📌
وقتی دانشجو آخرین اولویت تصمیمگیری است... دانشگاه باید محل علم، عقلانیت و برنامهریزی باشد؛ نه جایی که تصمیمات آموزشی با تغییرات لحظهای، نبود شفافیت و بیتوجهی به شرایط دانشجویان همراه شود. متأسفانه آنچه در ماههای اخیر تجربه کردهایم، تصویری متفاوت از مدیریت آموزشی را به نمایش گذاشته است؛ تصویری که نتیجه آن چیزی جز افزایش فشار روانی، بیاعتمادی و نارضایتی گسترده دانشجویان نبوده است.
پرسش اصلی اینجاست: چرا در هر شرایط دشواری، نخستین و بزرگترین هزینه را دانشجو باید بپردازد؟ چرا هر بار که شرایط کشور بحرانی یا غیرعادی میشود، این دانشجویان هستند که باید با تصمیمات ناگهانی، برنامههای درسی فشرده و تغییرات لحظه آخری خود را تطبیق دهند، اما ساختار آموزشی و شیوه تصمیمگیری کمترین انعطاف را از خود نشان نمیدهد؟
نمونههای این وضعیت کم نیست: در موضوع ترم تابستان، این مورد نماد بارز بی برنامگی بود خصوصا در دانشکده پزشکی. ابتدا از سمت معاون آموزشی این اطمینان به دانشجویان به خصوص دانشجویان تغییر مقطع داده شد که امکان اخذ واحد خواهند داشت، اما در ادامه، تصمیمات بهصورت ناگهانی تغییر کرد و در نهایت تنها یک درس از دانشگاه هوشمند برای آنان در نظر گرفته شد. این در حالی است که در بسیاری از دانشگاههای علوم پزشکی کشور، دانشجویان بدون چنین محدودیتهایی امکان اخذ دروس تابستانی را دارند. این تفاوت در رویهها این پرسش را ایجاد میکند که معیار تصمیمگیری چیست و چرا دانشجویان این دانشگاه باید از فرصتهایی که در سایر دانشگاهها وجود دارد، محروم شوند؟
از سوی دیگر، برنامهریزی امتحانات نیز فشار کمسابقهای بر دانشجویان وارد کرد. برگزاری امتحانات فشرده، همزمان با اضافه شدن امتحانات معوق ترم گذشته، عملاً یک ماه بسیار دشوار را برای دانشجویان رقم زد. این اتفاق در شرایطی رخ داد که کشور روزهای خاص و پرتنشی را پشت سر میگذاشت و انتظار میرفت در برنامهریزی آموزشی، شرایط روحی و روانی دانشجویان نیز مورد توجه قرار گیرد. با این حال، بسیاری از دانشجویان احساس کردند نه در زمانبندی امتحانات و نه حتی در نحوه طراحی برخی آزمونها، این شرایط به اندازه کافی در نظر گرفته نشده است.
نمونه دیگر، تصمیمگیری درباره امتحانات روزهای بیستم و بیست و یکم بود. در ابتدا، با وجود مشکلات جدی در رفتوآمد و نبود امکان تهیه بلیت، اعلام شد که این امتحانات به هیچ عنوان به تعویق نخواهند افتاد. اما مدت کوتاهی بعد، همان تصمیم تغییر کرد و امتحانات به تعویق افتادند. اگر در نهایت امکان اصلاح تصمیم وجود داشت، چرا از همان ابتدا تصمیمی اتخاذ نشد که از سردرگمی، اضطراب و بلاتکلیفی دانشجویان جلوگیری کند؟
یکی دیگر از پرسشهای جدی، به جایگاه و کارکرد «مشاور جوان معاون آموزشی» بازمیگردد. فلسفه وجودی چنین جایگاهی آن است که پیش از اتخاذ تصمیمات مهم، مسائل، دغدغهها و دیدگاههای دانشجویان را به مسئولان منتقل کند تا تصمیمهایی واقعبینانهتر و کمهزینهتر گرفته شود. اگر قرار باشد پس از نهایی شدن تصمیمات تازه مشخص شود که تعداد زیادی از دانشجویان با آن تصمیمها مشکل دارند، این پرسش مطرح میشود که این ارتباط و انتقال مطالبات دانشجویان در چه مرحلهای و با چه اثربخشی انجام شده است؟
تکرار این روند باعث شده است که تقریباً هر تصمیم مهم آموزشی، با موجی از نارضایتی دانشجویان همراه باشد. این حجم از اعتراض، صرفاً به معنای مخالفت با یک تصمیم خاص نیست؛ بلکه نشانه وجود اشکال در فرایند تصمیمگیری، نبود گفتوگوی مؤثر با دانشجویان و ضعف در پیشبینی پیامدهای تصمیمات است.
مطالبه دانشجویان، مطالبهای پیچیده یا غیرمنطقی نیست. دانشجویان انتظار دارند تصمیمات آموزشی بر پایه برنامهریزی، شفافیت، ثبات، عدالت و شنیدن صدای ذینفعان اتخاذ شود؛ نه با تغییرات ناگهانی و تصمیمات لحظه آخری. دانشگاه زمانی میتواند از دانشجو انتظار مسئولیتپذیری داشته باشد که خود نیز در قبال تصمیماتش مسئولانه، قابل پیشبینی و پاسخگو عمل کند.
امید است ساختار معاونت آموزشی دانشگاه( اعم از معاونت آموزشی، مدیریت آموزشی و آموزش دانشکدهها) ، این انتقادها را نه بهعنوان تقابل، بلکه بهعنوان فرصتی برای اصلاح رویهها و بازسازی اعتماد میان دانشجویان و مجموعه آموزش تلقی کند؛ چرا که دانشگاه، بدون مشارکت و اعتماد دانشجویان، به رسالت اصلی خود نزدیک نخواهد شد.
🌱@Ssu_nasleno