TGViewer
شعر برتر شعر برتر @bartarpoem · 458 subscribers
Post #5585 1.07K
🍃
چه باید‌های بسیار و چه باشدهای اجباری
شدم درگیر ساعت‌ها و حسرت‌های تکراری

دو مشتِ زندگی خندید: «گل یا پوچ دلبندم؟!»
جوانی پوچ شد با غم، گلایه، سهل‌انگاری

ورق زد زندگی‌ها را خدا با فوت و فن‌هایش
زمانی دید حوّایش به سیبش دست برد آری!

زلیخا درک کرد اجبار، حریف یوسفش هم نیست
مگر با عشق، یکباره کند تغییر معماری

زمانی می‌رسد دیگر فقط رفتن نمی‌خواهی!
سبکباری، سبکباری، سبکباری، سبکباری

میان دلخوشی‌‌هایم فقط یک شعر می‌ماند
که دورم می‌کند از غم شبی با برگه اخطاری

غم از سر دست بردارد رود ای کاش یک روزی
ندارم نای جنگیدن، ندارم نای اصراری
  • ❤ 6
More from @bartarpoem
  1. Oct 8, 2026🌙 مثل آشوبی که یک توفان به دریا می‌دهد درد، گاهی شکل زیبایی به دنیا می‌دهد ابرها را می‌بر…
  2. Oct 8, 2026گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع سخت می‌گردد جهان بر مردمانِ سخت‌کوش • حافظ
  3. Oct 8, 2026شنیدن خبر مرگ باغ دشوار است ز باغ لاله خبرهای داغ بسیار است در این کرانه که باران داغ می‌ب…
  4. Oct 7, 2026با آن که دلم از غم هجرت خون است شادی به غم توام ز غم افزون است اندیشه کنم هر شب و گویم «یا…
  5. Oct 6, 2026قُماش عشق به مقیاس علم و عقل مسنج که بارگاه دل از کارگاه مغز جداست! • شهریار
  6. Oct 6, 2026عاشقش بودم و او قدر بزی فهم نداشت چه کنم باز که او حبه‌ انگور من است!
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →