🔵 تجربه (۳)
«احساس آینده» یا «زندگی آینده»؟! مساله این است!
در قسمت قبل، درباره این واقعیت صحبت کردیم که ما فقط آینده را تصور نمیکنیم؛ بلکه تلاش میکنیم حدس بزنیم در آن آینده چه احساسی خواهیم داشت. گاهی شدت و دوام این احساس را بیش از اندازه برآورد میکنیم، گاهی خواستهها و ترجیحات امروزمان را به آدمِ فردا منتقل میکنیم و گاهی فراموش میکنیم که حتی پس از رسیدن به یک خواسته، زندگی ادامه پیدا میکند و ما با شرایط جدید سازگار میشویم.
برای دیدن این مسئله در یک زندگی انسانی، به سراغ «مادام بوواری» اثر گوستاو فلوبر میرویم.
گوستاو فلوبر، نویسنده فرانسوی و از چهرههای مهم رئالیسم ادبی، در سال ۱۸۲۱ متولد شد و در ۱۸۸۰ درگذشت. «مادام بوواری» در سال ۱۸۵۷ منتشر شد و خیلی زود به یکی از آثار مهم ادبیات مدرن تبدیل شد.
«اما بوواری» از جوانی شیفته رمانهای عاشقانه، عشقهای پرشور، زندگی اشرافی، تجمل و هیجان است. او فقط داستان نمیخواند؛ بهتدریج تصویری از «زندگی مطلوب» در ذهن خود میسازد. در این تصویر، عشق باید زندگی را دگرگون کند، ملال را از بین ببرد و سرانجام او را خوشبخت کند. او با شارل بوواری، پزشکی ساده و روستایی، ازدواج میکند؛ اما خیلی زود درمییابد که ازدواج، برخلاف رؤیاهایش، از روزهای عادی تشکیل شده است: خانه، کار، مسئولیت، تکرار و ملال.
شارل مرد بدی نیست، اما مردی نیست که «اما»در خیال خود ساخته است. بنابراین، مسئله فقط نارضایتی از همسر نیست؛ شکاف میان «آنچه انتظار داشت احساس کند» و «آنچه واقعاً احساس میکند» است.بعدتر، به یک مهمانی اشرافی دعوت میشود و برای نخستین بار از نزدیک با زندگیای روبهرو میشود که سالها در ذهن خود تصور کرده بود. این تجربه فقط برایش لذتبخش نیست؛ معیار مقایسهاش را هم تغییر میدهد. زندگی فعلی اکنون در برابر آن تصویر، بیرنگتر به نظر میرسد.
او به دنبال زندگی دیگری میرود. ابتدا با لئون و سپس با رودولف وارد روابط عاطفی میشود. هر بار تصور میکند این رابطه همان چیزی است که سرانجام خوشبختی را برایش خواهد آورد. اما رودولف او را ترک میکند و رابطه با لئون نیز بهتدریج وارد همان دنیای واقعی و روزمرهای میشود که از آن گریخته بود.
تجربه جذابیت، میل و رضایت نیز از گذر زمان و تکرار بیتأثیر نمیماند. چیزی که در آغاز تازه و هیجانانگیز است، بهتدریج بخشی از زندگی عادی میشود.
«اما» این بار فقط به رابطه عاطفی پناه نمیبرد. به خرید لباسهای گرانقیمت، وسایل لوکس و سبک زندگی تجملی روی میآورد؛ گویی میتواند با خریدن نشانههای یک زندگی رؤیایی، خودِ آن زندگی را نیز به دست آورد.سرانجام این انتخابها او را بدهکار میکنند. بدهیها افزایش مییابد، خطر از دست دادن اموال جدی میشود و تلاش او برای یافتن راه نجات یکی پس از دیگری شکست میخورد. از اطرافیان کمک میخواهد، اما پاسخهایی که میگیرد، با انتظاراتش فاصله دارد.در نهایت، وقتی راه خروج را بسته میبیند، دست به خودکشی میزند.
پس از مرگ او، شارل از روابط پنهان و بدهیهایش باخبر میشود. با این حال، همچنان دوستش دارد و از نظر جسمی و روانی فرو میپاشد و سرانجام میمیرد.
دریک بازخوانی به منظور استخراج نکات شناختی؛ مجموعه ای از مفاهیم ظریف را می توان در این رمان جستجو کرد:
- «پیشبینی عاطفی» یا Affective Forecastingیعنی تلاش ما برای پیشبینی احساس آینده. «اما» بارها با خود میاندیشد: «اگر این مرد را داشته باشم، خوشبخت میشوم» یا «اگر این زندگی را داشته باشم، آرام میشوم.»این همان impact bias است بعنی سوگیری که موجب می شود دوام احساسی را که یک رویداد آینده در ما ایجاد خواهد کرد، بیش از اندازه برآورد کنیم.
- سازگاری روانشناختی (Psychological Adaptation) و سازگاری لذتگرایانه (Hedonic Adaptation) را هم مشاهده می کنیم: تجربه ما با گذشت زمان تغییر میکند؛ تازگی کم میشود، توجه جابهجا میشود و شرایط جدید به بخشی از زندگی عادی تبدیل میشوند.
- سوگیری پروجکشن ( projection bias) است.«اما»خواستهها و ترجیحات امروز خود را بیش از اندازه به «منِ آینده» منتقل می کند. او با ذهن امروز، آینده خود را تصور میکند؛ در حالی که آدمی که چند سال بعد خواهد شد، لزوماً همان آدم امروز نیست.
- و در کنار اینها، Optimism Bias میتواند توضیح دهد که چرا ممکن است هر بار فکر کنیم «این بار فرق خواهد داشت» و آینده شخصی خود را بهتر از آنچه احتمال واقعی نشان میدهد تصور کنیم.
«اما» درگیر چرخهای از پیشبینی، رسیدن، سازگاری، ملال و جستوجوی دوباره است: او احساس رسیدن را با زندگی پس از رسیدن اشتباه میگیرد.
ادامه دارد…
دکترموسی عطازاده
🌿
Post #290
243
Forwarded from Cognitive Disorders (M.Atazadeh)
- 👌 2