روش علمی و منطق علم: تحولات فلسفی در فهم علم
عبارت شناختهشدهی روش علمی (Scientific Method) است. شاید بیشتر مردم، هنگامی که دربارهی به دست دادن نظریهای کلی در باب علم میاندیشند، همچو چیزی را در نظر داشته باشند. اندیشهی توصیف روش ویژهای که دانشمندان به کار میبرند یا باید از آن پیروی کنند، اندیشهای دیرینه است. در قرن هفدهم، فرانسیس بیکن و رنه دکارت از جمله کسانی بودند که تلاش میکردند مشخصههای دقیق شیوهای را که دانشمندان باید پیش بگیرند تشریح کنند. اگرچه تشریح یک روش علمی معین کاری است که تلاش در راه آن طبیعی به نظر میرسد، ولی در طی قرن بیستم، بسیاری از فیلسوفان دربارهی اندیشهی به دست دادن چیزی همچون دستور کار علم بدگمان شدند.
آنان چنین استدلال میکردند که علم فراروندی است بسیار نوآورانهتر و پیشبینیناپذیرتر از آنکه دستور کاری وجود داشته باشد که آن را توصیف کند. این امر بهویژه در مورد دانشمندان بزرگی همچون نیوتن، داروین و آینشتاین صادق است. مدتهای مدیدی متداول بود که در پیشدرآمد کتابهای درسی علمی، بخشی به تشریح روش علمی اختصاص یابد، ولی به نظر میرسد نویسندگان کتابهای درسی اخیر در این باره بسیار محتاطتر شدهاند.
هدف بسیاری از فیلسوفان علم سدهی بیستم، توصیف ساختار منطقی (Logical Structure) علم بود. توصیف ساختار منطقی علم یعنی چه؟ این امر آن است که فیلسوفان باید نظریهی علمی را همچون یک ساختار مجرد، یعنی چیزی همچون مجموعهای از جملههای به هم پیوسته در نظر آورند. هدف فیلسوفان، به دست دادن توصیفی از نسبتهای منطقی میان جملهها در نظریه و نسبتهای میان نظریه و شواهد عینی است. فلسفه همچنین میتواند بکوشد نسبتهای منطقی میان نظریههای علمی گوناگون را در زمینههای مربوط توصیف کند.
فیلسوفانی که این رهیافت را میپذیرند، تمایل دارند ابزارهای منطق ریاضی (Mathematical Logic) را با اشتیاق فراوان به کار بندند. آنان دقت و سختی کار خود را بسیار ارزشمند میشناسند. این نوع فلسفه اغلب احساس نومیدی و ناکامی در کسانی که بر روی تاریخ واقعی و ساختار اجتماعی علم کار میکنند برانگیخته است. در گذشته، چنین به نظر میرسید که فیلسوفان خشک منطقی از روی عمد کار خود را از هرگونه تماس با علم، چنانکه عملاً و در واقع روی میدهد، دور نگه میدارند، شاید به این هدف که مجموعهای از افسانههای مربوط به عقلانی بودن کامل علم را حفظ کنند. پژوهشهای منطقی اغلب بسیار جالب توجه بودهاند، ولی روی هم رفته، فلسفهی علم باید تماس نزدیکتری با کارهای علمی واقعی داشته باشد.
اگر جستجوی دستور کار بیش از اندازه سادهانگارانه است و اگر جستجوی نظریهای منطقی بسیار مجرد و انتزاعی است، پس به جای آن چه چیزی را میتوان جستجو کرد؟ میتوانیم تلاش کنیم راهبرد علمیای را برای پژوهش (Research) دربارهی جهان تعیین کنیم و بنابراین میتوانیم امیدوار باشیم تشریح کنیم که اگر از این راهبرد علمی پیروی کنیم، چه نوع رابطهای احتمال دارد با جهان برقرار کنیم.
📓 درآمدی بر فلسفهی علم: پژوهشی در باب یکصد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍ پیتر گادفری-اسمیت
®️ نواب مقربی
🆔 @Chekide_ha
Post #1793
197
- 👌 7