چارلز تیلور:
نسبیگرایی خود منشعب از نوعی فردگرایی است؛ نوعی که قاعده آن تقریباً اینگونه است: هر فردی این حق را دارد که شکل زندگی مورد نظر خویش را گسترش دهد، شکلی که بر امور مهم یا ارزشهایی استوار است که از نظر فرد مهماند. از افراد خواسته میشود که با خودشان صادق و در پی خودشکوفایی باشند. مسئله خودشکوفایی به این معناست که هر کسی باید برای خودش تعیینکننده باشد. هیچ فرد دیگری نمیتواند و نباید تلاش کند تا این امور را دیکته کند... .
این امر به نظر صحیح میرسد که فرهنگ خودشکوفایی منجر شده است بسیاری از مردم بینش خود را نسبت به اموری که آنها را تعالی میبخشد از دست بدهند. به نظر روشن است که این امر صورتهای بیارزش و خودخواهانهای یافته است. این امر حتی میتواند به شیوع نوعی از پوچی منجر شود، آن هم بهمثابه نوع جدیدی از سازگاری میان مردمی که تلاش میکنند خودشان باشند... همچنان که افراد دچار عدم اطمینان نسبت به هویت خود می شوند، گونههای جدیدی از وابستگی به متخصصان و راهنمایانِ خودخوانده ایجاد میشود که با پوشش اعتبار علمی یا نوعی از معنویت درونی مطرح میشوند.
http://t.me/will_to_morality
Post #512
48