خوانش هستی و زمان؛
۵- مرگ، وجدان، تقصیر (حضوری، آنلاین و آفلاین)
بههدایت احسان پویافر
از ۱۱ آبان ۱۴۰۵، دوشنبهها: ساعت ۱۶ تا ۱۸(۵ جلسه)
آیا میتوان دازاین را در تمامیتش فهمید، در حالی که تا وقتی هست، هنوز به پایان نرسیده و همواره در برابر امکانهای تازه قرار دارد؟ اگر زندگی چیزی جز گشودگی به امکانها نیست، چه میشود وقتی با امکانی مواجه شویم که خود این امکانمندی را به پایان میرساند؟ در بندهای ۴۶ تا ۶۰ «هستی و زمان»، هایدگر ما را به سوی یکی از بنیادیترین و تکاندهندهترین پرسشهای خود میبرد: مرگ چه نسبتی با شیوهی بودن ما دارد؟ مرگ برای دازاین صرفا رخدادی که روزی در پایان زندگی اتفاق میافتد نیست؛ بلکه امکانِ ناممکنشدنِ دازاین است: امکانی که با تحقق آن، خودِ امکانمندی دازاین و امکان هر امکان دیگر پایان مییابد. از همین رو، دازاین از آغاز در نسبت با مرگ قرار دارد؛ او هستی-بهسوی-مرگ است.
اطلاعات بیشتر👇
Post #1148
341
