TGViewer
Channel Public Channel
دکترعلی،خارج‌از‌شیفت'

دکترعلی،خارج‌از‌شیفت'

@azdeledrali

تکه‌هایی از مردی که کمتر می‌گوید؛ بیشتر از آنچه پیداست، در خودش نگه می‌دارد.
حرفِ دل با علی @HarfDelAlibot
Subscribers
761
Photos
18
Videos
0
Links
7
Recent Posts 19 shown
Post #1616 35
فوروارد کنید تا بر اساس وایب چنلتون بگم اگه قرار بود ازتون یه سکانس توی یه فیلم بسازن، چه سکانسی می‌شد...
از اون سکانسایی که شاید هیچ دیالوگی نداشته باشن، ولی تا مدت‌ها از ذهن آدم بیرون نرن.
ببینم هر کدومتون قراره قشنگ‌ترین یا غمگین‌ترین سکانس کدوم فیلم باشین؟


جوین باشید
  • ❤ 6
Post #1615 27
یا حبیبتی،
من آدمی نیستم که برای ماندن کسی، به هر چیزی چنگ بزنم.
اگر کسی بخواهد برود، راهش را باز می‌گذارم. اگر کسی نخواهد بماند، دنبالش نمی‌دوم.
اما تو فرق داری...
تو را از میان تمام آدم‌هایی که می‌توانستم بشناسم، انتخاب نکردم؛ تو را شناختم و بعد فهمیدم دلم نمی‌خواهد انتخاب دیگری داشته باشم.
کنار تو، دوست داشتن برایم فقط یک حس نیست. یک تصمیم است؛ تصمیمی که هر بار می‌توانم دوباره بگیرمش.
اگر روزی بین ما فاصله افتاد، اگر روزهایی آمد که کمتر حرف زدیم، اگر زندگی آن‌قدر شلوغ شد که فرصت نکردیم مثل قبل کنار هم باشیم...
باز هم چیزی در من عوض نمی‌شود.
چون من تو را فقط برای روزهای آسان نخواستم.
أنتِ اختياري، یا روحی.
و شاید قشنگ‌ترین قسمت ماجرا همین باشد؛ اینکه من نمی‌خواهم مالک تو باشم، نمی‌خواهم آزادی‌ات را بگیرم، نمی‌خواهم مجبورَت کنم بمانی.
فقط می‌خواهم اگر روزی از تو پرسیدند در میان این همه آدم، چرا او؟
لبخند بزنی و بگویی:
چون کنار او، خودم بودم.
و اگر از من بپرسند چرا تو؟
جوابم خیلی ساده است:
چون بین تمام راه‌هایی که می‌توانستم بروم، دلم خواست این یکی را با تو ادامه بدهم ..

