تورم ساختاری: مبانی، ابهامات و راهکارها(8-2)
کارایی ایستا که محور اصلی اقتصاد نیوکلاسیک و نظریه تجارت بینالملل سنتی است، بر تخصیص بهینه منابع موجود در یک نقطه از زمان بر اساس قیمتهای جاری بازار و مزیت نسبی ایستا تمرکز دارد. در مقابل،کارایی پویا در نگاه ساختارگرا و کالدوری/شومپیتری، به معنای ایجاد ظرفیت مداوم در اقتصاد برای ایجاد مزیتهای نسبی جدید و پویا، هدایت منابع به بخشهای با بازدهی صعودی و شکلدهی به موجهای جدید نوآوری در طول زمان است.
این رویکرد چند اصل کلیدی دارد. نخست دستکاری سیگنالهای بازار برای ترغیب سرمایهگذاران به ورود به بخشهای پرریسک صنعتی که دارای کارایی پویای بالا اما سودآوری کوتاهمدت پایین هستند، دولت باید از طریق مدیریت بازار، اعطای رانتهای تولیدی و حمایتهای تعرفهای اقدام کند. دوم بازدهی صعودی و پیوندها بخش صنعت کارخانهای دارای بازدهی صعودی پویا و پیوندهای قوی پیشین و پسین در شبکه تولید است که به کل اقتصاد سرریز میکند. و سوم قاعدهمندسازی رانتها با اصل تقابل برای جلوگیری از اتلاف منابع، اعطای رانتهای پویا باید مشروط به انضباط سختگیرانه (مانند عملکرد صادراتی) باشد.
به عنوان نمونه در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، اگر ژاپن میخواست بر اساس مزیت نسبی ایستای خود عمل کند، باید بر صادرات ابریشم و صنایع سبک تمرکز میکرد. اما وزارت صنعت و تجارت بینالملل ژاپن با هدفگیری کارایی پویا، بر صنایع سنگین، خودروسازی و ماشینسازی تمرکز کرد و با وجود هزینههای بالا و تعرفههای سنگین ۴۰ساله، ژاپن را به قطب خودروسازی جهان تبدیل نمود.
در دهه 70 دولت کره جنوبی اعتبارات ترجیحی و ارزان بانکهای توسعهای، سهمیه ارزی و نرخهای بهره پایین را به چبولها اعطا میکرد؛ اما در مقابل، سقفهای سختگیرانه صادراتی تعیین میکرد اگر بنگاهی اهداف صادراتی را محقق نمیکرد، حمایتهایش بلافاصله لغو میشد این اقدام صادرات را به ابزار انضباطبخشی و سنجش کارایی پویا تبدیل کرد.
در اقدامی دیگر دولت به جای اجازه ورود تعداد زیادی بنگاه کوچک و ناکارآمد، تعداد بنگاهها را در صنایع هدف محدود میکرد (مثلاً ۵ بنگاه سودآور به جای ۱۰ بنگاه زیانده) این کار سودهای الیگوپولی ایجاد میکرد، اما بنگاهها مجاز نبودند این سود را صرف مصرف کنند؛ بلکه مجبور بودند آن را مجدداً در R&D و توسعه ظرفیتهای جدید سرمایهگذاری کنند.
یا در کشورهایی مثل آلمان (KfW)، برزیل (BNDES) و کشورهای شرق آسیا، بانکهای توسعهای با ارائه سرمایه صبور (Patient Capital) بلندمدت، ریسک پروژههای بزرگ زیرساختی و فناوریهای نوظهور (مانند قطارهای سریعالسیر و انرژیهای تجدیدپذیر) را جامعهپذیر کردند تا مسیر کارایی پویا هموار شود.
کاتالاکسی
Post #679
101