Post #8722
365
راهنمای کتاب/ وضعیت نه جنگ نه صلح
احمد راسخی لنگرودی
«روزنوشتههای جنگ کذایی»
نوشته: ژان پل سارتر
ترجمه: فرزام امین صالحی
ناشر: خوب، چاپ اول، 1404
تعداد صفحات: 454 صفحه
قیمت: 550000 تومان
از جمله دستنوشتههای تاریخی و البته بسیار خواندنی، دستنوشتههای روزهای جنگ است. خاطرات تلخ و غریب و روی هم انباشته. از آن جمله است دستنوشتههای جنگی به قلم فیلسوف معروف مکتب اگزیستانسیالیسم، ژان پل سارتر با عنوان: «روزنوشتههای جنگ کذایی».
ژان پل سارتر در موقعیت جنگی این یادداشتها را نوشت. در فاصله نوامبر ۱۹۳۹ تا مارس ۱۹۴۰. یعنی زمانی که سارتر سی و چهار پنج ساله بود و به عنوان سرباز ذخیره، نه در عملیات نظامی، بلکه در واحد هواشناسی ارتش فرانسه خدمت میکرد. در واقع، فرصتی فراهم برای خواندن و اندیشیدن و ثبت تجربه زیسته در آستانه جنگ و احساسات شخصی و تاملات ذهنی او که بعدها در شاهکارهای فلسفی و ادبی این فیلسوف اگزیستانسیالیست خود را نشان میدهد.
این روزنوشتها بازمیگردد به وضعیت جنگی میان فرانسه و آلمان که به «جنگ کذایی» یا «جنگ ساختگی» شهرت دارد. از آن جهت عنوان این روزنوشتها وصف «کذایی» به خود میگیرد که درگیری نظامی مستقیمی میان این دو کشور فرانسه و آلمان رخ نمیدهد. وضعیتی است در حالت تعلیق و بلاتکلیفی و انتظار. چیزی شبیه وضعیت قرمز امروز کشور خودمان:
«آنها واقعا اعتقادی به حمله بهاری ندارند، ولی بیدل و دماغاند. بیشترشان میگویند فروپاشی از درون اتفاق میافته، توی هر دو طرف.... (یکی) میگوید: اگه اوضاع به همین شکل و بدون جنگ واقعی ادامه پیدا کنه، انقلاب در میگیره و از ارتش هم شروع میشه.»1
و چه خوب سارتر در کنار مشاهدات عینی خود تحلیل وضعیت روانی انسان را در شرایط بلاتکلیفی به تصویر میکشد. وضعیتی که در آن فرد نه با خطر آشکار، بلکه با حالت انتظار و نبود قطعیت دست به گریبان است. و این است که خواننده ایرانی کتاب را در این شرایط نه جنگ نه صلح در پارههایی متوجه خود میسازد.
حجم این روزنوشتها هم کم نیست. متجاوز از ۴۵۰ صفحه، آنهم با فونت نسبتا ریز و سطرهای به هم فشرده. جالبتر زمانی است که بدانیم حجم روزنوشتها بیشتر از اینهاست. در اصل مجموعا چهارده دفتر را شامل میشود. تعدادی از این دفاتر در صرصر حوادث گم شده است. مثل دفاتر اول، دوم، چهارم، و ششم تا دهم. از اینرو روزنوشتها از دفتر سوم شروع میشود.
وقتی گفته میشود روزنوشتهای جنگی نباید چنین تصور شود همه مطالب مرتبط است با جبهه و سرباز و خاکریز و اونیفورم و کلاهخود و اسلحه و قمقمه! اینها همه بهانه است تا نگارنده حرف خودش را بزند؛ تا آنجا که در پارهای، ظاهرا ارتباطی میان شروع و خاتمه هر یک از روزنوشتها دیده نمیشود. اگرچه در جاهایی سخن از جنگ و زندگی روزمره نظامیان و ابزار و ادوات و اوضاع و احوال جنگ میرود اما خیلی زود به تاملات فلسفی نویسنده کشیده میشود؛ مفاهیمی همچون: آگاهی، آزادی، انتخاب، نگرانی، اضطراب، احساس پوچی و.... گویی جنگ کذایی تمرینی است برای نویسنده شدن سارتر و رویارویی او با مفاهیم اگزیستانسیالیستی. چیزی که چندان با عنوان کتاب نمیخواند. چندان که در پارهای از یادداشتها هر قدر کوشیدم بین ابتدا و انتهای روزنوشتها حلقه وصلی ایجاد کنم کمتر موفق شدم. گویی قلم، قلمزن را سوار خود کرده و از این حوالی میبرد، آنهم به جاهای دور که نویسنده هم در آغاز پیشبینی آن را نمیکرد.
