مسئله فقط کمشدن شمار شاعران نیست؛ مسئله، گسستهشدن راهی ست که شعر از رهگذر آن، تجربه و زبان و جهانبینی خود را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکند.
این وضع را باید زنگ خطری جدی برای آیندهی حیات ادبی فیروزآباد دانست. جوانترین شاعران فعال امروز شهر، بنا بر شناخت و مشاهدهی نگارنده، بیشتر نسل چهلسالهها به بالا را در بر میگیرد ؛ و اگر این گسست ادامه یابد و نسل تازهای بر نیاید، در یکی دو دههی آینده ممکن است فیروزآباد با یک گسست و خلا بزرگ در شعر معاصر روبهرو شود: شهری با پیشینهای نزدیک به چهار دهه کنشمندی انجمنهای ادبی، اما بیبهره از نسلی که بتواند این راه را ادامه دهد. این هشدار به معنای نادیدهگرفتن استعدادهای پراکنده یا انکار امکان ظهور شاعران تازه نیست؛ سخن از نبود یک جریان نسلیِِ پایدار است. انجمنهای ادبی اگر قرار است چراغ شعر را روشن نگه دارند، باید در کنار پاسداشت کارنامهی شاعران پیشین و حمایت از شاعران امروز، به جذب نوجوانان و جوانان، آموزش، نقد، انتشار آثار و فراهمکردن امکان حضور آنان در حیات ادبی شهر بیندیشند. زندهماندن یک سنت ادبی، نه فقط به شمار شاعرانی بستگی دارد که در گذشته پرورش داده است، بلکه به این بستگی دارد که امروز چه کسانی را برای فردای خود پرورش میدهد.
منابع:
_امید علیاحمدی: «نقش انجمن های ادبی در گسترش جامعه مدنی»؛ دکتر امید علیاحمدی؛ سایت هامون ایران؛
_دکتر اصغر دادبه: «بازگشت ادبی ایران»؛ سایت ایرانبوم؛ ۱۵ مهر ۱۳۹۰.
_خاطرات شخصی نگارنده.
_گفتوگو: شهرام کمالی, آرمان فرهنگ, عباس فیروزآبادی, عبدالله پناهی, اسماعیل رهبری, سعید امیری طیبی.
_آرشیو ادارهی فرهنگ و ارشاد اسلامی فیروزآباد
@chapar_namag
Post #230
10


