نسبت نادرست امیرمعزی به عباد بن یعقوب درباره وقف بر امام یازدهم!
محمدعلی امیرمعزی نوشته است:
«موضوع غیبت در میان اطرافیان امامان به خوبی شناخته شده بود ... در میانِ نخستین گردآورندگان، شیعیان واقفیه بودند (که مدعی بودند فلان امام، مهدی است و این که او نمرده است بلکه غیبت کرده و بعداً به عنوان قائم ظهور میکند) از جمله: ... ابو سعید عباد بن یعقوب عصفوری (م. ۲۵۰ / ۸۶۴) از همروزگاران امام دهم و یازدهم که گویا اول زیدی بوده و بعد به امامیه گرویده، مؤلف "کتاب" که جزو کتب اصول اربعمائة شد؛ او درباره یازده امام میگوید و بدون ذکر نام آنها امام یازدهم را منجی موعود میداند.»📘راهنمای ربانی، نشر نامک، ص۲۴۱
عباد بن یعقوب در سال ۲۵۰ ق (بخاری، التاريخ الكبير، ۶/ ۴۴) یعنی ده سال پیش از وفات امام حسن عسکری (ع) (کلینی، الكافي، ج۱، ص۵۰۳) از دنیا رفته است. به طور طبیعی در چنین زمانی ممکن نبود کسی معتقد به وقف بر امام عسکری (ع) شود؛ زیرا وقف بر یک امام معمولاً پس از درگذشت آن امام و در شرایط سرگردانی و اختلاف بر سر جانشینی پدید میآید؛ در حالی که عباد درگذشتِ امام عسکری ع را درک نکرده است. البته این احتمال ضعیف هم هست که در شرایطی که منجی و قائم بودن یک امام به صورت گسترده تبلیغ شود، پیشاپیش، اعتقاد به وقف پدید آید که بنابر شواهد تاریخی موجود، درباره امام عسکری ع، چنین تبلیغاتی وجود نداشته است؛ پس چگونه میتوان عباد را واقف بر امام عسکری دانست؟!
افزون بر آن نه رجالیان شیعه و نه رجالیان اهل سنت درباره عباد چنین چیزی نگفتهاند!
امیرمعزی تنها با استناد به متن کتاب ابوسعید عصفری -که بنا بر شواهد، مقصود همان عباد بن یعقوب است- چنین نسبتی به او داده است. البته این کتاب را ابوسمینة (درباره ضعف او نک: نجاشی، ص۳۳۲) به ابوسعید عصفری نسبت داده -که بنابر شواهد، تدلیس نام عباد بن یعقوب رواجنی است(نجاشی، ص۲۹۳)- و درستی انتساب همه روایات آن به عباد، محل تأمل است؛ در عین حال هیچ یک از آنها بر مدعای امیرمعزی دلالت ندارد.
اشاره امیرمعزی بیشتر به حدیث ۴ این کتاب است:
«... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مِنْ وُلْدِي أَحَدَ عَشَرَ نَقِيباً نُجَبَاءُ مُحَدَّثُونَ مُفَهَّمُونَ، آخِرُهُمُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ، يَمْلَأُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً»(الأصول الستة عشر، دار الحدیث، اصل عباد، ص۱۳۹، ح۴).
همچنین حدیث ۵ هم مرتبط است:
«... وَ نُجُومٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي مِنْ وُلْدِي أَحَدَ عَشَرَ نَجْماً أَمَانٌ فِي الْأَرْضِ ...»
(الأصول الستة عشر، دار الحدیث، اصل عباد، ص۱۳۹، ح۵).
در حالی که در این دو حدیث گفته شده: «من ولدي»، یعنی تعداد امامان از نسل پیامبر ص ذکر شده و امیرالمؤمنین (ع) به شمارش نیامده است. طبعا هیچ شیعهای هم وجود ندارد که منکر امامت علی (ع) باشد ولی امامت امامان بعدی را بپذیرد!
در احادیث ۳ و ۶ کتاب این مطلب صریحتر بیان شده است:
«إِنّ اللَّهَ خَلَقَ محمَّداً وَ عَلِيّاً وَ أَحَدَ عَشَرَ مِن وُلدِهِ مِن نُورِ عَظَمَتِهِ ... وَ هُمُ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلدِ رسُولِ اللَّهِ صَلَّى الله عليه وَ آله»
(الأصول الستة عشر، دار الحدیث، اصل عباد، ص۱۳۹، ح۵).
«إِنِّي وَ أَحدَ عَشَرَ مِن وُلْدِي وَ أَنتَ يا عَلِيُّ زِرُّ الْأَرْض ... فَإِذا ذَهَبَ الْأَحدَ عَشَرَ مِن وُلْدِي سَاختِ الْأَرضُ بِأَهلِها ...»
(الأصول الستة عشر، دار الحدیث، اصل عباد، ص۱۴۰، ح۶).
چنان که میبینیم در این دو حدیث علی (ع) در کنار ۱۱ امام از نسل پیامبر (ص) ذکر شده است که مجموعاً ۱۲ امام میشود؛ بنابراین این احادیث، هیچ ربطی به وقف بر امام یازدهم ندارند.
ناگفته نماند که حدیث ۵ به همین صورت در کافی (ج۱، ص۵۳۱) آمده و با لفظ «إثني عشر» و حذف نام علی (ع) در تقریب المعارف (ص۴۲۵) و إعلام الوری (ص۳۹۰) و کشف الغمة (ج۲، ص۵۰۷) وارد شده است که تفاوتی در تعداد امامان ایجاد نمیکند.
حدیث ۴ و ۶ هم در کافی به لفظ «اثنا / اثني عشر» نقل شده است (الكافي، ج١، ص٥٣٤؛ و نیز نک: تقریب المعارف، ص۴۱۹). دو حالت متصور است: اصل روایت (به علت سبق قلم و خلط روات یا علل دیگر) به همین صورت بوده و در اصل عصفری ویرایش شده که در این صورت مدعای امیرمعزی از اساس رد میشود. حالت دوم این که شکل اصلی روایت به صورت موجود در اصل عصفری بوده و در نقل موجود در کافی به علت سبق قلم یا علل دیگر به این صورت درآمده است که طبق توضیحات پیشگفته تعداد امامان ۱۲ میشود نه ۱۱. پس در هر صورت ادعای امیرمعزی درباره وقف عباد بر امام یازدهم مردود است.
تنها توجیه ممکن برای امیرمعزی این است که «ولدي» را ویرایششده «أهل بيتي» بداند که این نیز نه ترجیحی بر احتمال ویرایش عدد ۱۲ به ۱۱ دارد و نه قرینهای آن را تأیید میکند.
نمونه مرتبط: أنماطی
#امیرمعزی
@Alasar_1