ادامه...
https://www.alef.ir/news/4041127086.html
جامعه خبری تحلیلی الف «روزنوشتههای جنگ کذایی»، ژان پل سارتر، ترجمه فرزام امین صالحی، ناشر خوب وضعیت نه جنگ نه صلح «روزنوشتههای جنگ کذایی» احمد راسخی لنگرودی
«روزنوشتههای جنگ کذایی»
نوشته: ژان پل سارتر
ترجمه: فرزام امین صالحی
ناشر: خوب، چاپ اول، 1404
تعداد صفحات: 454 صفحه
قیمت: 550000 تومان
از جمله دستنوشتههای تاریخی و البته بسیار خواندنی، دستنوشتههای روزهای جنگ است. خاطرات تلخ و غریب و روی هم انباشته. از آن جمله است دستنوشتههای جنگی به قلم فیلسوف معروف مکتب اگزیستانسیالیسم، ژان پل سارتر با عنوان: «روزنوشتههای جنگ کذایی».
ژان پل سارتر در موقعیت جنگی این یادداشتها را نوشت. در فاصله نوامبر ۱۹۳۹ تا مارس ۱۹۴۰. یعنی زمانی که سارتر سی و چهار پنج ساله بود و به عنوان سرباز ذخیره، نه در عملیات نظامی، بلکه در واحد هواشناسی ارتش فرانسه خدمت میکرد. در واقع، فرصتی فراهم برای خواندن و اندیشیدن و ثبت تجربه زیسته در آستانه جنگ و احساسات شخصی و تاملات ذهنی او که بعدها در شاهکارهای فلسفی و ادبی این فیلسوف اگزیستانسیالیست خود را نشان میدهد.
این روزنوشتها بازمیگردد به وضعیت جنگی میان فرانسه و آلمان که به «جنگ کذایی» یا «جنگ ساختگی» شهرت دارد. از آن جهت عنوان این روزنوشتها وصف «کذایی» به خود میگیرد که درگیری نظامی مستقیمی میان این دو کشور فرانسه و آلمان رخ نمیدهد. وضعیتی است در حالت تعلیق و بلاتکلیفی و انتظار. چیزی شبیه وضعیت قرمز امروز کشور خودمان:
«آنها واقعا اعتقادی به حمله بهاری ندارند، ولی بیدل و دماغاند. بیشترشان میگویند فروپاشی از درون اتفاق میافته، توی هر دو طرف.... (یکی) میگوید: اگه اوضاع به همین شکل و بدون جنگ واقعی ادامه پیدا کنه، انقلاب در میگیره و از ارتش هم شروع میشه.»1
و چه خوب سارتر در کنار مشاهدات عینی خود تحلیل وضعیت روانی انسان را در شرایط بلاتکلیفی به تصویر میکشد. وضعیتی که در آن فرد نه با خطر آشکار، بلکه با حالت انتظار و نبود قطعیت دست به گریبان است. و این است که خواننده ایرانی کتاب را در این شرایط نه جنگ نه صلح در پارههایی متوجه خود میسازد.
حجم این روزنوشتها هم کم نیست. متجاوز از ۴۵۰ صفحه، آنهم با فونت نسبتا ریز و سطرهای به هم فشرده. جالبتر زمانی است که بدانیم حجم روزنوشتها بیشتر از اینهاست. در اصل مجموعا چهارده دفتر را شامل میشود. تعدادی از این دفاتر در صرصر حوادث گم شده است. مثل دفاتر اول، دوم، چهارم، و ششم تا دهم. از اینرو روزنوشتها از دفتر سوم شروع میشود.
وقتی گفته میشود روزنوشتهای جنگی نباید چنین تصور شود همه مطالب مرتبط است با جبهه و سرباز و خاکریز و اونیفورم و کلاهخود و اسلحه و قمقمه! اینها همه بهانه است تا نگارنده حرف خودش را بزند؛ تا آنجا که در پارهای، ظاهرا ارتباطی میان شروع و خاتمه هر یک از روزنوشتها دیده نمیشود. اگرچه در جاهایی سخن از جنگ و زندگی روزمره نظامیان و ابزار و ادوات و اوضاع و احوال جنگ میرود اما خیلی زود به تاملات فلسفی نویسنده کشیده میشود؛ مفاهیمی همچون: آگاهی، آزادی، انتخاب، نگرانی، اضطراب، احساس پوچی و.... گویی جنگ کذایی تمرینی است برای نویسنده شدن سارتر و رویارویی او با مفاهیم اگزیستانسیالیستی. چیزی که چندان با عنوان کتاب نمیخواند. چندان که در پارهای از یادداشتها هر قدر کوشیدم بین ابتدا و انتهای روزنوشتها حلقه وصلی ایجاد کنم کمتر موفق شدم. گویی قلم، قلمزن را سوار خود کرده و از این حوالی میبرد، آنهم به جاهای دور که نویسنده هم در آغاز پیشبینی آن را نمیکرد.
ادامه...
https://www.alef.ir/news/4041127086.html








