TGViewer
شعر برتر شعر برتر @bartarpoem · 458 subscribers
Post #5581 704
یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد
درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد

من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست
درد آن بود که از پا درمان من بیفتد

یک عمر گریه کردم ای آسمان روا نیست
دردانه ام ز چشم گریان من بیفتد

ماهم به انتقام ظلمی که کرده با من
ترسم به درد عشق و هجران من بیفتد

از گوهر مرادم چشم امید بسته است
این اشک نیست کاندر دامان من بیفتد

من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان
گردون کجا به فکر سامان من بیفتد

خواهد شد از ندامت دیوانه شهریارا
گر آن پری به دستش دیوان من بیفتد

• شهریار
  • ❤ 5
  • ❤‍🔥 3
  • 🕊 1
More from @bartarpoem
  1. Oct 8, 2026🌙 مثل آشوبی که یک توفان به دریا می‌دهد درد، گاهی شکل زیبایی به دنیا می‌دهد ابرها را می‌بر…
  2. Oct 8, 2026گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع سخت می‌گردد جهان بر مردمانِ سخت‌کوش • حافظ
  3. Oct 8, 2026شنیدن خبر مرگ باغ دشوار است ز باغ لاله خبرهای داغ بسیار است در این کرانه که باران داغ می‌ب…
  4. Oct 7, 2026با آن که دلم از غم هجرت خون است شادی به غم توام ز غم افزون است اندیشه کنم هر شب و گویم «یا…
  5. Oct 6, 2026قُماش عشق به مقیاس علم و عقل مسنج که بارگاه دل از کارگاه مغز جداست! • شهریار
  6. Oct 6, 2026عاشقش بودم و او قدر بزی فهم نداشت چه کنم باز که او حبه‌ انگور من است!
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →