اینجا،
مأمنِ واژههاییست
که از سکوت زاده میشوند.
شعرها،
نوشتهها،
و ردّ روحِ من بر کاغذ.
تخلّص: ارغوان
«من از تبارِ شعرم...»
🖇📚✒️
Post #5681
15
بن بست
- 💔 2
"د @peom_girl
Forwarded from مگه تموم عمر چندتا بهاره؟🍎

مولانا: جهان تاریک است، چگونه قدم بردارم؟
شمس: تو خود شعله باش؛
تاریکی به احترامِ نورت کنار میرود...
This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram
متأسفانه حافظهی ضعیفی داشتی، جانکم.
بارها در میانهی کلامم گفته بودم که از جملات نصفونیمه بیزارم.
ذهنم با خیال فرسوده میشود.
خیال بیش از حد لازم نیست
و خیالی که سراسر تو باشد، جانم را میکاهد.
زمان از تعداد نفسهای شمردهی تو زودتر میگذشت
و ما در میانهی راه دوستداشتن با زمان غرق شدیم.
همیشه فکر میکنم اگر یک مدت اتاق کوچک لب دریا داشته باشم
با نسیم خنک
و بوی مطبوع شکلات و قهوه بتونم یک کتاب عالی بنویسممم...
کاش بشههه یک روزی...🙂💕گاهی اوقات، بدون هیچ دلیلی حالم خوب است.
شاید یک لبخند،
یک تشکر،
یا حتی یک خواب خوب،
انرژیِ مضاعفی به من بدهد.
روزهایی هست که بیدلیل خوشحالم؛
روزهایی که رفتار هیچکس،
سخنان هیچکس،
مرا به غم وا نمیدارد.
عاشق این خوشحالیهای بیدلیلم.
امروز، بیدلیل شاد هستم؛
لبخند میزنم،
عشق میورزم،
بامزه میشوم،
و عاشقانه،
خودم را بیشتر از همیشه دوست دارم.