علی_ماسپی‌مهر
  • ❤ 5
  • 💔 1
Post #1614 66
غرق در رؤياهایی غم‌انگیز‌..
  • ❤ 6
  • 💔 6
Post #1612 94
دکترعلی،خارج‌از‌شیفت' تو زیادی دوست داشتنی هستی.pdf
کتاب تو زیادی دوست‌داشتنی هستی
تکه‌ای از احساساتم، حرف‌های ناگفته‌ام و چیزهایی که شاید روزی در دل شما هم گذشته باشند…
امیدوارم کلمه‌هایم جایی از قلبتان را لمس کنند و میان این همه شلوغی، چند لحظه با خودتان و احساساتتان تنها بمانید. 🕊️
و یک تشکر ویژه از ارغوان عزیز که با محبت و زحمتش، نوشته‌هایم را به شکل یک فایل PDF درآورد تا با شما به اشتراک بگذارم. ممنونم برای وقتی که گذاشتی و همراهی قشنگت. 🤍
  • ❤ 10
Post #1610 141
چای‌نعنا اما کاش می‌شد گاهی بارِ خستگی‌هایت را از شانه‌هایت بردارم و به یادت بیاورم که قرار نیست همیشه محکم باشی؛ گاهی می‌شود خسته شد، اندکی ایستاد و دوباره راه افتاد... دلم می‌خواهد بدانی که هنوز هم در گوشه‌وکنار این دنیا، زیبایی‌های کوچکی منتظر نگاه تو هستند؛ در…
فاطمه جان، 🩵🍃
چه زیباست که گاهی کلمات، بی‌آنکه دستی به شانه‌ات برسد، می‌توانند آرامشی عمیق به دل آدم هدیه کنند... ممنونم برای این همه مهر و برای یادآوری قشنگت که حتی میان خستگی‌ها هم می‌شود به زیبایی‌های کوچک زندگی دل بست.
گاهی آدم نه به راه‌حلی برای تمام دردهایش نیاز دارد و نه به وعده‌ای برای بهتر شدن همه‌چیز؛ فقط دلش می‌خواهد کسی باشد که خستگی‌هایش را بفهمد و بی‌هیچ قضاوتی، یادش بیاورد که هنوز هم می‌شود امیدوار بود و به فردا دل بست.
فاطمه جان، امیدوارم زندگی برای تو هم به زیبایی همان کلماتی باشد که به دیگران هدیه می‌کنی؛ دلت آرام، لبخندت ماندگار و روزهایت سرشار از اتفاق‌های کوچکی که حال دلت را خوب می‌کنند. امیدوارم تمام مهربانی‌هایی که بی‌صدا به جهان می‌بخشی، روزی در زیباترین شکل ممکن به آغوش خودت بازگردند. 🌱🤍
و چه قشنگ است اگر روزی برسد که هر دوی ما به روزهای سخت گذشته نگاه کنیم و با لبخند بگوییم: خسته شدیم، گاهی شکستیم، اما امیدمان را زمین نگذاشتیم... و چه خوب که ادامه دادیم. 🕊️🌿

برای فاطمه، از جنس آرامشِ یک فنجان چای نعنا... ☕🌿
  • ❤ 7
Post #1609 111

Forwarded from چای‌نعنا

اما کاش می‌شد گاهی بارِ خستگی‌هایت را از شانه‌هایت بردارم و به یادت بیاورم که قرار نیست همیشه محکم باشی؛ گاهی می‌شود خسته شد، اندکی ایستاد و دوباره راه افتاد...
دلم می‌خواهد بدانی که هنوز هم در گوشه‌وکنار این دنیا، زیبایی‌های کوچکی منتظر نگاه تو هستند؛ در طلوع یک صبح تازه، در عطر چای، در لبخند آدم‌ها و در رویاهایی که هنوز فرصت زندگی کردن دارند!
پس اگر روزی دنیا آن‌طور که می‌خواستی پیش نرفت، دلت را به ماندن در روزهای سخت نسپار. بگذار روزگار بگذرد و تو، با تمام خستگی‌هایت، دست از ساختن فردایی که آرزویش را داری نکش...
من به روزهایی فکر می‌کنم که خستگی‌هایت خاطره می‌شوند و تو، میان تمام آنچه روزی برایش تلاش کردی، لبخند می‌زنی و به خودت می‌گویی: ارزشش را داشت!
امیدوارم زندگی، روزی تمام مهربانی‌هایی را که بی‌صدا به جهان بخشیدی، به زیباترین شکل به خودت بازگرداند.
برایِ دکترعلی🩵
  • ❤ 6
Post #1608 104

Forwarded from چای‌نعنا

قشنگی چنلت توی نوشته‌ های پرحس‌وحالش، عکس‌هایی که بوی زندگی میدن و آهنگ‌های دلنشینشه!
انگار هرکدوم تکه‌ای از روح و دنیای درونت رو روایت میکنن 🤍☁️
https://t.me/azdeledrali
  • ❤ 6
Post #1600 151

Forwarded from چای‌نعنا

راستش نمی‌دانم چرا مدتی‌ست نامه‌هایم کمتر شده‌اند،
شاید روزمرگی‌ها مجال نوشتن را از من گرفته‌اند، شاید هم بعضی حرف‌ها آن‌قدر در دلم مانده‌اند که راهی برای رسیدن به کلمات پیدا نکرده‌اند..
اما چه خوب که خودتان سراغ نامه‌ها را گرفتید..
انگار گاهی آدم باید بداند نبودنِ نوشته‌هایش به چشم کسی آمده است..
نمی‌دانم این نامه چقدر شبیه نامه‌های قبلی‌ام خواهد بود،
اما دلم می‌خواهد بدانید که سکوت همیشه به معنای فراموشی نیست...
بعضی آدم‌ها حتی وقتی چیزی برایشان نمی‌نویسی، گوشه‌ای از ذهنت می‌مانند،
درست مثل کتابی که مدت‌هاست ورقش نزده‌ای، اما هنوز جای آن را در کتابخانه‌ات می‌دانی..
پس این هم نامه‌ای کوچک، برای اینکه صندوق نامه‌هایتان دوباره خالی نماند.
امیدوارم روزهایتان آرام‌تر، دلتان روشن‌تر و سهمتان از زندگی، بیشتر از آن چیزی باشد که گاهی به خودتان اجازه‌ی خواستنش را می‌دهید..🩵🍓
برایِ دکترعلی
  • ❤ 8
  • 💊 2
Post #1597 217
مدتی‌ست گمان می‌کنم مهرِ تو، دیگر آن شورِ دیرینه را ندارد؛ نمی‌دانم من از چشمِ تو افتاده‌ام، یا چشمِ تو به تماشای دیگری عادت کرده است...
نه آن‌قدر بی‌دل شده‌ام که دلتنگت نباشم، نه آن‌قدر بی‌غرور که برای اندکی توجه، هر روز به درگاهِ قلبت دخیل ببندم! البته میان خودمان بماند؛ این غرورِ بنده، با یک لبخند از جانبِ شما، استعفا می‌دهد و می‌رود پیِ زندگی‌اش!
روزی اگر اندکی دیر پاسخ می‌دادی، هزار احتمالِ عاشقانه در ذهنم رژه می‌رفت؛ اکنون چنان دیر می‌کنی که گمان می‌کنم نامه‌ام را با چاپار به دربارِ احساساتت فرستاده‌اند!
با این همه، من هنوز همان مردِ دیروزم؛ با همان قلبِ گرفتار، همان عشقِ بی‌ملاحظه و همان لبخندی که پشتِ اندوه پنهان می‌کنم.
فقط می‌ترسم روزی برسد که من هنوز برایت شعر بگویم و تو حتی حوصله‌ی خواندنِ عنوانش را نداشته باشی.
آخر، ای عزیزِ جان؛ اگر قرار است از دوست‌داشتنت پیر شوم، دست‌کم گاهی چنان نگاهم کن که جوانی به قلبم بازگردد! مگر آدمی چند بار فرصت دارد عاشق شود؟ و مگر دلِ مرد، از سنگ است که هر بار سردی ببیند و باز هم با لبخند بگوید: چیزی نیست، حتماً خسته است!

علی_ماسپی‌مهر
  • 💔 12
  • ❤ 4
Post #1596 171
هی دایرکت چنل و باز میکنم
منتظرم اون یه نفر پیام بذاره
نمیذاره
میبندم
هی باز . هی بسته
  • 🤣 24
  • 💔 6
Post #1594 173
از جراحی قلب استعفا میدم
ترجیح میدم به‌جای نجات قلب مردم سیستم آموزشی دانشگاه رو نجات بدم
ظاهرا حالش وخیم‌تره
  • 💔 22
  • 🤣 7
  • ❤ 1
  • 👍 1
  • 🍓 1
Post #1592 176

Forwarded from 『مُسْتَهْلِک』

آدمی عجیب است عزیز من؛
آگاهانه برای خود وابستگی به‌وجود می‌آورد و سپس از آنها درد می کشد‌..
  • ❤ 9
  • 👍 3
  • 💔 2
Post #1591 206
نمی‌دانم چرا بعضی شب‌ها، آدم دلش می‌خواد یکی باشد که حتی اگر حرفی برای گفتن نداشته باشی، باز هم بودنش کافی باشد. یکی که لازم نباشد برایش توضیح بدهی چرا صدایت می‌لرزد، چرا سکوتت طولانی شده یا چرا بی‌دلیل به نقطه‌ای خیره مانده‌ای.
دیشب از آن شب‌ها بود، عزیز دور از دسترس من...
نیمه‌های شب، انگار چیزی درونم از حرکت ایستاد. قلبم بی‌قرار می‌زد، نفسم به شماره افتاده بود و دنیا، با تمام بزرگی‌اش، به اندازه‌ی همان اتاق کوچک شده بود. سعی می‌کردم خودم را آرام کنم؛ مثل مردی که سال‌هاست یاد گرفته دردهایش را پشت یک لبخند پنهان کند، حتی وقتی دیگر خودش هم نمی‌داند چطور باید از پسِ خودش بربیاید.
عجیب است، نه؟ آدم گاهی آن‌قدر به تنهایی عادت می‌کند که حتی در سخت‌ترین لحظه‌هایش هم دستش به سمت کسی دراز نمی‌شود. فقط چشم‌هایش را می‌بندد و به چیزهایی فکر می‌کند که شاید اگر نزدیک‌تر بودند، این‌همه دور و دست‌نیافتنی به نظر نمی‌رسیدند.
دلم می‌خواست برایت چیزی بنویسم. نه از آن نامه‌هایی که آدم در آن‌ها از دلتنگی حرف می‌زند و آخرش با چند جمله‌ی قشنگ، همه‌چیز را سر و سامان می‌دهد. دلم می‌خواست فقط چند خط بنویسم و بگویم بعضی شب‌ها، زندگی از آن چیزی که نشان می‌دهم سنگین‌تر است؛ و آدم، هرچقدر هم که بزرگ شده باشد، گاهی دلش می‌خواهد برای چند دقیقه هم که شده، مجبور نباشد قوی باشد.
اما ننوشتم.
شاید چون فاصله، فقط دوریِ دو نفر از یکدیگر نیست؛ گاهی فاصله یعنی هزار حرف ناگفته که پشت یک خوبم ساده پنهان می‌شوند.
امروز صبح، همه‌چیز مثل روزهای قبل بود. آفتاب از پنجره می‌تابید، ساعت کار خودش را می‌کرد و دنیا بی‌آنکه بداند شب بر من چه گذشته، به راهش ادامه می‌داد. من هم بلند شدم، صورتم را شستم و سعی کردم شبیه همان آدم همیشگی باشم.
فقط کمی بیشتر از همیشه خسته بودم.
و کمی بیشتر از همیشه، دلم می‌خواست کسی از آن سوی این همه فاصله، بی‌آنکه چیزی بپرسد، بفهمد که گاهی پشت آرام‌ترین آدم‌ها، شب‌هایی می‌گذرد که هیچ‌کس از آن‌ها خبر ندارد.
راستی، اگر روزی این نامه‌ها به دستت رسید، از من نپرس چرا بعضی شب‌ها دیر می‌خوابم. فقط بدان که بعضی آدم‌ها با خاطره‌ی یک صدا، با یاد یک نگاه، یا حتی با تصور چند دقیقه نشستن کنار کسی که دوستش دارند، از شب عبور می‌کنند.
و من...
من هنوز دارم یاد می‌گیرم چطور از شب عبور کنم، بی‌آنکه دلم بخواهد کسی را از دوردست‌ها صدا بزنم.


علی_ماسپی‌مهر
  • ❤ 14
  • 💔 3
Older posts →

About this channel

How can I read @azdeledrali without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for دکترعلی،خارج‌از‌شیفت': recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does دکترعلی،خارج‌از‌شیفت' have?
دکترعلی،خارج‌از‌شیفت' (@azdeledrali) has 761 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does دکترعلی،خارج‌از‌شیفت' know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →