TGViewer
Channel Public Channel
شعر برتر

شعر برتر

@bartarpoem

برای شعر؛ زبان سرزمین عشق..🕊

کانال دیالوگ: https://t.me/BartarDialog
Subscribers
458
Photos
236
Videos
10
Links
790
Recent Posts 20 shown
Post #5599 19
🌙
مثل آشوبی که یک توفان به دریا می‌دهد
درد، گاهی شکل زیبایی به دنیا می‌دهد

ابرها را می‌برد تا سینه‌ی دریا ولی
حسرت یک قطره باران را به صحرا می‌دهد

عشق با هفتاد خوانش امتحانت می‌کند
سنگ هم باشی خودش را در دلت جا می‌دهد

یک نفر مثل تو عهدش را به آخر می‌برد
یک نفر در ابتدای ماجرا وا می‌دهد

از همان اول تو "تنها مرد میدان" بوده‌ای!
عشق کاری دست آدم های "تنها" می‌دهد

مادرت از غربت این روزها کم می‌کند
یک پسر مثل تو را وقتی به زهرا می‌دهد

می روی و اسب ها از دلهره رم می‌کنند
دشت امشب یک نفس بوی خدا را می‌دهد

آن خدایی که زمانی تشنگی را آفرید
غیرت و مردانگی را هم به سقا می‌دهد!

• رؤیا‌ باقری
  • ❤ 1
Post #5598 53
گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع
سخت می‌گردد جهان بر مردمانِ سخت‌کوش
• حافظ
  • ❤ 2
Post #5597 36
شنیدن خبر مرگ باغ دشوار است
ز باغ لاله خبرهای داغ بسیار است

در این کرانه که باران داغ می‌بارد
به چشم ما گل بی‌داغ کمتر از خار است

گناه اول ما، افتتاح پنجره بود
گناه دیگر ما، انهدام دیوار است

خوشا اشاعه خورشید در بسیط زمین
صدور نور به هر جا که آسمان تار است

مرا زمان ملاقات آفتاب رسید
مکان وعده ما زیر سایه‌ی دار است

• قیصر امین‌پور
  • ❤ 2
Post #5596 649
با آن که دلم از غم هجرت خون است
شادی به غم توام ز غم افزون است

اندیشه کنم هر شب و گویم «یا رب!
هجرانْش چنین است، وصالش چون است؟»

• رودکی
  • 💔 4
Post #5595 609
قُماش عشق به مقیاس علم و عقل مسنج
که بارگاه دل از کارگاه مغز جداست!

• شهریار
  • ❤‍🔥 7
Post #5594 748
عاشقش بودم و او قدر بزی فهم نداشت
چه کنم باز که او حبه‌ انگور من است!
  • ❤ 3
  • 💔 2
  • 🕊 1
Post #5593 618
قصّه‌ی عشقِ غم‌انگیز نمی‌فهمیدیم!
وسعت حادثه را نیز نمی‌فهمیدیم

زرد بودیم همه عمر، ولی تا گفتند:
علّتِ زردیِ پاییز؟ نمی‌فهمیدیم!

نه، نشد غارت "یک دل" بکنیم، انگاری
ما به اندازه‌ی چنگیز نمی‌فهمیدیم!

سال‌ها دربه‌درِ درک حقیقت بودیم
"شمس" را گوشه‌ی "تبریز" نمی‌فهمیدیم

فرقِ بین هوس و عشق کمی مبهم بود
از دو چشم دغل و هیز نمی‌فهمیدیم

ما مترسک شده بودیم وَ چیزی غیر از
اتّفاقِ سرِ جالیز نمی‌فهمیدیم

"زندگی قصّه ی تلخی‌ست..." وَ مشکل این بود
قصّه‌ی تلخ و غم‌انگیز نمی‌فهمیدیم

• امید صباغ‌نو
  • ❤‍🔥 4
Post #5591 845
‌ مهربان هستی ولی نامهربانی می‌کنی
شور در سر داری و داری جوانی می‌کنی

مرغ عشقی و پر از حسرت نگاهت می‌کنم
دورترها می‌نشینی نغمه خوانی می‌کنی

تا بسوزانی دل این شیر در زنجیر را
شوخ و شنگ و دلربا آهو دوانی می‌کنی

من نمی‌دانم چرا وقتی قرار بوسه نیست
باز هم لب‌های خود را ارغوانی می‌کنی

مطمئن هستم برای کشتن من اینچنین
پلک‌ها را تیر و ابرو را کمانی می‌کنی

روز روشن بافه بافه شانه بر مو می‌کشی
روی هم می‌ریزی و با شب تبانی می‌کنی

تا میایم بیخیال گریه‌ی هر شب شوم
با خیالت می‌رسی پادرمیانی می‌کنی

خود بگو اصلا چه معنی می‌دهد این کارها؟!
آخرش از دست خود، من را روانی می‌کنی

عاشقی جرم است و من پرونده‌ام سنگین شده
بس که هر شب شعری از من بایگانی می‌کنی
‎‌‌‌‌‌‌
• شهراد میدری
  • ❤ 7
  • ❤‍🔥 1
Post #5590 673
عزیزا کاسهٔ چشمم سرایت
میان هر دو چشمم جای پایت

از آن ترسم که غافل پا نهی تو
نشیند خار مژگانم به پایت

• باباطاهر
  • ❤‍🔥 6
  • ❤ 1
Post #5589 730
قرار بود بخوابم... رسید پیغامت
درست در شب کنکور یادم افتادی

«سلام. بیداری؟ من دلم گرفته عجیب
چه خوب می‌شد اگر شعر می‌فرستادی»

دلم گرفت... دل تو گرفته بود آخر
چقدر ویس گرفتم... چه شعرها خواندم

مهم نبود که فردا سرم چه می‌آمد
مهم نبود اگر صبح خواب می‌ماندم

چهار صبح نوشتی که: «موقع خواب است
چقدر شعر تو مثل همیشه عالی بود» 

تویی که تا دم کنکور پای تو ماندم!
شب نتایج کنکور جات خالی بود...

