«چرا ترجمه می کنیم؟»
جستار کوتاهی از فابیو مورابیتو
به مناسبت ۸ مهر، روز ترجمه و مترجم
شاید مردمان قرنهای آینده از خودشان بپرسند چرا در زمانهٔ ما این همه ترجمه وجود داشته.
آیندگان ما احتمالاً فقط دو یا سه کلانزبان خواهند داشت و همین فقر زبانی آنها باعث میشود که روزگار ما را زمانهٔ غوطهٔ بیپایان در نوعی ملغمۀ زبانی بدانند؛ ملغمهای از بیشمار زبان و صدها هزار ترجمهای که همهٔ این زبانها، از پراستفادهترین تا منزویترینشان، را به هم وصل میکنند و خودشان هم خیلی وقتها محصول ترجمههایی دیگرند.
مردمان آینده حیرت میکنند که ما اینقدر درگیر دگردیسی متن، بازآفرینی فکری و اهمیت همخوانی متن و ترجمهاش بودهایم. حتی شاید گمان کنند ترجمه از زبانی به زبان دیگر دغدغهٔ دائمی و مهمترین سرگرمیمان بوده.
وقتی فقط دو سه زبان در کل دنیا وجود داشته باشد لابد خیلیها به شک میافتند و میپرسند آیا واقعاً زمانی صدها هزار زبان ـــ با پیوندها و روابطی پیچیده ـــ و صدها هزار لهجهٔ مشتق از آنها وجود داشتهاند. احتمالاً آنها از خود میپرسند زیستن در چنین جهانی، جابهجایی در چنین جهانی، و عاشق شدن در چنین جهانی چگونه ممکن بوده.
و وقتی بفهمند جهان واقعاً زمانی چنین بوده نتیجه میگیرند که کنار آمدن با این تنوع زبانیِ هولناک قاعدتاً وجود بیشمار مترجم را میطلبیده و لابد همهٔ اجزای زندگی روزمرهٔ ما درگیر وجوه مختلف ترجمه بودهاند. وقتی هم که تاریخنگاران با اسناد و مدارک تاریخی ثابت کنند اصلاً اینطور نبوده و فقط کسر بسیار کوچکی از جمعیت با مسائل مربوط به ترجمه سر و کار داشتهاند، مردمان آینده لابد سری تکان میدهند و خدا را شکر میکنند که در زمانهای بسیار دور از زمانهٔ ما به دنیا آمدهاند.
از کتاب به زبان مادری گریه میکنیم
@atrafpublication
Post #1573
1.04K