#روایت_دانشگاه
#بخش_سوم
⭕روایت تجمع دانشجویان استکبارستیز دانشگاه تهران، ۳اسفند ۱۴۰۴
🔻۱۲:۰۳ - جمعیت پست سردر جمع شده و شعار "اللهاکبر، خامنهای رهبر" سر میدهند.
دو-سه نفر از پسران به بالای نردههای سبزرنگ سردر رفته و رو به خیابان انقلاب، پرچمهای ایران را به اهتزاز در میآورند.
یک نفر رو سکو میرود و شروع به صحبت میکند:«آقای وزیر علوم جمهوری اسلامی ایران! این جمعیت به وضوح از ایدهی اعتراضاتِ مدنیِ خشونتپرهیزِ خودش که سال ۴۰۱ بهش افتخار میکرد عبور کرده و به ایدهی اعتراضاتِ اقلیتِ رادیکالِ خشونتطلب رسیده...
یه دانشجو دیگه چیکار باید بکنه که باهاش برخورد کنید؟ چرا حتی یک جلسه کمیته انضباطی برگزار نشده؟ سنگ بیاره؟ چاقو بزنه؟ تهدید بکنه به مرگ؟»
🔻۱۲:۱۰ - چند متر آنطرفتر، پیرمردی خارج از دانشگاه و آن طرف نردهها با در دست داشتن پرچم ایران شعارهایی در دفاع از جمهوری اسلامی ایران سر میدهد و دختران با او همراهی کرده و بعضا عکس و فیلم می گیرند.
حدود یکساعت پیش همین پیرمرد در خیابان ۱۶آذر حضور داشت و بین ماشینها قربان صدقهی پرچم میرفت.
خانمی نیز با دیدن تجمع دانشجویان به سمت نردهها میآید و به دانشجویان خداقوت میگوید.
همگی با ذکر "حیدر، حیدر" و سر دادن شعار "ما لشکر امامیم آماده قیامیم" به سمت دانشکده ادبیات حرکت میکنند.
افرادی از جلوی دانشکده هنرها و دانشکده ادبیات در حال تماشا هستند؛ شاید چهل-پنجاه نفر بلکه هم بیشتر.
نرم نرمک جمعیت دانشجویان انقلابی و بسیجی به افراد حاضر در تجمع دانشجونماها که روبروی کتابخانه مرکزی هستند نزدیک میشوند.
صدای "بیشرف، بیشرف" گفتنشان به گوش میرسد.
از این سمت، جمعیت ندای "اللهاکبر، خامنهای رهبر" سر میدهند.
جمعیت مقابل سعی میکند با دست زدن، مانع شنیدن صدای شعارهای انقلابی شود.
بسیجیها فریاد میزنند "یا مرگ یا خامنهای"
نوای حیدر حیدر به همراه زمین کوبیدن پاهایشان، فضا را پر میکند.
"دی را به خون کشیدند آخرشم رقصیدند."
"عزاداری اداشونه پهلوی مقتداشونه."
الان هردو گروه روبروی دانشکده ادبیات روبروی هم ایستادهاند.
یک سری برگههای کوچک با نوشتههای ریز و یکی دو پلاکارد در دست گروه ضد انقلاب است که مشخص است تلاشی برای ساختنشان صرف نشده است.
همزمان با نشان دادن انگشت وسط، شعار "بیشرف، بیشرف" سر میدهند.
از این سمت شعار دانشجویان "بازگشت شاه قاتل، زهی خیال باطل" و "دانشجو ادبت کو؟" است.
تعداد خوبی از بسیجیها و دانشجویان انقلابی کمی عقبتر صفوف تشکیل داده و نماز جماعت میخوانند.
🔻۱۲:۳۰ - هردو گروه مدتیست در چهارراه جلوی مسجد مقابل هم هستند. حراست سعی میکند بینشان حائل ایجاد کند.
گروه مقابل، شعار "اللهاکبر" دانشجویان بسیجی را با حرکت زشت دست پاسخ میدهند.
🔻۱۲:۴۳ - زمان زیادی از اذان گذشته است. بسیجیها موکت میآورند، پشت جمعیت، جلوی چایخانه پهن میکنند؛ سریعا تعدادی مهر تهیه کرده و خیلی زود نماز جماعت را اقامه میکنند. تعدادی روی زمین ایستادهاند. تمام دختران به نمازگزاران ملحق شدهاند و بخشی از پسران نیز همچنان روبروی جماعت دانشجونما ایستادهاند تا جلو نیایند.
افرادی پرچمهای ایران را کنار صفوف نماز تکان میدهند. از آنطرف صدای دست و سوت و همهمه فضا را پر کرده است و از این طرف صدای مکبّر میآید.
"...السلام علیکم و رحمه الله و برکاته"
نماز تمام میشود و همگی مجددا به حالت قبلی برمیگردند.
🔻۱۳:۰۶ - بین دوگروه درگیری فیزیکی پیش میآید که افرادی سعی میکنند جدایشان کنند.
دختران گروه بسیجی کاملا پشت پسرها هستند تا در درگیریها صدمهای نبینند.
مجددا درگیری ایجاد میشود و گروه مقابل سعی میکند پرچمهای ایران را پایین بکشد. از طرف مقابل، بطریهای آب به سمت بسیجیها پرت میشود و اکثرا به آنها برخورد میکند.
در این میان عکس شهدای دیماه توسط دانشجویان ضدانقلاب پاره میشود.
همچنان توهینها با دست ادامه دارد.
🔻۱۳:۱۵ - در بین پرتاب بطری و سنگ، حتی بطری شیشهای آبمیوه هم پرتاب میشود. با یکی از اینها کتف یکی از دخترها دچار آسیب جدی میشود و دیگران او را از جمعیت دور میکنند.
✅نبض دانشگاه در دستانت!
🆔 @utnabz
Post #698
349
- 🔥 10
- 👍 1