نصر حامد ابوزید در مصاحبهای میگوید:
«من قرآن را به مثابه متنی به زبان عربی بررسی میکنم، متنی که شایسته است یک مسلمان همچون یک مسیحی یا ملحد آن را مطالعه کند چراکه فرهنگ عربی با قرآن در آمیخته است و قرآن هنوز هم قادر است بر دیگر متون در این فرهنگ اثر بگذارد. قرآن متنی است که از متون پیش از خود تأثیر پذیرفته است و تمام متون پس از قرآن از آن تأثیر پذیرفتهاند، حتی آنهایی که امروزه پدید میآیند.🔹این جملات را از کتاب «زبان به مثابه معجزه» نوشته نوید کرمانی گرفتهام که نشر کرگدن ترجمه و منتشر کرده است. من ماه رمضان امسال، برای سومین بار این کتاب را مطالعه کردم و بعدا بیشتر درمورد آن خواهم نوشت.
من بیش از همه بنیادگرایان قرآن را میستایم. بنیادگرایان نقش قرآن را به اوامر و نواهی محدود میکنند. افزون بر این، قرآن متنی مولد هنر بوده است. هنرهای تجسمی از متن قرآن برآمدهاند، چنانکه مهمترین هنر خوشنویسی است. هنرهای آوایی از هنر تلاوت قرآن برآمدهاند - تمام خوانندههای کلاسیکِ فرهنگ عربی کار خود را با تلاوت قرآن آغاز کردهاند.
چگونه این تنوع در معانی و اشارات و این حضور در تمام سطوح دگرگون شد؟ من از گوش دادن به تلاوت قرآن حظ میبرم.
چه چیزها که در میان محدودیت اوامر و نواهی پنهان میماند! و در واقع اینجا هیچکس از قرآن حظ نمیبرد. قرآن که میخوانیم یا میهراسیم، یا رویای بهشت میپرورانیم. ما قرآن را به متنی بدل کردهایم که ترغیب میکند و بیم میدهد، یا همان حکایت چماق و هویج. من مشتاقام که قرآن را از این بند برهانم، تا دوباره مولد گوهر فرهنگ و هنر باشد، چیزی که در جامعه ما سرکوب شده است.»
ولی اجمالا برای اینکه این نقل قول نصر حامد ابوزید خوب فهمیده شود و منظور او از چیزی که «در جامعه سرکوب شده است» کامل درک شود، به توصیف خود نوید کرمانی از مصر، همانجایی که نصر حامد متعلق به آن است، در چند صفحه بعد از این نقل قول، اکتفا میکنم:
( با این توضیح که کرمانی برای نوشتن پایاننامه دکترایش مدتی از آلمان به مصر رفته و در آنجا زندگی کرده است)
«وقتی من در قاهره در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی آغاز به کار کردم به دو چیز توجه داشتم. در آن زمان به ندرت زنی میدیدی که روسری به سر داشته باشد، اما قرائت قرآن را همه جای قاهره میدیدی قرائتهای بسیار زیبا از قرآن و جلسه هایی واقعاً سطح بالا از لحاظ هنری قاریان قرآن بزرگی را میدیدی که مخاطبان فراوانی دارند و واقعاً قهرمانهای مردماند... اگر الان به قاهره بروی - که من دو سال پیش رفتم - نود و هشت درصد زنان روسری دارند، حجاب دارند. اما اگر دنبال یک جلسه تلاوت قرآن بگردی، پیدا نمیکنی، چون مثل نوعی نواختن موسیقی است که در طی بیست سال از بین رفته است. دیگر کسی به تلاوت قرآن گوش نمیدهد، منظورم تلاوت موسیقایی قرآن است. فقط به تلاوتهای وهابی و غیر موسیقایی گوش میدهند و آن را به صورت یک جلسه یا محفل نمیبینند.
درصد حجاب و روسری از دو درصد به نود و هشت رسیده و همزمان، جلسات تلاوت قرآن از میان رفتهاند. اگر این دو اتفاق را در نظر بگیری کل داستان را درخواهی یافت.»