📚 درآمدی بر فلسفهی علم | ❤️ ۷۲/۴۵
از واقعگرایی فهم عادی تا واقعگرایی علمی
واقعگرایی علمی را چگونه میبایست ضابطهبندی کرد؟ یک راه ممکن این است که معتقد به واقعگرایی علمی را همچون کسی بنگریم که میگوید جهان در واقع به گونهای است که بهترین نظریههای تثبیتشدهی ما توصیف میکنند. ما میتوانیم بگوییم الکترونها، عنصرهای شیمیایی، ژنها و مانند اینها واقعاً وجود دارند. جهانی که علم آن را توصیف میکند همان جهان واقعی (Real World) است. مایکل دویت نمونهای از واقعگرایان علمیای است که دیدگاه خود را به این صورت بیان میکند.
رهیافت من در این باره فرق میکند. من با باس وان فراسن و کسانی همداستانم که استدلال میکنند بیان دیدگاه واقعگرایانهی علمی به شیوهای که وابسته به درستی نظریههای علمی کنونی ما باشد خطاست. اگر ما واقعگرایی علمی را به این شیوه تقریر کنیم که بگوییم هستندگانی که علم امروز آنها را تصدیق میکند وجود واقعی دارند، آنگاه اگر نظریههای کنونی کاذب از کار در آیند واقعگرایی علمی نیز کاذب از کار در میآید.
آیا ما میبایست دربارهی امکان اینکه بهترین نظریههای تثبیتشدهی ما روزی کاذب از کار در آیند نگران باشیم؟ دویت گمان میکند تا آنجا که به واقعگرایی دربارهی اندیشههای نظری در مرزهای علم پایبند نباشیم جایی برای نگرانی نیست. دیگران گمان میکنند که این اعتماد نمودار چشمپوشیدن از پیشینهی تاریخی علم است؛ ما میبایست بپذیریم که همیشه این امکان واقعی وجود دارد که بخشهای تثبیتشدهی علم در آینده دچار اشکال شوند.
پیشنهاد من این است که اینجا دربارهی آن تصمیم نگیریم. به جای این ما میبایست این مسأله را از مسألهی واقعگرایی علمی جدا کنیم. دیدگاه علمی واقعگرایانه سازوار با انواع رهیافتهای گوناگون دربارهی قابلیت اعتماد نظریههای کنونی ماست. ما خواستار ضابطهبندیای از واقعگرایی علمی هستیم که همچون ادعایی دربارهی کار و بار علم به مثابهی یک کل بیان گردد.
راه حل من برای این مسأله جرح و تعدیل واقعگرایی فهم عادی به شیوهای است که امکان رابطههایی خلاف انتظار و مغایر فهم عادی را میان اندیشه و واقعیت به طور کلی جایز بداند. واقعگرایی فهم عادی چنان که پیش از این صورتبندی آن را به دست دادم امکان پیوندهای علی میان اندیشه و باقی واقعیت را میپذیرفت. اغلب بیان این مطلب دشوار است که آیا رابطهای که علم مبنای کار خود را بر آن استوار میکند رابطهای علی هست یا نه. حال بگذارید دایرهی رابطههایی را که میان اندیشه و جهان برقرار است و واقعگرایی آنها را میپذیرد بازتر بگیریم؛ علم ممکن است موردهای تازهای به این روابط علاوه کند. چرا که ما خواستار جرح و تعدیل واقعگرایی فهم عادی به شیوهای هستیم که آن را نسبت به علم حساستر کند. این امر همانا جرح و تعدیل به معنای طبیعتگرایانه (Naturalistic) آن است.
بیان واقعگرایی فهم عادی به معنای طبیعتگرایانه: ما همگی در واقعیتی مشترک به سر میبریم. ساختار این واقعیت چنان است که به استقلال از هر چیزی که مردم دربارهی آن میاندیشند و سخن میگویند وجود دارد مگر آنجا که واقعیت مشتمل بر اندیشهها، نظریهها و دیگر نشانهها باشد و مگر آنجا که واقعیت متکی بر اندیشهها، نظریهها و دیگر نشانهها باشد به شیوهای که علم بتواند از آن پرده بردارد.
همین که جرح و تعدیل بالا را به کار بندیم میتوانیم واقعگرایی فهم عادی را همچون شاخهای از واقعگرایی علمی بینگاریم. تقریر مطلوب من از واقعگرایی علمی به شرح زیر است: واقعگرایی علمی: واقعگرایی فهم عادی به مفهوم طبیعتگرایانهی آن. یکی از هدفهای واقعی و عقلانی علم این است که توصیفهایی دقیق و بازنماییهای دیگری از اینکه واقعیت چگونه است به دست دهد. این برنامه شامل به دست دادن بازنماییهایی دقیق از واقعیتهایی است که مشاهدهپذیر نیستند.
به این مفهوم من خود را واقعگرای علمی میدانم.
📚 درآمدی بر فلسفهی علم: پژوهشی در باب یکصد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍️ پیتر گادفری-اسمیت
🌐 نواب مقربی
✈️ @Chekide_ha
Post #1874
108
- 👍 4