✍🏻 تاملی کوتاه در رابطه با فیلسوف آلوده
🔹 در نسبت با تمایزی که میان فیلسوف خالص و آلوده نهادیم پرسشهایی مطرح میشود: آیا فیلسوف آلوده حقیقتا فیلسوف است؟ آیا وی تنها مطابق مد روز سخن میگوید و جز تکرار حرفهای دیگران چیزی نمیگوید؟ از طرف دیگر پرسشهایی در مورد فیلسوف خالص مطرح میشود که برای تمرکز بحث در اینجا از آنها صرفنظر خواهیم کرد و برای تعمیق بحث بر فیلسوف آلوده متمرکز خواهیم ماند.
🔹 فیلسوف آلوده به دنبال حل مسائل نیست، بلکه به نحوی عواممنشانه با مسائل مواجه میشود، یعنی سراسر مبتنی بر هیجان و سوگیری: اندکی بیشتر از امور دانستن برای اظهارنظر فیلسوفانه و فخرفروشانه کافیست، پس هرجا که به این نقطه برسد ادامهی کندوکاو در مورد مسئله را متوقف کرده و در مورد آن بهظاهر ایدهپردازی میکند.
🔹 فیلسوف آلوده اساسا مسئلهای حقیقی ندارد، او در جریان زمانه و امور مُدشده اظهار نظر را به حل مسئله ترجیح میدهد، زیرا آنچه مهم است نه حقیقت امر بلکه هیجانات در نسبت با آن است. ارادهی چنین فیلسوفی به حل مسائل معطوف نیست چون اساسا چیزی برای وی به نحو حقیقی مسئله نشده است. اما وی به نحوی هوشمندانه با مسائل مواجه میشود، او میکوشد با اظهارنظری متهورانه و بهظاهر متفاوت با سایر مردمان عادی توجهها را به خود جلب کند و با جلب نظر مردمان یا صاحبان قدرت (حتی به بهای تحریک خشم و نفرت مردمان دارای عقل سلیم) خود را بالا بکشد و به عنوان چیزی مرتبط با مد روز، له یا علیه آن، دیده شود. آنچه فیلسوف مورد نظر ما میگوید صرفا تکرار استدلالات له یا علیه مد یا مسئلهی روز نیست، بلکه وی این استدلالات را در لعاب اندیشهی عمیق و تعمق عالمانه میپیچد تا معقول و حقیقی جلوه کند. مشغلهی وی صرف تکرار نیست، بلکه زینتبخش نگاهی خواهد بود که بسته به شرایط میخواهد طرف آن را بگیرد.
🔹 فیلسوف آلوده حتی گاه دارای قوهی تفکری عالی و تیزهوشی سرشار است، زیرا توان رقصیدن بر امواج زمانهاش را دارد (رقصی که گرچه طولانیمدت نخواهد بود). اما وی اساسا با متفکر بودن فاصلهی بسیاری دارد، زیرا متفکر مسائل خویش را تحت پرسشها یا دغدغههایی مشخص و محوری پیگیری میکند، و اندیشهاش اگرچه در نسبت با زمانه است اما در ربط وثیق با سیری است که پیش از این پیموده و به زمانهی خود مگر در وحدت با سیر اندیشهای که طی کرده پاسخ نمیدهد. اما در مقابل، سیری دارای وحدت درونی نیست که روند اندیشهی فیلسوف آلوده را معین میکند، بلکه واکنش وی به رویدادهاست که موجب حضورش در عرصههای مختلف میشود.
♦️ فیلسوف آلوده به سبب فساد ذاتیاش در لعاب بخشیدن به احساسات در قالب اندیشهها، اساسا تباهیآور و گلآلودهکنندهی فضای اندیشه است. شاید هیچ راهی برای جلوگیری از رشد این گیاه هرز و فاسد نباشد، اما با شناختن و شناساندنِ وی میتوان حضورش را بیاثر نمود.
🔚 آرش باقری
#الف_ب_م
@Crisis_Era
Post #354
135
Forwarded from Crisis