• امیرحسین ثابتی
  • ❤‍🔥 7
Post #5588 543
به مرگم راضی‌ام، اما فقط یک آرزو دارم
سرم را لحظهٔ آخر به زانوی تو بگذارم
بپرسی از من آن لحظه که آیا صحبتی دارم؟
به‌جای «اَشهَدُ اَنَّ» بگویم: «دوستت دارم...»
  • ❤‍🔥 7
Post #5587 716
هر چند که دلتنگ‌تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ‌تر از سنگ صبورم

اندوه من انبوه‌تر از دامن الوند
بشکوه‌تر از کوه دماوند، غرورم

• قیصر‌ امین‌پور
  • ❤ 7
Post #5586 138
گفتی: «کدام شیوه مردن پسند توست؟»
ما را به چشم‌های خودت واگذار کن...
• سید رضا هاشمی
  • ❤‍🔥 8
Post #5585 1.07K
🍃
چه باید‌های بسیار و چه باشدهای اجباری
شدم درگیر ساعت‌ها و حسرت‌های تکراری

دو مشتِ زندگی خندید: «گل یا پوچ دلبندم؟!»
جوانی پوچ شد با غم، گلایه، سهل‌انگاری

ورق زد زندگی‌ها را خدا با فوت و فن‌هایش
زمانی دید حوّایش به سیبش دست برد آری!

زلیخا درک کرد اجبار، حریف یوسفش هم نیست
مگر با عشق، یکباره کند تغییر معماری

زمانی می‌رسد دیگر فقط رفتن نمی‌خواهی!
سبکباری، سبکباری، سبکباری، سبکباری

میان دلخوشی‌‌هایم فقط یک شعر می‌ماند
که دورم می‌کند از غم شبی با برگه اخطاری

غم از سر دست بردارد رود ای کاش یک روزی
ندارم نای جنگیدن، ندارم نای اصراری
  • ❤ 6
Post #5584 898
دلم کبوتر زخمی به زیر آوار است
غم ندیدنت ای جان! چقدر دشوار است...
• یاصاحب‌الزمان
  • ❤ 4
  • 💔 2
Post #5583 793
روزگاری عشق ما هم می‌شود ضرب‌المثل
تکه کوهی کنده گر فرهاد، من جان کنده‌ام!
• یونس شعبانی
  • 💔 5
  • ❤ 1
Post #5582 831
بگذار زمان روی زمین بند نباشد
حافظ پی اعطای سمرقند نباشد

بگذار که ابلیس در این معرکه یک بار
مطرود ز درگاه خداوند نباشد

بگذار گناه هوس آدم و حوّا
بر گردن آن سیب که چیدند نباشد

مجنون به بیابان زد و لیلا... ولی ای کاش
این قصه همان قصه که گفتند نباشد

ای کاش عذاب نرسیدن به نگاهت
آن وعده‌ی نادیده که دادند نباشد

یک‌بار تو درقصه‌ی پُر پیچ و خم ما
آن کس که مسافر شد و دل کند نباشد

آشوب، همان حس غریبی‌ست که دارم
وقتی که به لب‌های تو لبخند نباشد

در تک تک رگ‌های تنم عشق تو جاری‌ست
در تک تک رگ‌های تو هرچند نباشد

من می‌روم و هیچ مهم نیست که یک عمر
زنجیر نگاه تو که پابند نباشد

وقتی که قرار است کنار تو نباشم
بگذار زمان روی زمین بند نباشد...

• رؤیا باقری
  • ❤ 4
  • ❤‍🔥 3
Post #5581 704
یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد
درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد

من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست
درد آن بود که از پا درمان من بیفتد

یک عمر گریه کردم ای آسمان روا نیست
دردانه ام ز چشم گریان من بیفتد

ماهم به انتقام ظلمی که کرده با من
ترسم به درد عشق و هجران من بیفتد

از گوهر مرادم چشم امید بسته است
این اشک نیست کاندر دامان من بیفتد

من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان
گردون کجا به فکر سامان من بیفتد

خواهد شد از ندامت دیوانه شهریارا
گر آن پری به دستش دیوان من بیفتد

• شهریار
  • ❤ 5
  • ❤‍🔥 3
  • 🕊 1
Post #5580 709
به محشر، چون سرِ خجلت برآرم از کفن گویم
که یارب! داغِ هجران دیده‌ام دیگر مسوزانم...
• بیدل دهلوی
  • 💔 9
Older posts →

About this channel

How can I read @bartarpoem without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for شعر برتر: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does شعر برتر have?
شعر برتر (@bartarpoem) has 458 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does شعر برتر know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →