TGViewer
Channel Public Channel
مکالمه زبان انگلیسی بدون کتاب BFC

مکالمه زبان انگلیسی بدون کتاب BFC

@bookfc

دارای نمایندگی در شمال /غرب/شرق تهران
برگزار کننده دوره مکالمه زبان بدون کتاب به
صورت حضوری ومجازی
تلفن تماس
02122641523
02188851250
ارتباط با استاد حلاج زاده 👇👇👇👇👇👇👇

@Alihallajzadeh

اینستاگرام👇👇👇👇👇👇

book_free_conversation
https://www.
Subscribers
3.11K
Photos
162
Videos
280
Links
601

Showing posts older than #6654 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #6653 265
1. Prank caller 📞

= کسی که برای شوخی و اذیت تلفن می‌کند

معمولاً هدفش خنداندن خودش یا دیگران است؛ مثلاً با هویت جعلی تماس می‌گیرد یا حرف عجیب می‌زند.

He was a prank caller.
او کسی بود که برای شوخی و اذیت تلفن می‌کرد.

Someone keeps prank-calling me.
یکی مدام برای شوخی و اذیت به من زنگ می‌زند.

⸻

2. Crank caller 📞

= مزاحم تلفنی / کسی که تماس‌های آزاردهنده یا عجیب می‌گیرد

تأکید بیشتر روی آزاردهنده، عجیب یا بی‌دلیل بودن تماس است، نه لزوماً شوخی.

I keep getting calls from a crank caller.
مدام از یک مزاحم تلفنی تماس دریافت می‌کنم.

@bookfc
  • ❤ 8
Post #6652 257
Nude color یعنی:

رنگ نود، رنگ پوست یا رنگی نزدیک به رنگ طبیعی پوست (بسته به رنگ پوست هر فرد می‌تواند بژ، کرم، قهوه‌ای روشن و… باشد)

@bookfc
She wore a nude dress.
او یک لباس به رنگ نود پوشیده بود.
I like nude lipstick.
من رژ لب نود را دوست دارم.
She bought nude high heels.
او کفش پاشنه‌بلند به رنگ نود خرید.
Nude colors go with almost everything.
رنگ‌های نود تقریباً با همه چیز ست می‌شوند.

نکته

در دنیای مد و آرایش، nude معمولاً به معنی رنگی شبیه رنگ طبیعی پوست است، نه برهنه.

اما اگر nude بدون کلمه color به کار برود، ممکن است معنی برهنه یا عریان بدهد.

مثال:

She is wearing a nude-colored shirt.
او یک پیراهن به رنگ نود پوشیده است.
He was nude.
او برهنه بو
  • ❤ 8
  • 🙏 6
Post #6651 225
مثال مقایسه‌ای

فرض کنید دوستتان در مهمانی نیامده است:

He should have come.
باید می‌آمد. (اما نیامد.)
He could have come.
می‌توانست بیاید. (امکانش را داشت.)
He must have forgotten.
حتماً فراموش کرده است. (حدس قوی)
He may have forgotten.
شاید فراموش کرده باشد. (فقط احتمال

@bookfc
  • ❤ 7
  • 👌 3
Post #6649 219
بله، Must have + V3 را می‌توان این‌طور ترجمه کرد:

«احتمال خیلی زیاد دارد که …»
یا
«به احتمال قوی …»
یا در بعضی موقعیت‌ها: «حتماً … کرده است»

اما دقت کنید: این قطعیت ۱۰۰٪ نیست؛ بلکه گوینده بر اساس شواهد یک حدس خیلی قوی می‌زند.

مثال:

He must have forgotten my name.
= به احتمال خیلی زیاد اسم من را فراموش کرده است.
= حتماً اسم من را فراموش کرده است. (ترجمه محاوره‌ای)

@BOOKFC

She must have been tired.
= به احتمال زیاد خسته بوده است.

They must have left early.
= به احتمال زیاد زود رفته‌اند.

@BOOKFC
  • ❤ 9
  • 🙏 1
Post #6648 209
3. May have + V3

معنی: شاید… (احتمال درباره گذشته، اما مطمئن نیستیم)

ساختار:

@BOOKFC

Subject + may have + V3

مثال‌ها:

She may have missed the bus.
شاید اتوبوس را از دست داده باشد.
He may have forgotten my name.
شاید اسمم را فراموش کرده باشد.
They may have gone home.
شاید به خانه رفته باشند.
I may have left my keys at work.
شاید کلیدهایم را سر کار جا گذاشته باشم.
We may have made a mistake.
شاید اشتباه کرده باشیم.

