راستی آیا رفتی با باد؟
چهارم اسد/شهریور، سالروز درگذشت مهدی اخوانثالث (۱۳۰۷–۱۳۶۹)
شعر اخوان ساده، صمیمی و دلنشین است؛ چنان با انسان سخن میگوید که گاهی احساس میکنیم شاعر، حرف دل خود ما را به زبان آورده است.
در شعر «به دیدارم بیا»، از دیدار و با هم بودن میگوید؛ گویی به ما یادآوری میکند که باید تا دیر نشده، به دیدار کسانی بشتابیم که دوستشان داریم؛ شاید فردا برای این دیدار دیر باشد.
در «زمستان» نیز از سردی روابط انسانها و بیخبری از یکدیگر میگوید:
«سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است»
چقدر این تصویر برای زندگی امروز ما آشناست! گاهی آنقدر درگیر خودمان میشویم که از حال دیگران بیخبر میمانیم؛ حتی از حال کسانی که دوستشان داریم.
در شعر «هی فلانی!» نیز از تنهایی، دلبستگی و تلخیِ زندگی سخن میگوید:
«هی فلانی! زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک
آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را
جز برای او و جز با او نمیخواهی
من گمانم زندگی باید همین باشد.»
گاهی انسان تمام دنیای خود را در وجود کسی خلاصه میکند؛ اما زندگی همیشه آنگونه که ما میخواهیم پیش نمیرود.
و در «قاصدک»، این حسِ انتظار، سرگردانی و بیخبری را به شکلی ماندگار بیان میکند:
«قاصدک! هان، ولی… آخر… ای وای
راستی آیا رفتی با باد؟
با توام، آی! کجا رفتی؟ آی»
شاید راز ماندگاری شعر اخوان همین باشد؛ او از انسان، تنهایی، انتظار و دردهای او سخن میگوید، اما چنان ساده و صمیمی که پس از گذشت سالها، هنوز شعرش به دل انسان امروز مینشیند.
وحید کاظمی
@bekhan_wk
Post #416
230