#روایت_دانشگاه
#بخش_پایانی
⭕روایت تجمع دانشجویان استکبارستیز دانشگاه تهران، ۴ اسفند ۱۴۰۴
🔻۱۵:۱۰ - حالا گروه ضد نظام با شعار« بسیجی دروغگو کارت دانشجوییت کو» سعی دارند هویت دانشجویی را از آنها سلب کنند و این درحالی است که در جو فنی اکثرا هم را میشناسیم. بسیجیان همان لحظه، کارت دانشجویی به دست شعار میدهند:« تو که ادعا داری ماسکتو در میاری؟!» و با علامت دست مواجه میشوند.
مجددا یکی از اساتید بنا است صحبت کند، رو به دانشجویان بسیجی میگوید:« چرا نمیگذارید به سردر بروند و شعار بدهند؟» و به تندی با بسیجان رفتار میکند و به گروه مقابل میگوید: «شاید ما اختلاف عقیدتی داشته باشیم، اما شما مثل بچههای من هستید و شعار بدهی... » که همان لحظه توسط همان بچهها! هو میشود.
شعارها شروع میشود:
+ جاویدان جاویدان جاویدان
جمهوری اسلامیه ایران
-مرگ بر سه فاسد ملا چپی مجاهد
+ فتنهگر بیریشه تهران دمشق نمیشه
+ دانشجو بیدار است از پهلوی بیزار است.
مجددا دکتر نوابی برای آرامش فضا شروع به صحبت میکند و میگویند:«به حرمت ریش سفیدم برید عقبتر و فقط شعار بدید و هم رو نزنید.»
دکتر نوابی پیشنهاد میدهد که بین دانشجویان مانع و حائل قرار داده شود
مانع آورده میشود ولی خیلی زود حائل کنار زده میشود و درگیری تشدید میشود.
🔻۱۵:۳۵ - جمعیت به سمت حوض میروند و همزمان شعار میدهند.
اطراف حوض درگیری رخ میدهد و چند نفر از بسیجیان داخل حوض افتادند. قفسه سینه و سر یکی از بسیجیها زیر مشت و لگد طرف مقابل آسیب جدی دیده؛ دوستانش او را از مهلکه نجات میدهند. روی چمنها دراز کشیده و حالش خوب نیست.
عطش روزهداری و حرارت آفتاب زیاد است. بسیجیان برای کم شدن حرارت به سر و صورت خود آب میپاشند.
شعار «بی شرف» دانشجویان ضد نظام با شعار «الله اکبر» انقلابیها پاسخ داده میشود.
بسیجیان به سمت دانشکده برق و کامپیوتر تغییر مسیر میدهند. گروه مقابل پشت به پشت در اطراف صف سیگار میکشند و پس از تمام شدن سیگارشان به جمعیت میپیوندند و شعار میدهند.
گروه زیادی نیز برای تماشا کنار ماشینها ایستاده اند.
درگیری و شعار با فاصلههای کم و پشت سر هم اتفاق میافتد، هر چند دقیقه پسری از جمعیت بسیجیها روی زمین میافتد، یا عینکش میشکند یا لباسش در درگیری آسیب میبیند، ولی سریعا به پشت کشیده میشود تا در امان قرار بگیرد. بعضا هم یکی از آقایان حراست که بین دو گروه ایستاده به بیرون جمعیت هل داده میشود.
🔻۱۶:۱۸ - بالاخره آرامش در دانشکده حاکم میشود.
جمعیت کم کم به سمت درب پشتی دانشکده حرکت میکند. کسی شعار نمیدهد ولی صحبتهایی بین دو گروه حتی شدیدتر میشود، گویا دعوای کلامی رخ داده است.
شعار «بیشرف» آنها با شعار الله اکبر پاسخ داده میشود. به سمت دانشکده برق و کامپیوتر تغییر مسیر داده و همزمان شعار حیدر حیدر داده میشود.
+این آخرین نبرده مهدی برمیگرده
نماینده بسیج دانشجویی نطق پایانی را ارائه میدهد:
«عزادار واقعی ماییم.
تویی که برای رضا پهلوی اومدی داری شعار میدی، شماهایی که فراخوان تو کانال هاتون منتشر کردید، بعد هم اومدید عزاداری کردید؛ شماها مزدورید، عزادار نیستید. خائنید.
ما با همین پرچم سه رنگ، ۲۲دی خودمون رو برای ملت و دنیا ثابت کردیم.
ما با همین پرچم پهلوی رو سال ۵۷ از این خاک بیرون پرت کردیم. الان هم با همین پرچم جلوی نتانیاهویی که رضای پهلوی ازش حمایت میکنه برای حمله به ایران رو میگیریم.
جلوی هرکسی هم که به آقامون توهین کنه وایمیستیم.»
✅نبض دانشگاه در دستانت!
🆔 @utnabz
Post #704
763
- 👍 15