نقد امیرمعزی (۶)
مسألهتراشی و تحلیلبافی پیرامون متون ساده و متهم کردن شیخ صدوق به جعل
امیرمعزی مینویسد:
««کسی که منکر سه چیز باشد شیعه ما نیست: معراج، سؤال قبر و شفاعت.» طبق این حدیث و احادیث مشابهی که ابنبابویه -شیخ صدوق- گزارش نموده است، باور به معراج آشکارا یکی از ارکان ایمان شیعه امامی است؛ اما معراج چه کسی؟ این احادیث درباره این مسأله همچون موضوع شفاعت ساکتاند. ولی دلیل دارد، زیرا در دورهای که ابن بابویه مینوشت، در محیطهای شیعی کاملاً پذیرفته شده بود که امام هم مانند پیامبر توانایی رفتن به معراج را دارد (همان طور که میتواند شفاعت کند) و این -همچنان که خواهیم دید- به رغم تلاشهایی انجام میگرفت که میکوشیدند اصطلاح معراج را ویژه سفرهای آسمانی حضرت پیامبر به کار ببرند. سکوت حدیث درباره این نکته عمدی به نظر میرسد؛ زیرا این موضوع به خصوص در این دوران از حساسیت برخوردار بوده است.» (امیرمعزی، تشیع، ریشهها و باورهای عرفانی، ص۲۱۰)
روایت مورد نظر امیرمعزی این است:
«حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ السُّكَّرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا الْجَوْهَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَمَّارٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع: مَنْ أَنْكَرَ ثَلَاثَةَ أَشْيَاءَ فَلَيْسَ مِنْ شِيعَتِنَا الْمِعْرَاجَ وَ الْمُسَاءَلَةَ فِي الْقَبْرِ وَ الشَّفَاعَةَ.» (ابن بابویه، الأمالي، ص۲۹۴)
اولاً چنان که میبینیم امیرمعزی بدون هیچ توضیحی، این روایت را به عنوان جعل شیخ صدوق فرض کرده است! حال آن که شیخ صدوق سلسله سند ارائه کرده و امیرمعزی زمانی میتواند تحلیل خود را پیش ببرد که نشان دهد، این حدیث واقعاً به امام صادق (ع) یا رجال دیگر سند باز نمیگردد.
ثانیاً در نوشتههای امیرمعزی، این عادت زیاد دیده میشود که ابتدا با ارائه فهم بد از یک گزارش، میکوشد ذهن خواننده را با مسألهای غیرواقعی درگیر کند و سپس جواب مورد نظر خود را به خواننده القا کند. در این جا با یک نمونه عینی از این روش مواجهیم. مسأله غیرواقعی این است: «معراج چه کسی؟» امیرمعزی با طرح این سؤال وانمود کرده است که در این روایت، بر خلاف انتظار، «معراج» به صورت مبهم بیان شده است. حال آن که دقیقاً برعکس، لفظ «معراج» غالباً در متون حدیثی، کلامی و تاریخی به همین صورت به کار رفته، چرا که مقصود از آن کاملاً مشخص و به معراج پیامبر (ص) منصرف بوده است.
ثالثاً اگر کسی با تاریخ منازعات کلامی آشنا باشد، به خوبی متوجه میشود که این حدیث ارتباطی با فضایی که امیرمعزی تصویر کرده است، ندارد؛ بلکه کاملاً ناظر به مرزبندی شیعه با گروههایی از معتزله و جهمیه است که منکر معراج، شفاعت و سؤال و جواب قبر بودند. چنان که عین همین مرزبندی هم در دیگر روایات شیعی و هم در متون حدیثی و کلامی اهل سنت دیده میشود.
در مرامنامههای اعتقادی اهل سنت همواره این سه مورد در یک سیاق ذکر شده است. مثلاً ابو الحسن اشعری (د. ۳۲۴ق) در مورد اعتقاد اهل حدیث و سنت نوشته است: «ويقرون بشفاعة رسول الله صلى الله عليه وسلم وأنها لأهل الكبائر من أمته وبعذاب القبر و... ويؤمنون بمنكر ونكير والمعراج» (مقالات الإسلاميين ت زرزور ۱/ ۲۲۷-۲۲۹)
و ابوالمظفر اسفراینی (د. ۴۷۱ق) درباره معتزله مینویسد: «ثمَّ زادوا على هَذَا مَا هُوَ أفضح مِنْهُ فأنكروا من مفاخر رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم مَا كَانَ مُخْتَصًّا بِهِ زَائِدا على الْأَنْبِيَاء كوجود الْمِعْرَاج وَثُبُوت الشَّفَاعَة لَهُ يَوْم الْقِيَامَة وَوُجُود حَوْض الْكَوْثَر وأنكروا مَا ورد فِي هَذِه الْأَبْوَاب من الْآثَار وَالْأَخْبَار وأنكروا عَذَاب الْقَبْر أَيْضا.» (التبصير في الدين، ص۶۶)
شواهد از این دست فراوان است؛ اما چون موضوع پیشپاافتاده و ثابتی است، به نظر نمیرسد نیاز به اطاله کلام و ذکر شواهد بیشتر باشد. به هر حال متن حدیثِ شیخ صدوق روشن و مطابق ادبیات متداول است و بر خلافِ ادعای امیرمعزی سکوتی عمدی در آن دیده نمیشود!
#امیرمعزی
@Alasar_1
Post #43
276
Forwarded from آثار
- ❤ 1