#صفحه_آخر_کتاب (۱۱)
آن شب، بر اثر کارهای زیاد روز گذشته، خسته شده بودم و زود خوابیدم و صبح فردای آن شب زودتر بیدار شدم.
گفتند: برای دیدن خورشید باید قبل از طلوع آن بیدار شد.
فوری به سوی کتابها رفتم. هنوز هوا تاریک بود و اذان صبح را نگفته بودند.
فرصت را غنیمت شمردم و به مرتبکردن کتابها پرداختم.
وقتی بیشتر به کتابها نگاه کردم، با یک کتاب غریبه روبهرو شدم.
کتاب را برداشتم و با خودم فکر کردم: من چنین کتابی را نداشتم.
این از کجا آمده و اینجا چه میکند؟
کتاب را مرور کردم و فوری به صفحه آخر کتاب سر زدم.
نویسندهاش را میشناختم و نام کتاب را هم شنیده بودم، اما هنوز آن را مطالعه نکرده بودم.
راستی!
نام کتاب را نگفتم.
نام کتاب «طبالقلوب» از امام ابنقیم جوزی بود؛ کتابی معتبر و مورد قبول اهل علم و عرفان.
صدای زیبای اذان صبح از جاهای مختلف شهر هرات به گوش میرسید و من غرق مرور کتاب بودم.
پسرم یحیی برای نماز صبح بیدار شد و من فوری او را صدا کردم و جویای حضور این کتاب در کتابخانه شدم.
او گفت که کتاب را امانت گرفته تا مطالعه کند.
و این داستان کتاب بود.
حالا من با یک مهمان گرامی و دوست جدید آشنا شده بودم.
از فرصت استفاده کردم و شروع به خواندن آن کتاب کردم.
کتاب «طبالقلوب»، نوشته امام ابنقیم جوزی، یکی از کتابهای تأثیرگذار و مهم در زمینه شناخت بیماریهای قلب و رمز و راز آن است.
این کتاب ۲۴۶ صفحه دارد و گردآورنده آن آقای صالح احمد شامی است. ایشان در مقدمه کتاب، مطلب بسیار جالبی میگوید:
انسان دارای دو قلب است؛ یکی قابل رؤیت و دیگری قابل رؤیت نیست و هر دو قلب باید سالم باشند تا انسان به سعادت دنیا و آخرت برسد.
البته ناگفته نماند که بعضی از بزرگان بر این باور هستند که در آثار ابنقیم کتابی به این نام وجود ندارد و نسخه خطی این کتاب را کسی ندیده است.
اما گردآورنده کتاب مینویسد که اکثر کسانی که تألیفات ابنقیم جوزی را بررسی کردهاند، این کتاب را نیز از آثار ایشان دانستهاند؛ هرچند نسخه خطی از این کتاب در دسترس نیست.
بیاییم چند جمله از این کتاب را مرور کنیم:
«قلب فرمانروایی است که تمام اعضای بدن را مشغول میکند.»
«قلب سالم، قلب مرده و قلب بیمار چه ویژگیهایی دارند؟»
«گاهی اوقات قلب میمیرد، ولی صاحبش مرگ را احساس نمیکند.»
«نشانه قلب سالم آن است که تمام هم و غمش در راه خدا باشد.»
راستش، وقتی کتاب را خواندم، متوجه خیلی از بیماریهای قلبی خودم شدم.
بر اساس مطالب این کتاب، شاید قلب سالم خیلی کم باشد و نیاز است که هر فردی، بهخصوص انسان مسلمان، بیماریهای قلب خود را شناسایی کند و به درمان آن بپردازد.
و اما در صفحه آخر، یعنی صفحه ۲۴۶، چهار قسم را توضیح میدهد:
اول: محبوب و مستعان بالذات
که این بالاترین اقسام است و آن کسی جز خداوند یکتا نیست و هر آنچه غیر اوست، باید به خاطر محبت او دوست داشته شود و به عنوان آلت و وسیله از آن طلب کمک شود.
دوم: محبوب و مستعان با واسطه
مانند معشوقی که توانایی برآوردهکردن هدف عاشقش را دارد.
سوم: محبوبی که از غیر آن برای رسیدن به آن طلب کمک شود.
چهارم: وسیلهای که از آن طلب کمک شود، ولی در ذات خود محبوب نباشد.
بنابراین، زمانی که این موارد شناخته شد، روشن میگردد که در میان این اقسام چهارگانه، کدامیک شایسته پرستش و استعانت است و اینکه محبت غیر او و یاریخواستن از آن، اگر وسیله و سببی برای محبت و استعانت بنده قرار نگیرد، برای وی زیانآور بوده و مفسده آن از مصلحتش بیشتر خواهد بود.
و تنها خداوند است که از او باید یاری جست و بر وی توکل نمود.
وحید کاظمی
@bekhan_wk
Post #425
189