علم عادی: حل مسأله در چارچوب پارادایم
کوهن عبارت علم عادی (Normal Science) را دربارهی کار علمیای به کار میبرد که در درون چارچوب حاصل از پارادایم (Paradigm) روی میدهد. جنبهی مشخصهی اصلی علم عادی، سامانمندی آن است. دانشمندان علم عادی تمایل دارند که بر سر مسألههای حایز اهمیت، بر سر شیوهی رسیدگی به این مسألهها و بر سر شیوهی ارزیابی راهحلهای ممکن توافق کنند. آنان همچنین بر سر اینکه جهان چگونه است، دستکم در زمینههای کلی، توافق دارند.
هدف دانشمند علم عادی، حل معما (Puzzle-Solving) است. در علم عادی، دانشمند نمیکوشد پارادایم را به چالش بکشد یا آن را ابطال کند، بلکه میکوشد مسألههایی را که در چارچوب پارادایم تعریف شدهاند، حل کند. این کار شبیه به حل جدول کلمات متقاطع است، جایی که هدف پر کردن خانهها بر اساس قواعد مشخص است، نه تغییر قواعد بازی. دانشمندان علم عادی با استفاده از ابزارها و روشهای ارائهشده توسط پارادایم، به دنبال گسترش و دقیقتر کردن دانش در چارچوب آن هستند.
برتری عمدهی علم عادی، ساختار سامانیافته و همآراستهی آن است، یعنی ساختاری که به دقت و کفایت میانجامد. این دقت و کفایت رو به نقصان دارد، مگر آنکه مناقشه بر سر اصلهای اساسی پایان پذیرد. به عقیدهی کوهن، چون و چرا و انتقاد پیوسته از باورهای بنیادی، احتمال دارد به بینظمی و آشفتگی، یعنی به گردآوری تصادفی و پراکندهی امور واقع و نظرورزیای که در دورهی پیشپارادایم مشاهده میکنیم، بینجامد. بنابراین، علم عادی با تمرکز بر حل مسألههای مشخص، به پیشرفتهای علمی در چارچوب پارادایم کمک میکند.
کوهن بر این باور بود که التزام به پارادایم در علم عادی، امری مطلوب است، زیرا این التزام امکان تمرکز بر حل مسألهها را فراهم میکند. با این حال، او امکان این امر را نادیده نمیگیرد که دانشمندان میتوانند هماهنگانه کار کنند، بیآنکه وقت خود را با بحث مداوم بر سر مسألههای بنیادی هدر دهند و در همان حال موضع محتاطانهای در برابر پارادایم خود اتخاذ کنند.
📓 درآمدی بر فلسفهی علم: پژوهشی در باب یکصد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍ پیتر گادفری-اسمیت
®️ نواب مقربی
🆔 @Chekide_ha
Post #1823
200
- ❤ 4