TGViewer
صدای نوین خراسان صدای نوین خراسان @vonokh · 705 subscribers
Post #4772 1.17K
در ستایش عدالتِ بی‌اعدام

✍️ مصطفی حیدرزادگان

برای بحث و گفت‌و‌گو در مذمت اعدام و ستاندن سیستماتیک و قانونی جان انسان‌ها، شاید آغازیدن با این پرسش بهترین روش مواجهه باشد: آیا دولت باید حق گرفتن جان انسان را داشته باشد؟ با دیدن مسئله از این زاویه، دیگر مسئله بر سر همدردی با مجرم یا نادیده گرفتن رنج قربانی نخواهد بود، بلکه بر سر حدود قدرت دولت، معنای عدالت و ارزش جان انسان است.

بحث درباره اعدام، پیش از هر چیز، بحثی درباره خود جامعه است؛ درباره اینکه جامعه برای دفاع از عدالت تا کجا مجاز است پیش برود و آیا می‌تواند برای محکوم کردن قتل، خود نیز دست به گرفتن جان انسان بزند؟ مخالفت با اعدام، دفاع از جرم یا مجرم نیست، بلکه تردید در این ادعاست که دولت باید صاحب حقی باشد که هیچ انسان دیگری از آن برخوردار نیست؛ یعنی حق پایان دادن به حیات یک انسان.

آلبر کامو در رساله «در باب گیوتین» از همین نقطه آغاز می‌کند. او معتقد است جامعه‌ای که قتل را محکوم می‌کند، نمی‌تواند همان عمل را با لباس قانون تکرار کند و همچنان مدعی برتری اخلاقی باشد. از نگاه او، تفاوت میان قتل و اعدام، تفاوتی در ماهیت نیست، بلکه تنها در صورت و مجوز قانونی آن است. اگر ارزش جان انسان اصل بنیادین تمدن است، این اصل نباید با تغییر جایگاه قاتل از یک فرد به دولت، اعتبار خود را از دست بدهد. مجازات قرار است پاسخی اخلاقی و حقوقی به جرم باشه و مرز میان عدالت و انتقام را حفظ کند، نه آنکه همان منطق خشونت را در شکلی رسمی و قانونی بازتولید کند.

پیش از کامو نیز چزاره بکاریا، که او را پدر مکتب کلاسیک حقوق کیفری و از بنیان‌گذاران حقوق کیفری مدرن می‌دانند، استدلال می‌کرد که دولت مشروعیت خود را از قرارداد اجتماعی می‌گیرد؛ قراردادی که هدف آن تأمین امنیت و حفظ جان شهروندان است، نه اعطای اختیار سلب حیات به حکومت. از این منظر، مجازات اعدام فراتر از اختیاراتی است که جامعه برای حفظ نظم به دولت واگذار کرده است. دولت برای حفظ امنیت و آزادی شهروندان شکل گرفته است، نه برای آنکه مالک جان آنان شود. از نظر بکاریا، آنچه جرم را کاهش می‌دهد شدت مجازات نیست، بلکه قطعیت اجرای قانون است. جامعه‌ای که قوانین عادلانه، دستگاه قضایی کارآمد و احتمال بالای کشف جرم دارد، بیش از جامعه‌ای که تنها به شدیدترین مجازات‌ها متوسل می‌شود، می‌تواند امنیت ایجاد کند.

جان رالز، هرچند مستقیماً درباره مجازات اعدام نظریه‌ای مستقل ارائه نمی‌کند، اما یکی از مهم‌ترین ابزارهای فلسفه سیاسی معاصر را در اختیار ما می‌گذارد: «پرده‌ی بی‌خبری». رالز از ما می‌خواهد تصور کنیم قرار است قواعد یک جامعه را طراحی کنیم، بی‌آنکه بدانیم در آن جامعه چه جایگاهی خواهیم داشت؛ قاضی خواهیم بود یا متهم، ثروتمند یا فقیر، قدرتمند یا بی‌قدرت، و حتی بی‌گناه یا قربانی یک اشتباه قضایی. اگر هیچ‌کس نداند فردا ممکن است خود یا عزیزش قربانی خطای دستگاه عدالت شود، آیا نظامی را انتخاب خواهد کرد که یکی از مجازات‌هایش گرفتن جان انسان باشد؟ بعید است. از پشت پرده‌ی بی‌خبری، انسان‌ها معمولاً نظامی را برمی‌گزینند که کمترین آسیب جبران‌ناپذیر را بر افراد وارد کند و از همین منظر نیز اعدام به دشواری قابل دفاع است.

هانا آرنت نیز بر ویژگی مهم دیگری از انسان تأکید می‌کند؛ توانایی آغاز دوباره. انسان موجودی است که می‌تواند تغییر کند، از گذشته خود فاصله بگیرد و مسیر دیگری برای زندگی برگزیند. حال آنکه اعدام تنها مجازاتی است که این امکان را برای همیشه از میان می‌برد. میشل فوکو نیز در تحلیل تاریخ مجازات‌ها نشان می‌دهد که اعدام، در طول تاریخ، بیش از آنکه ابزاری برای عدالت باشد، نمایش قدرت حکومت بر بدن انسان بوده است؛ نمایشی که جامعه مدرن کوشیده از آن فاصله بگیرد و به جای نمایش خشونت، به اصلاح و بازپروری بیندیشد. داستایفسکی، که خود تا آستانه اجرای حکم اعدام پیش رفت و در آخرین لحظه بخشیده شد، بعدها نوشت که انتظار برای مرگ، شکنجه‌ای است که گاه از خود مرگ نیز هولناک‌تر است.

البته مخالفان اعدام نیز باید با جدی‌ترین استدلال موافقان آن روبه‌رو شوند. ایمانوئل کانت معتقد بود قاتل باید اعدام شود، زیرا عدالت اقتضا می‌کند هرکس نتیجه عمل خود را ببیند و مجازات متناسب با جرمش را تحمل کند. این نگاه، که بر عدالت تلافی‌جویانه استوار است، یکی از مهم‌ترین دفاع‌های فلسفی از اعدام به شمار می‌رود. اما پرسش اینجاست که آیا عدالت تنها به معنای تلافی است؟ اندیشه حقوقی امروز بیش از گذشته به این باور نزدیک شده که عدالت صرفاً انتقام قانونمند نیست؛ بلکه حفظ کرامت انسان، جلوگیری از تکرار جرم، اصلاح بزهکار و صیانت از جامعه نیز بخشی از عدالت است. اگر دولت برای دفاع از حرمت جان انسان، خود جان انسانی را بگیرد، دست‌کم با نوعی تناقض اخلاقی روبه‌رو می‌شود.

ادامه متن

ـــــــــــــــــــــــ
🆔@VoNoKh
Telegraph در ستایش عدالتِ بی‌اعدام ✍️ مصطفی حیدرزادگان برای بحث و گفت‌و‌گو در مذمت اعدام و ستاندن سیستماتیک و قانونی جان انسان‌ها، شاید آغازیدن با این پرسش بهترین روش مواجهه باشد: آیا دولت باید حق گرفتن جان انسان را داشته باشد؟ با دیدن مسئله از این زاویه، دیگر مسئله بر سر همدردی با مجرم یا…
  • 👏 9
More from @vonokh
  1. Oct 9, 2026🔘 آزادی، شأن انسان؛ درباره طاهر احمدزاده ✍️ محمدحسین صحاف طاهر احمدزاده را می‌توان یکی از…
  2. Oct 2, 2026🔘 رواداری از مدرسه شروع می‌شود ✍️میلاد سیدی اگر قرار باشد فرزندان ما در آینده با کسانی که…
  3. Sep 28, 2026ترامپ یا احمدی نژاد! ✍️ علی گرجی چند سال قبل، یادداشتی در فضای مجازی پخش شد که گفته می‌شد…
  4. Sep 25, 2026هنر اختلاف؛ اگر کسی تغییر نمی‌کند، پس گفت‌وگو برای چیست؟ ✍️ مصطفی حیدرزادگان شام هنوز تمام…
  5. Sep 22, 2026آیا دانش شکست خورده است و چرا؟ علل زوال آگاهی، اشتیاق به آگاهی و سرزنش آگاهان. ✍️ دانا ملک…
  6. Sep 10, 2026🔘بازخوانی نامه سه تن از رهبران جبهه ملی به شاه؛ هشداری سیاسی در دوره‌ای بحرانی از شاهنشاه…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →