مسألهی استقرا: معمای مادر همهی مسألهها در فلسفهی علم
ما کار خود را با ملاحظهی مسألهای بسیار دارای اهمیت و دشوار آغاز میکنیم، یعنی مسألهی فهم اینکه مشاهدهها (Observations) چگونه میتوانند نظریهای علمی را تأیید (Confirm) کنند. چه پیوندی میان مشاهده و نظریه برقرار است که مشاهده را شاهد مؤید نظریه میسازد؟ از پارهای جهتها، این مسأله، مسألهی اساسی فلسفهی علم (Philosophy of Science) در یک صد سال اخیر بوده است. این مسأله همچنین مسألهی عمده در برنامههای پوزیتیویسم منطقی (Logical Positivism) و تجربهگرایی منطقی (Logical Empiricism) و سرچشمهی درماندگی و ناکامی همیشگی برای این دو مکتب بود. این مسأله حتی اگر دست از تجربهگرایی منطقی نیز بشوییم، از میان نمیرود و به صورتهای گوناگون کمابیش برای هر کسی رخ مینماید.
هدف تجربهگرایان منطقی، پروراندن نظریهای منطقی دربارهی شواهد (Evidence) و تأیید بود، یعنی نظریهای که به تأیید چونان نسبتی مجرد میان جملهها مینگرد. این امر کاملاً آشکار شده است که شیوهی برخورد تجربهگرایان منطقی با این مسأله محکوم به شکست است. راه تجزیه و تحلیل آزمون و شواهد در علم، پروراندن نظریهای از نوع دیگر است.
تأیید نظریهها پیوند تنگاتنگی با موضوع شناختهشدهی دیگری در فلسفه دارد، یعنی مسألهی استقرا (Induction). چه دلیلی دارد انتظار داشته باشیم الگوهای مشاهدهشده در تجربهی گذشتهی ما همچنان در آینده نیز برقرار بمانند؟ چه توجیهی وجود دارد که مشاهدههای گذشتهی خود را چونان مبنای تعمیم چیزهایی به کار بریم که هرگز مشاهده نکردهایم؟ مشهورترین پژوهشهای مربوط به استقرا را فیلسوف تجربهگرای اسکاتلندی سدهی هفدهم، دیوید هیوم، به نگارش درآورد. هیوم میپرسید: چه دلیلی داریم که بیندیشیم آینده همانند گذشته خواهد بود؟ این فرض که آینده ممکن است یکسره ناهمانند با گذشته باشد، هیچگونه تناقضی در بر ندارد. به هیچ روی بعید نیست جهان به یکباره از بیخ و بن دگرگون شود و با این دگرگونی، تجربهی گذشتهی ما را سراسر بیفایده سازد. ما از کجا میدانیم که این اتفاق نخواهد افتاد؟
میتوانیم در پاسخ هیوم بگوییم که هرگاه به تجربههای پیشین گذشتهی خود اتکا کردهایم، این اتکا برای ما مفید از کار درآمده است. ولی هیوم در پاسخ میگوید این امر مصادره به مطلوب است، یعنی از پیش فرض کردن چیزی که خود به اثبات کردن نیاز دارد. استقرا بیگمان در گذشته مفید از کار درآمده است، ولی گذشته، گذشته است. ما کامیابانه «گذشتههای گذشته» را به کار بردهایم تا دربارهی «آیندههای گذشته» به ما آگاهی دهند. ولی مسألهی ما این است که آیا چیزی مربوط به گذشته دربارهی اینکه فردا چه اتفاق خواهد افتاد به ما آگاهی درستی میدهد یا نه.
هیوم نتیجه گرفت هیچگونه دلیلی نداریم که انتظار داشته باشیم آینده همچون گذشته رفتار کند. هیوم شکاک استقرایی بود. او میپذیرفت که همگی ما برای اینکه کار خویش را در جهان پیش ببریم، به استقرا اتکا میکنیم و هرگز پیشنهاد نمیکرد که نبایستی به استقرا اتکا کنیم، حتی اگر میتوانستیم چنین کنیم. استقرا از دیدگاه روانشناختی برای ما طبیعی است. علیرغم این، هیوم بر این باور بود که استقرا هیچگونه مبنای عقلانیای ندارد. شکاکیت استقرایی هیوم از آن زمان تاکنون پیدرپی تجربهگرایی را درگیر کرده است. مسألهی تأیید همانند مسألهی شناختهشدهی استقرا نیست، ولی خویشاوندی نزدیکی با آن دارد.
📓 درآمدی بر فلسفهی علم: پژوهشی در باب یکصد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍ پیتر گادفری-اسمیت
®️ نواب مقربی
🆔 @Chekide_ha
Post #1801
208
- 👍 6