راهنمای کتاب/ شطرنج با مرگ
طاهره مهری
امید، زندگینامه خودنوشت پاپ فرانسیس
نویسنده: خورخه ماریو برگولیو
مترجم: محمود قلی پور
انتشارات هرمس
****
پاپ فرانسیس در زندگینامه خودنوشت خود از تاثیر فیلم مهر هفتم اثر اینگمار برگمان فیلمساز برجسته سوئدی بر خود چنین نوشته است: پنج ماه قبل از اینکه به مقام کشیشی منصوب شوم، در جولای ۱۹۶۹، نخستین انسان قدم بر ماه گذاشت. همه این تصویر را از تلویزیون تماشا کردیم. اما یقیناً آن چیزی که در آن سالها بیشتر از آن تصویر برایم جالب توجه بود کارهای یک کارگردان سینما، یعنی اینگمار برگمان، بود. او افقهای وسیعتری را به رویم گشود: مهر هفتم، با آن شطرنجبازی فراموشنشدنی بین شوالیه و تجسم مرگ.
کتاب «امید، زندگینامه خودنوشت خورخه ماریو برگولیو (پاپ فرانسیس)» که با ترجمه محمود قلیپور از سوی نشر هرمس به بازار کتاب آمده از متن انگلیسی با عنوان «Hope The Autobiography,2025» به فارسی ترجمه شده است.
ترجمه این کتاب تجربهای بود که مرا از دل تاریکی بیرون کشید و گام به گام و شانه به شانه با مردی سالخورده، عمیق، شوخطبع و البته دلبسته امید همراه کرد. این جمله یادداشتی است از مترجم کتاب «امید»، او همچنین مینویسد: در نیمههای راه دریافتم او فیلسوفی است که به زبان همگان سخن میگوید و روحانی عالیمقام است که میتواند آیندهنگری کند و چشماندازهای بسیاری را روبهرویمان قرار دهد. او مرد سرسخت واتیکان نیست، پدری مهربان است که دوست دارد امید را در دل زنده کند، دست بر شانه صلح بگذارد و خانه مشترکمان را به مدد عقل و ایمان حفظ کند. او مسیحی خشکه مقدس نیست، او بارها تاکید میکند که تنها یک فرد است و فقط به اندازه یک نفر میتواند گام بردارد.
کتاب «امید، زندگینامه خودنوشت خورخه ماریو برگولیو (پاپ فرانسیس)» بعد از یادداشت مترجم به مطالبی همچون همه برای شکوفا شدن متولد میشوند، سرآغاز، باشد که زبانم به کامم بچسبد، چه طولانی شد سکونت جان من با آنان که آشتی را دشمن میدارند، ارمغانهای بیقراری سالم، در شرف پایان زمین، هر چه بیشتر، بهتر، چون ریسمان کشیده، جستوخیزکنان بر زمین خدا، زندگی و هنر رویارویی، روز، چون تیری که از چله میگریخت، به سرعت سپری شد، از دور یکدیگر را بازشناختند، چون آن شاخه درخت بادام، قوم مرا میخورند، این است نانی که میخورند، هیچکس نمیتواند به تنهایی خود را نجات دهد، پژواکی با ژرفترین نوسان میپردازد.
همه برای شکوفا شدن متولد میشوند
کتاب زندگیام داستان سفر امید است، سفری که نمیتوانم بی خانوادهام، مردمم و خدای نوع بشر تصورش کنم. در هر صفحه و هر بخش این کتاب کسانی حضور دارند که همسفرم بودند، کسانی که پیش از این بودند و کسانی که خواهند آمد.
زندگینامه خودنوشت داستانی خصوصی نیست، بلکه باری است که بر دوش میکشیم و خاطره صرفاً آن نیست که به یاد میآوریم، بلکه باری است که بر دوش میکشیم و خاطره نه تنها از آن چیزی سخن میگوید که محقق شده، بلکه همچنین به آنچه میپردازد که رخ خواهد داد. به قول آن شاعر مکزیکی، خاطره اکنونی است که هیچگاه از حرکت بازنمیایستد. به نظر شبیه دیروز است و نیز فردا.
مردم اغلب میگویند «صبر کنید و امیدوار باشید»- چنان که واژه esperar در زبان اسپانیایی به هر دو معنای «امید داشتن» و «صبر کردن» است- اما امید فراتر از هر چیزی فضیلت حرکت و موجب تغییر است: همین کشش است که خاطره گذشته و مدینه فاضله آینده را گرد هم میآورد تا رویاهایی را که در انتظارمان هستند به واقعیت تبدیل کند و اگر رویایی ناپدید شود، باید به عقب برگردیم و دوباره برایش به شکلهای جدید، به مدد یافتن امیدی از میان اخگرهای خاطره رویاپردازی کنیم.
ما مسیحیان باید بدانیم که امید فریب نمیدهد و مایوس نمیسازد: همه چیز برای شکفتن در بهار ابدی زاده شده است.
در پایان فقط خواهیم گفت: چیزی را به خاطر نمیآورم که تو در آن نباشی.
ادامه....
https://www.alef.ir/news/4040603063.html
Post #8699
241