📚 درآمدی بر فلسفهی علم | ❤️ ۷۲/۴۶
از دیدگاه بد تا ساختگرایی مابعدطبیعی
علم تلاش میکند چه چیزی را توصیف کند؟ پاسخ البته معلوم است: جهان. ولی کدام جهان؟ جهانی که در آن زندگی میکنیم و با آن در کنش و واکنش هستیم. اگر ما در علم فعلی خود مرتکب خطاهای فاحشی نشده باشیم جهانی که ما در آن زندگی میکنیم جهان الکترونها، عنصرهای شیمیایی و ژنها در کنار بسیاری چیزهای دیگر است. ولی آیا جهان یک هزار سال پیش هم جهان الکترونها، عنصرهای شیمیایی و ژنها بوده است؟ آری، هر چند هیچ کس این چیزها را در آن هنگام نمیدانست.
اما مفهوم الکترون محصول مناقشهها و آزمایشهایی است که در زمینهی تاریخی معینی روی دادهاند. اگر کسی واژهی «الکترون» را در سال ۱۰۰۰ میلادی بر زبان میآورد، هیچ معنایی افاده نمیکرد یا دستکم معنای آن با آنچه امروز هست بیگمان فرق میکرد. حال چگونه میتوانیم بگوییم که جهان در سال ۱۰۰۰ پس از میلاد جهان الکترونها بوده است؟ ما نمیتوانیم همچو چیزی بگوییم. به جای این میبایست بگوییم وجود الکترونها مربوط به مفهومسازی ما دربارهی جهان است.
دو بند بالا بخشی از مناقشهای را دربارهی علم که طی پنجاه سال اخیر همواره ادامه داشته و دامنهی آن به ژرفنای تاریخ فلسفه کشیده شده خلاصه میکند. پارهای بر این باورند که ادعاهای مندرج در بند یک چنان آشکارند که هیچ آدم سلیمی که دچار اختلال مشاعر نشده باشد نمیتواند آن را انکار کند. جهان یک چیز است و اندیشهها و ایدههای ما دربارهی آن چیزی دیگر. در نظر عدهای دیگر استدلالهای مندرج در بند «دو» نشان میدهد که چیز آشکارا خطایی در ادعاهای به ظاهر سادهی بند «یک» وجود دارد. این اندیشه که نظریههای ما جهانی واقعیای را که وجود دارد کاملاً مستقل از فکر و ادراک توصیف میکند اندیشهای خطا و دیدگاه فلسفی ناپختهای است که با اشتباههای دیگری دربارهی تاریخ علم و مقام علم در جامعه پیوند دارد.
نتیجهای که از این وضع ناشی میشود این است که در مردم تمایلی پدید میآید که تا آنجا که میتوانند از دیدگاه بد دور شوند. این امر مردم را تشویق میکند دربارهی تقریر دیدگاه بد از رابطهی میان ذهن و جهان اظهارنظرهای سادهی وارونهای بکنند. بدینسان ما به اندیشهای میرسیم که میگوید نظریهها واقعیت را برمیسازند.
پارهای با آغوش باز نظریهی وارونه کردن تصویر سنتی را میپذیرند. پارهای دیگر اوضاع را از این هم آشفتهتر میکنند ولی در این حوزه فشار کمی وجود دارد برای آن که مردم را از زیادهروی در این گونه اظهارنظرها بر حذر کرد. پیامد این امر مجموعهای از آثار و نوشتههایی است که در آن یک اشتباه دیدگاهی که میگوید واقعیت مهر خود را بر ذهن منفعل میگوید جای خود را به اشتباه دیگری میدهد، یعنی این دیدگاه که میگوید اندیشهها یا نظریهها واقعیت را برمیسازند. این دیدگاه به ساختگرایی مابعدطبیعی (Metaphysical Constructivism) معروف است.
📚 درآمدی بر فلسفهی علم: پژوهشی در باب یکصد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍️ پیتر گادفری-اسمیت
🌐 نواب مقربی
✈️ @Chekide_ha
Post #1875
99
- 👍 3