خویشاوندی زبانی را دبیره (خط) و نظام نوشتاری تعیین نمیکند. یک زبان ممکن است در طول تاریخ خود چندین بار دبیرهاش را تغییر دهد، بیآنکه جایگاه تبارشناختی آن در میان خانوادههای زبانی دگرگون شود. آنچه وابستگی یک زبان به یک خانوادهٔ زبانی را مشخص میکند، ساختار دستوری موروثی، واژگان بنیادین، دگرگونیهای آوایی منظم و تداوم تاریخی آن است، نه الفبایی که برای نوشتن آن به کار میرود.
فارسی نمونهای روشن از این واقعیت است. اگرچه فارسی نوین امروز با گونهای تعدیلشده از دبیرهُ عربی نوشته میشود، این امر آن را به زبانی سامی تبدیل نمیکند؛ همانگونه که استفاده از دبیرهُ لاتین، زبانهایی مانند ترکی، ویتنامی یا سواحیلی را به زبانهای هندواروپایی بدل نکرده است. پس از فتح ایران به دست اعراب، دبیرهُ پهلوی رفتهرفته کنار گذاشته شد و دبیرهای برگرفته از عربی جای آن را گرفت، اما ساختار بنیادین زبان فارسی همچنان ایرانی بر جای ماند.
زبانشناسی تاریخی و تطبیقی نشان میدهد که فارسی نوین از فارسی میانه (پهلوی) پدید آمده و فارسی میانه نیز خود ادامهٔ فارسی باستان است. این تداوم تاریخی را میتوان در دگرگونیهای آوایی منظم، عناصر دستوری موروثی، واژگان بنیادین و برخی ویژگیهای نحوی مشترک میان این مراحل تاریخی مشاهده کرد. ازاینرو، فارسی در شاخهٔ جنوبغربی زبانهای ایرانی و در نهایت در خانوادهٔ بزرگ زبانهای هندواروپایی دستهبندی میشود؛ جدا از اینکه با چه دبیرهای نوشته شود.
از همین رو، زبانشناسان میان "زبان" و "دبیره" تمایزی روشن و اساسی قائل هستند. دبیره ابزاری فرهنگی است که میتواند وام گرفته شود، تغییر یابد یا جایگزین شود، اما تبار زبانی بر پایهٔ انتقال تاریخی زبان از نسلی به نسل دیگر و از راه بررسی تطبیقیِ همبستگیهای نظاممند آوایی و دستوری تعیین میشود. از اینرو، پیوستگی دبیره با خویشاوندی زبانی، از دیدگاه زبانشناسی تاریخی، خطایی بنیادی و روشی نادرست است.
#خورشید_صبوری
@beyondlinguistics
Post #179
1.93K
- 👍 15
- ❤ 7