اقلیم اندوه
🌧 جناب شمس لنگرودی میگوید: «ما گیلانیها دهها اسم برای باران داریم: مثلاً "شی"؛ شروع بارانی مهآلود و انبوه است. "خاکهباران"؛ بارانی که مثل خاکه و غبار میبارد و آنقدر مداومت دارد که خیلیها به آن دقباران میگویند. باران تندی که کجکی میبارد را "رده" میگوییم. رده که تندتر شود، میشود"دودهباران"؛ احساس میکنی همهجا را دود گرفته و اطراف را نمیبینی...فقط یک جور باران را میگوییم باران، همان سادهترین و متداولش را. بس که اینجا باران میآید، میطلبیده برایش اسمهای جورواجور بسازیم. اما در مناطق خشک و بیباران، باران، باران است. نیازی به اینهمه اسم تخصصی نیست.»
⛈تجربهی من از غم شبیه تجربهی گیلانیها از باران است: تکراری، سیّال و تخصصی. یک روز نرم و گذراست، یک روز سیلآسا و بیامان، یک روز تند و مداوم، و یک روز آمیخته با خشم و دود. در پیرامون من، غم همان سادهترین و متداولترین شکل اندوه است؛ که مثل باران شمال، شکلهای خودش را دارد.
💧غمی که نرمنرمک و پاورچین میآید، دلشوره است.
🌫 غمی که با مه شروع میشود و آمیخته با حسرت و بیقراریست، دلتنگی است.
🌧 غمی که یکنواخت و کشدار است و مثل "رده" هفتهها بند نمیآید و همهچیز را خیس و خراب میکند، کلافگی است.
⚡ غمی که با رگبار شروع میشود، شلاقی ادامه پیدا میکند و به مه غلیظ صبحگاهی منتهی میشود، دق است.
🌪 و به گمانم سوگ، این غم غلیظ نامحلول، از نوع خاکهباران است و سر آن ندارد این غم، که برارد آفتابی. ولی شاید جایی در دل همین خاکهباران، جوانهای بیصدا سر از خاک بردارد.
برای من هر غمی شکل باریدنش فرق دارد و من در هر باران، جور تازهای خیس میشوم. ولی این منم که انتخاب میکنم در اقلیم اندوه، مقیم باشم یا مسافر.
📍در اقلیم شما چه چیزی وجود داره که برای بیانش نیاز به اسمهای تخصصیتر دارید؟
#الهه_افشار
Post #1465
167
- ❤ 8