@BOOKFC
  • ❤ 7
  • 🙏 1
Post #6647 170
2. Could have + V3

معنی: می‌توانستی، اما انجام ندادی. (فرصت یا امکان از دست رفته)

ساختار:

Subject + could have + V3

مثال‌ها:

@BOOKFC

I could have won the game.
می‌توانستم بازی را ببرم.
You could have asked me.
می‌توانستی از من بپرسی.
She could have become a doctor.
می‌توانست دکتر شود.
We could have taken a taxi.
می‌توانستیم تاکسی بگیریم.
They could have helped us.
می‌توانستند به ما کمک کنند.

@BOOKFC
  • ❤ 6
  • 🙏 1
Post #6646 159
@BOOKFC

این ساختارها برای صحبت درباره گذشته به کار می‌روند؛ اما هر کدام معنی متفاوتی دارند.

1. Should have + V3

معنی: باید کاری را انجام می‌دادی، اما انجام ندادی. (پشیمانی، انتقاد یا توصیه)

ساختار:

Subject + should have + Past Participle (V3)

مثال‌ها:

You should have called me.
باید به من زنگ می‌زدی.
I should have studied harder.
باید بیشتر درس می‌خواندم.
She should have told the truth.
باید حقیقت را می‌گفت.
We should have left earlier.
باید زودتر راه می‌افتادیم.
They should have listened to you.
باید به حرفت گوش می‌دادند.
  • ❤ 6
  • 🙏 2
Post #6645 199
🌐 مرکز مکالمه زبان بدون کتاب
Book Free Conversation | BFC Novin Talk

✨ NovinTalk | مرکز تخصصی مکالمه زبان نوین تاک ✨

🌐 Website: novintalkbfc.ir

📸 Instagram: @book_free_conversation

▶️ YouTube: https://youtube.com/shorts/Pt-NWld93Sc?si=5iIPD8AJb3uaDQUK

💬 Telegram: @BOOKFC

🟢 WhatsApp: https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X

🟣 Rubika: @bookfreeconversation

🟡 Eitaa: https://eitaa.com/bookfc

⸻

📞 تماس و مشاوره ثبت‌نام:
02122641523
02188951250

📍 مناطق برگزاری کلاس‌ها:
شمال تهران | غرب تهران | شرق تهران

⸻

🔥 یادگیری واقعی زمانی شروع می‌شود که جرأت صحبت کردن داشته باشی.
YouTube July 23, 2023 Enjoy the videos and music you love, upload original content, and share it all with friends, family, and the world on YouTube.
  • ❤ 5
Post #6644 211
ماشین روشن نمی‌شود.
The car won’t start.


(رایج‌ترین حالت در مکالمه)
ماشین خراب است.
The car is broken.
یا
The car is not working.
ماشین استارت نمی‌خورد.
The car won’t crank.
یا ساده‌تر:
The engine won’t turn over.
(یعنی موتور نمی‌چرخد و استارت نمی‌زند)
ماشین آب و روغن قاطی کرده.
The coolant and oil have mixed together.


یا در اصطلاح مکانیکی:
The engine has a blown head gasket.
(احتمالاً واشر سرسیلندر زده است)

چند جمله کاربردی:

My car won’t start. I think the battery is dead.
ماشینم روشن نمی‌شود. فکر کنم باتری خوابیده.
My car broke down on the road.
ماشینم وسط راه خراب شد.
I need to take my car to the mechanic.
باید ماشینم را پیش مکانیک ببر

https://t.me/BOOKFC
  • 👍 6
  • ❤ 5
Post #6643 199
Came to عبارت فعلی
(phrasal verb) است.

come to = به هوش آمدن / دوباره آگاه شدن

گذشته‌اش می‌شود:

come → came → come

مثال:

I fainted, but I came to a few minutes later.
غش کردم، اما چند دقیقه بعد به هوش آمدم.
When she came to, she was in the hospital.
وقتی به هوش آمد، در بیمارستان بود.

نکته:
come to چند معنی دیگر هم دارد:

به هوش آمدن
He came to after the accident.
او بعد از تصادف به هوش آمد.
به یک نتیجه رسیدن / متوجه شدن
I came to understand the problem.
متوجه مشکل شدم

https://t.me/BOOKFC
  • ❤ 8
Post #6642 179
مکالمه‌های طبیعی

A: I won the lottery!
B: Oh my gosh! Congratulations!



