاربرد جمله‌ها د…
  5. Oct 2, 2026📚 درآمدی بر فلسفه‌ی علم | ❤️ ۷۲/۴۹ رسایی تجربی و مرز مشاهده‌پذیرها در فلسفه‌ی ون فراسن ون…
  6. Oct 2, 2026📚 درآمدی بر فلسفه‌ی علم | ❤️ ۷۲/۴۸ باس ون فراسن و چالش تجربه‌گرایی برساختی واپسین اعتراض…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →