۱۰۶- کلاسیکهای فلسفهٔ کلاسیک: افلاطون
قسمت دهم (پایانی): محاورات افلاطونی را چگونه بخوانیم؟ (بخش ۱)
#مسعود_زنجانی
telegram.me/vivaphilosophy
محاوراتِ افلاطون را چگونه بخوانيم؟
«اگر كسی بگويد كه فلسفه چيست، بهترين پاسخ اين است: آثار افلاطون را بخوان!"
ريچارد رابينسون
شايد پس از ۹ يادداشت در باب معرفی آثار افلاطون، و به طور اخصّ معرفی محاورات او، چنين انگيزهای برای بسياری از خوانندگان علاقهمند ايجاد شده باشد تا مشتاقانه به سراغ مطالعهٔ اين محاورات بروند و از ژرفا و غنای بیپايانِ آنها، خود را محروم نسازند. اما ممكن است چند عامل، در بادیِ امر، آنها را سردرگم كند: نخست، تعداد بالای محاورات (۴۲ محاوره) و سپس، اختلاف نظرِ فراوان افلاطونشناسان در باب اعتبار و اصالت محاورات و همچنين اختلاف نظر آنها در تقسيم و طبقه بندی اين محاورات. اين عوامل به طور طبيعی اين سؤال را در ذهن پيش میکشد كه در نهايت، چه سير مطالعاتی را بايد پيش گرفت تا به دور از تشويش و خطا، فهم و دريافت درستی از فلسفه افلاطون به دست آورد؟
اين يادداشت سعی دارد با مرور و جمع بندی مباحث گذشته، پاسخی درخور به اين پرسش دهد و خوانندگان را راهنمایی كند تا يك سير مطالعاتی ارزنده و مفيد را در مورد محاورات افلاطون داشته باشند.
از محاورات افلاطون، در وهلهٔ اول میتوان يك «تقسيمبندی ۲ بخشی» ارائه داد: «محاورات سقراطی» و «محاورات افلاطونی». محاورات سقراطی همان محاورات دورهٔ «جوانی» افلاطون هستند كه تا حد فراوانی نمايانگر سقراط تاريخی اند. با اين توصيف، ديگر محاوراتِ افلاطون را كه كمابيش بيانگر آراء و نظرات خاص خود او هستند را میتوان محاورات افلاطونی ناميد.
برخی افلاطونشناسان محاورات اخیر را نيز به دو دورهٔ «ميانسالی» و «پيری» تقسیم كرده اند و در نهايت به يك «تقسيمبندی ۳ بخشی» متعارف از محاورات افلاطون رسيده اند: «محاورات جوانی»، «محاورات ميانسالی يا ميانی» و «محاورات پيری يا پايانی». بيشتر آنها محاورات ميانی را به جهتِ نهايتِ پختگی ادبی و فلسفیشان «محاورات كمال» ناميده اند و محاورات پايانی را به جهتِ رويكرد انتقادی كه افلاطون در آنها نسبت به برخی آراء مهم خود در ادوار پيشين میگيرد، «محاورات انتقادی» خوانده اند.
اما از نظر برخی افلاطونشناسان ديگر، تقسيمبندیهای فوق دقّت و كفايت لازم را به ويژه در محاورات ميانی ندارد. آنها برخی از محاورات ميانی را از جهاتی، به ويژه ملاحظه موضوع و شيوه سقراطی و سبك ادبی به كار رفته در آنها، به محاورات جوانی نزديك میدانند و از اين رو آنها را «محاورات انتفال» مینامند؛ بدين معنا كه آنها يك پا در محاورات جوانی دارند و يك پا در محاورات ميانی. از نظر اين ناقدان، ديگر محاوراتِ ميانی را میتوان به طور خاص «محاورات كمال» دانست. با اين توصيف است كه يك «تقسيمبندی ۴ بخشی» متعارفِ ديگر از محاورات افلاطون به دست میآيد: «محاورات سقراطی»، «محاورات انتقال»، «محاورات كمال» و«محاورات انتقادی».
اما چنانکه در يادداشتهای گذشته گفته شد محاورات جوانی يا سقراطی و همچنين محاورات پيری يا انتقادی را نيز میتوان به دستههای كوچكتری كه نشانگر وحدت موضوعی يا وحدت روشی در آنها باشد، تقسيم كرد. بر اين اساس محاورات جوانی به دو دسته محاورات «محاكمه» و «تعريف» تقسيم میشوند و محاورات پيری به سه دسته محاورات «سياسی»، «منطقی» و «طبيعی».
بدينسان میتوان يك «تقسيمبندی ۷ بخشی» از محاورات افلاطون ارائه كرد: «محاورات محاكمه»، «محاورات تعريف»، «محاورات انتقال»، «محاورات كمال»، «محاورات سياسی»، «محاورات منطقی» و «محاورات طبيعی». تقسيمبندی اخير، به رغم استفاده از منابع فراوان، در كليت خود، پيشنهاد ابتكاری و اختصاصی اين نوشتار است كه به نظر میرسد میتواند مبنای مناسبی برای پيشنهاد يك سير مطالعاتی محاورات افلاطون نيز قرار گيرد.
ادامه در ⬇️
https://t.me/vivaphilosophy/618
@vivaphilosophy
Post #617
1.94K
زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی ۱۰۵- کلاسیکهای فلسفهٔ کلاسیک: افلاطون قسمت نهم: افلاطون در ایران #مسعود_زنجانی telegram.me/vivaphilosophy افلاطون در ایران «برای بزرگواری و بلندی مقام افلاطون همين بس كه مؤسس حكمت الهی است، و استاد فلسفهٔ نظری، و راهنمای مسلک اشراق، و رهبر رموز منطق و…Telegram زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی اینستاگرام «زنده باد فلسفه»: instagram.com/vivaphilosophy "فلسفه باید خودِ زندگی، و به سادگیِ خودِ زندگی، باشد؛ اما نه سادهتر." فهرست مطالب کانال: 1. t.me/vivaphilosophy/955 2. t.me/vivaphilosophy/956 3. t.me/vivaphilosophy/957 راه تماس: @massoud4474