جنگلهای هِیرکانی میلیونها سال است که بر پهنهٔ این سرزمین نفس میکشند؛ جنگلهایی که پیش از آنکه انسان قدم بر این خاک بگذارد، ایستاده بودند و حالا با دستهای همین انسان، در آستانهٔ خاموشیاند. آتشسوزیهای اخیر فقط سوختن چند هکتار درخت نیست؛
سوختن تاریخ، هویت و آیندهٔ زیستمحیطی ایران است.
هر شعلهای که زبانه میکشد، تنها تنهٔ یک درخت را نمیسوزاند؛
خانهٔ یک پرنده، زیستگاه یک جانور، خاکی که هزاران سال زمان برده تا شکل بگیرد، و تکهای از یکی از بیهمتاترین اکوسیستمهای زمین را نابود میکند.
هیرکانی فقط انبوهی از چوب و برگ نیست؛
پناه آخرین بازماندههای طبیعتی است که از عصر یخبندان جان سالم بهدر برده و امروز در میان خاکستر، بیصدا فرو میریزد.
این آتشها کمتر ریشه در طبیعت دارند و بیشتر از بیاحتیاطی، سودجویی و بیمسئولیتی انسان سرچشمه میگیرند.
هر سیگار خاموشنشده، هر آتش نیمهخاموش، هر تعرض به حریم جنگل، میتواند جرقهٔ فاجعهای باشد که خاموش کردنش روزها طول بکشد و جبرانش شاید هرگز ممکن نباشد.
اگر هیرکانی بسوزد، تنها یک جنگل نمیمیرد؛
آیندهٔ ما، امنیت زیستی ما، و حق نفس کشیدن نسلهای بعد از بین میرود.
این جنگلها میراثی نیستند که بشود دوباره ساخت.
نه قابل کاشتناند، نه قابل تکثیر؛
هیرکانی، یکبار برای همیشه است.
اکنون زمان آن رسیده که از کوچکترین رفتار شخصی تا بزرگترین تصمیمهای مدیریتی، مسئولانه و آگاهانه عمل کنیم.
هیچکس نمیتواند آتشسوزیها را به صفر برساند، اما میتوان با آگاهی، مراقبت و مطالبهگری جدی از تکرار و گسترش این فاجعه جلوگیری کرد.
هیرکانی برای ادامهٔ زندگیاش به ما وابسته نیست؛
این ما هستیم که برای ادامهٔ زندگیمان به هیرکانی نیاز داریم.
@ae_aums