A: My car was stolen.
B: Oh my God! I’m so sorry.



A: Look at this view!
B: Wow! It’s incredible!



نکته مهم:
در مکالمه روزمره آمریکایی، Oh my gosh و حتی OMG (Oh my God) بسیار رایج هستند. اگر می‌خواهید مؤدبانه‌تر یا خنثی‌تر صحبت کنید، Oh my gosh انتخاب بهتری است
  • 👍 5
Post #6641 216
Exchange currency یعنی تبدیل یا تعویض ارز.

مثال‌ها:

I need to exchange some currency before my trip.
من باید قبل از سفر مقداری ارز تبدیل کنم.
Where can I exchange currency in this city?
کجا می‌توانم در این شهر ارز تبدیل کنم؟
You can exchange dollars for euros at the airport.
می‌توانید دلار را در فرودگاه به یورو تبدیل کنید.
The bank offers a good exchange rate for foreign currency.
بانک نرخ تبدیل خوبی برای ارز خارجی ارائه می‌دهد.
I exchanged 500 dollars into Japanese yen.
من ۵۰۰ دلار را به ین ژاپن تبدیل کردم.

واژگان مرتبط:

exchange currency = ارز را تبدیل کردن
exchange rate = نرخ ارز / نرخ تبدیل
foreign currency = ارز خارجی
currency exchange = صرافی / خدمات تبدیل ا

@bookfc
  • 👍 5
  • ❤ 1
Post #6640 209
رنگم پرید در انگلیسی:

I went pale. ✅ (رایج‌ترین؛ رنگ صورتم پرید)
I turned pale. ✅ (ناگهان رنگم پرید)
My face went pale. ✅ (صورتم رنگ‌پریده شد)

مثال‌ها:

I went pale when I heard the news.
وقتی خبر را شنیدم، رنگم پرید.

She turned pale because she was scared.
او از ترس رنگش پرید.

His face went pale after the accident.
بعد از حادثه، صورتش رنگ‌پریده شد.

🌐 Website: novintalkbfc.ir
💬 Telegram: https://t.me/BOOKF
  • 👌 4
  • ❤ 1
Post #6639 161
😴 Sleep (خواب)

I feel sleepy.
من خوابم می‌آید / احساس خواب‌آلودگی می‌کنم.

I feel sleepy because I didn’t sleep well last night.
من خوابم می‌آید چون دیشب خوب نخوابیدم.

I feel sleepy after lunch.
بعد از ناهار خوابم می‌آید.

I was sleepy, so I went to bed early.
خوابم می‌آمد، بنابراین زود به رختخواب رفتم.

⸻

💤 Fall asleep (خوابم برد)

I fell asleep.
خوابم برد.

I fell asleep while watching TV.
وقتی تلویزیون تماشا می‌کردم خوابم برد.

I fell asleep on the sofa.
روی مبل خوابم برد.

I was so tired that I fell asleep quickly.
آنقدر خسته بودم که سریع خوابم برد.

⸻

🌟 Remember:
I feel sleepy = خوابم می‌آید (قبل از خواب)
I fell asleep = خوابم برد (خواب اتفاق افتاده)

💬 Telegram: https://t.me/BOOKFC
🌐 Website: novintalkbfc.ir
  • ❤ 5
Post #6638 146
�✨ خدایا شکرت ✨🤲

🌅 هر روز یک فرصت تازه است برای رشد، یادگیری و ساختن آینده‌ای بهتر.
💚 با شکرگزاری، آرامش وارد قلبم می‌شود و امید در زندگی‌ام بیشتر می‌گردد.

🌟 Thank you, God, for every new day.
🌱 Every day is a new opportunity to grow, learn, and create a better future.
💫 Gratitude fills my heart with peace and my life with hope.

💬 Telegram: @BOOKFC
  • ❤ 3
Post #6637 165
hoity-toity

Pronunciation: /ˌhɔɪti ˈtɔɪti/

English definition

Hoity-toity (adjective) means acting as if you are more important, richer, or better than other people; snobbish and arrogant.

