تورم ساختاری: مبانی، ابهامات و راهکارها(2-1)
انواع تورم ساختاری و منشأ آن چیست؟
ادبیات ساختارگرایی یک فهرست رسمی و بسته از انواع تورم ساختاری ندارد. بلکه از سازوکارهای ساختاری ایجاد و انتشار تورم صحبت میکند که در ادامه به هر کدام خواهیم پرداخت.
نقش بخش کشاورزی: یکی از قدیمیترین ایدههای ساختارگرایی آمریکای لاتین، که بهویژه در آثار خوان نویلّا و اسوالدو سانکل در دهه ۱۹۵۰ مطرح شد، بر محدودیت عرضه کشاورزی تأکید دارد. در این دهه در بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه، صنعتیشدن، شهرنشینی، افزایش اشتغال و درآمد و رشد جمعیت تقاضای غذا را سریعتر از ظرفیت عرضه داخلی افزایش داده بود. البته مسئله لزوماً کمبود مطلق غذا یا قحطی نبود، بلکه کشش پایین عرضه غذا در برابر افزایش تقاضا بود؛ بهگونهای که حتی افزایش نسبتاً محدود تقاضا میتوانست به افزایش قابل توجه قیمت مواد غذایی منجر شود. در برخی کشورها نیز ضعف حملونقل، انبارداری، فناوری، ساختار مالکیت زمین و سیاستهای قیمتگذاری و تجاری این محدودیت را تشدید میکرد.
ایده پردازان معتقد بودند از آنجا که مواد غذایی سهم بالایی در سبد مصرف و هزینه معیشت کارگران دارد، افزایش قیمت غذا میتواند دستمزد واقعی را کاهش دهد و به مطالبه افزایش دستمزد منجر شود. افزایش دستمزد نیز در شرایطی میتواند از طریق افزایش هزینه تولید و تعدیل قیمت سایر کالاها، فشار اولیه را به تورم گستردهتر تبدیل کند. بنابراین در برداشت ساختارگرایانه، گلوگاه غذایی بیشتر یک فشار اولیه یا تغییر قیمت نسبی تلقی میشد؛ پایداری تورم به سازوکارهای انتشار، بهویژه تعدیل دستمزدها، قیمتگذاری بنگاهها و سیاستهای مالی و پولی، بستگی داشت (3).
تورم ناشی از محدودیت ارز و تراز پرداختها: این گلوگاه در ادبیات جدیدتر رنگ پررنگتری به خود گرفته است. اقتصادهای در حال توسعه معمولاً برای تولید به کالاهای سرمایهای، ماشینآلات، قطعات، انرژی یا مواد اولیه وارداتی نیاز دارند. و یا در کشورهای نفتی سطح معیشت به واسطه وجود رانت منابع زیرزمینی افزایش یافته که این موضوع به افزایش واردات به ویژه واردات کالاهای لوکس دامن میزند. بنابراین رشد اقتصادی (یا ارتقای سطح معیشت ناشی از رانت منابع زیرزمینی) به معنای افزایش واردات و به تبع آن افزایش تقاضا برای ارز است اما اگر صادرات با همان سرعت رشد نکند کسری خارجی به فشار بر ارز منجر شده و به کاهش ارزش پول ملی میانجامد. ارز داخلی ضعیفتر به معنای نهاده و کالای وارداتی گرانتر، افزایش قیمت تولید و نهایتا تورم است. اگر این روند تکرار شود، تورم میتواند به بخشی از ساختار اقتصاد تبدیل شود(4).
تورم ناشی از کاهش ارزش پول و انتقال نرخ ارز: این را میتوان زیرمجموعه قبلی دانست، ولی از نظر تجربی آنقدر مهم است که جداگانه بررسی شود چرا که لزوما به کاهش ارزش پول ملی وابسته نیست بلکه به تورم کشوری که از آن واردت انجام میشود هم وابسته است.
فرض کنید ارز پول ملی 50 درصد سقوط کند یا کالا وارداتی 50 درصد گرانتر شود در این صورت بنگاه واردکننده با افزایش 50 درصدی هزینه تولید مواجه است بنگاه این هزینه را به بخش بعدی منتقل میکند که اصطلاحا به این فرآیند Exchange Rate Pass-Through میگویند. این انتقال در کشورهای مختلف یکسان نیست. با این وجود بانک جهانی در بررسی گسترده اقتصادهای نوظهور نشان میدهد انتقال نوسانات نرخ ارز به تورم یکی از ویژگیهای مهم این اقتصادهاست(5). نمونه دیگری درباره برزیل نیز نشان میدهد هرچه سهم نهادههای وارداتی در هزینه تولید بیشتر باشد، انتقال کاهش ارزش پول به قیمتها قویتر میشود(4). کانال انتقال نرخ ارز در ادبیات داخل ایران نیز مورد توجه قرار گرفته است.
کاتالاکسی
Post #667
296