#صفحه_آخر_کتاب (۲۰)
باز هم سخن از قلب است و نقش آن در زندگی انسان.
راستی!
رمز و راز و حقیقت قلب انسان چیست؟
من که حیرانم و هنوز نتوانستهام به حقیقت آن، آنگونه که باید، پی ببرم.
«قلبهای بیمار و مداوای آنها» عنوان کتابی ۱۲۳ صفحهای از یکی از شخصیتهای بزرگ و تأثیرگذار در عالم اسلام، شیخالاسلام ابنتیمیه رحمهالله است؛ با تقدیم و تحقیق دکتر محمد زینهم محمد عزب، پژوهشگر و محقق مصری، و ترجمه علی صارمی.
مترجم، کتاب را به مادرش تقدیم کرده و مینویسد:
«تقدیم به مادر عزیزم؛ مادری که تمام تلاش و کوششاش این است تا فرزندانش را درست تربیت کند.»
همچنان مترجم کتاب در صفحه ۸ مینویسد:
«از آنجایی که شیطان، دلها را وسوسه میکند و در صدد گمراه کردن و تغییر دادن آنهاست، بنده به نوبهٔ خود، ترجمهٔ این کتاب به زبان فارسی را ضروری و مناسب دانستم.
در ادامه، محقق در مقدمه خود مینویسد:
«ما در صدد بیان گوشهای از زندگی عالم و فقیهی از فقهای اسلام هستیم که از تألیفات او در رشتههای مختلف علوم دینی، از قبیل تفسیر، حدیث و فقه، کتابخانههای بزرگ شکل گرفته است.»
این عالم، کسی جز شیخالاسلام احمد بن عبدالحلیم بن عبدالسلام ابنتیمیه رحمهالله نیست.
همچنان دکتر محمد زینهم محمد عزب مینویسد که تألیفات ابنتیمیه از مرز ۱۳۰۰ جلد گذشته است.
این سخن مرا به فکر فرو میبرد:
بیش از ۱۳۰۰ جلد تألیف!
در عصر ما، آیا افراد در طول عمرشان ۱۳۰۰ کتاب مطالعه میکنند؟
برای نوشتن ۱۳۰۰ جلد کتاب، چقدر باید مطالعه کرد؟
بگذریم...
بیاییم کمی کتاب را مرور کنیم.
شیخالاسلام ابنتیمیه رحمهالله در صفحه ۲۰ مینویسد:
«باید دانست که بیماری، فاصله اندکی با مرگ دارد. قلب بهوسیله جهل مطلق، بهکلی میمیرد و بهوسیله بعضی جهلها مریض میشود.»
در صفحه ۲۳ میخوانیم:
«قرآن برای امراض قلب، آنچه در باطن انسان از شبهات و شهوات قرار دارد، شفابخش است.»
شیخالاسلام ابنتیمیه رحمهالله در ادامه مینویسد:
«قلب زنده، قلبی پویاست؛ چرا که در آن نور ایمان و چراغ هدایت وجود دارد. او بهخوبی میشنود، میبیند و میاندیشد. در نقطه مقابل آن، قلب مرده قرار دارد و از آنجایی که ظلمت و جهل و نادانی بر آن سیطره یافته است، نمیشنود، نمیبیند و نمیاندیشد.»
از صفحه ۹۵ تا ۱۰۷، این کتاب به عشق اختصاص یافته است.
عشق از زاویههای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است؛ بحثی که در این مجال نمیگنجد.
فقط میتوان گفت که عشق را بهراستی نمیتوان بهسادگی توضیح داد و شاید هیچکس نتوانسته باشد تعریف کاملی از آن ارائه کند. آنقدر دیدگاههای مختلف درباره عشق وجود دارد که انسان حیران میشود و گاهی تنها باید سکوت کرد و سخن نگفت.
از صفحه ۱۰۷ تا ۱۲۳ نیز کتاب به اضافات و تعلیقات محقق اختصاص یافته است.
و اما صفحه آخر کتاب؛ یعنی صفحه ۱۲۳.
دکتر محمد زینهم محمد عزب مینویسد:
«در آخر باید اشاره کرد که قلب انسان مؤمن همواره در معرض هجوم شیطان و وسوسههایش قرار دارد و هر آن احتمال میرود که دچار انواع بیماریها شود. از این رو باید شدیداً مواظب بود. تنها راه مواظبت و نگهداری قلب این است که علم قرآن و سنتهای صحیح رسولالله صلیاللهعلیهوسلم را فرا گرفته و به آنها عمل شود.»
و شاید یکی از مهمترین درسهای این کتاب همین باشد:
قلب، اگر مراقبت نشود، بیمار میشود؛ و اگر با ایمان، علم و عمل زنده نگه داشته نشود، آرامآرام میمیرد.
راستی!
آخرین باری که به قلب خودمان سر زدیم، چه زمانی بود؟
وحید کاظمی
@bekhan_wk
Post #452
149