Persian meaning

متکبر، ازخودراضی، اشرافی‌مآب، خودبرتربین

Examples

She is too hoity-toity to talk to ordinary people.
او آن‌قدر متکبر است که با مردم عادی صحبت نمی‌کند.
Don’t be so hoity-toity.
این‌قدر ازخودراضی نباش.
He has a hoity-toity attitude.
او رفتار متکبرانه‌ای دارد.
Some rich people can be hoity-toity, but not all of them.
بعضی افراد ثروتمند ممکن است متکبر باشند، اما همه این‌طور نیستند.
I don’t like hoity-toity people.
من آدم‌های متکبر را دوست ندارم.

Common collocations

hoity-toity attitude = رفتار متکبرانه
hoity-toity people = آدم‌های ازخودراضی
hoity-toity restaurant = رستوران اشرافی و متظاهر
hoity-toity neighborhood = محلهٔ اشرافی

📘 تلگرام: @BOOKFC
https://t.me/BOOKFC

💬 واتساپ: کانال مکالمه
https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X

🟢 بله: کانال مکالمه
https://ble.ir/join/BZVLoUce7Q

📸 اینستاگرام: @book_free_conversation
https://www.instagram.com/book_free_conversation
  • ❤ 2
  • 👍 2
Post #6636 148
تحت تأثیر قرار دادن، شگفت‌زده کردن
Impression (اسم) = برداشت، تأثیر اولیه
Impressions (جمع) = برداشت‌ها، تأثیرات

مثال‌های impress

She impressed everyone with her speech.
او با سخنرانی‌اش همه را تحت تأثیر قرار داد.
Your English really impresses me.
انگلیسی تو واقعاً مرا تحت تأثیر قرار می‌دهد.
He wants to impress his boss.
او می‌خواهد رئیسش را تحت تأثیر قرار دهد.
The movie didn’t impress me.
آن فیلم مرا تحت تأثیر قرار نداد.
Try to impress people with your kindness, not your money.
سعی کن مردم را با مهربانی‌ات تحت تأثیر قرار بدهی، نه با پولت.

📘 تلگرام: @BOOKFC
https://t.me/BOOKFC

💬 واتساپ: کانال مکالمه
https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X

🟢 بله: کانال مکالمه
https://ble.ir/join/BZVLoUce7Q

📸 اینستاگرام: @book_free_conversation
https://www.instagram.com/book_free_conversation
  • 👍 3
  • ❤ 1
Post #6635 152
«سخنرانی کردن» در انگلیسی چند معادل دارد که بسته به موقعیت استفاده می‌شوند:

give a speech ⭐ (رایج‌ترین)
make a speech (کاملاً درست و رایج)
deliver a speech (رسمی‌تر)
give a presentation (اگر ارائهٔ آموزشی یا کاری باشد، نه سخنرانی عمومی)
speak in public (سخنرانی یا صحبت کردن در جمع)

مثال‌ها

She gave a speech at the conference.
او در کنفرانس سخنرانی کرد.
He made a speech about beauty.
او درباره زیبایی سخنرانی کرد.
The president delivered a speech yesterday.
رئیس‌جمهور دیروز سخنرانی کرد.
I have to give a speech tomorrow.
من باید فردا سخنرانی کنم.
I’m nervous about speaking in public.
از سخنرانی در جمع استرس دارم
@bookfc
@Alihallajzadeh
  • 👍 8
  • ❤ 1
Post #6634 158
Disgrace someone

تلفظ: /dɪsˈɡreɪs/
معنی: آبروی کسی را بردن، بی‌آبرو کردن

📌 مثال‌ها:

😔 He disgraced his family by lying.
او با دروغ گفتن آبروی خانواده‌اش را برد.

😔 The player disgraced his team by cheating.
آن بازیکن با تقلب، آبروی تیمش را برد.

😔 Don’t disgrace yourself in front of everyone.
جلوی همه خودت را بی‌آبرو نکن.

😔 His actions disgraced the whole company.
رفتارش آبروی کل شرکت را برد.

😔 She felt he had disgraced her in public.
او احساس کرد که او جلوی مردم آبرویش را بر

@bookfc

@Alihallajzadeh
استاد حلاج زاده
  • 🙏 6
  • 👍 1
Post #6633 166
کدام‌یک از بچه‌ها خوش‌تیپ/خوش‌هیکل است؟»،

اگر «فورم» را به معنی خوش‌اندام یا خوش‌هیکل می‌گویی، می‌توانی بگویی:

Which one of the kids is in good shape?
= کدام‌یک از بچه‌ها خوش‌اندام است؟
  • 👍 7
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →