#روایت_دانشگاه
#بخش_سوم
⭕️ روایت تجمع اعتراضی ۲۷ بهمن ماه ۱۴۰۳ در واکنش به قتل امیرمحمد خالقی
🔻در ادامه سوالات، بچهها از آقای رضاییان راجع دستگیری نیروی امنیتی حاضر در کوی میپرسند که در پاسخ رضاییان اینطور میگوید که ایشان دیشب دستگیر شده که ما امروز صبح کارهای حقوقی شکایت از ایشان را انجام دادیم. پس از کمی گپ و گفت و شلوغی، الیگودرزی رئیس حراست دانشگاه در جمع دانشجویان معترض حاضر میشود. سوالات شروع میشود که دلیل حضور لباس شخصیها در کوی چه بوده و چه ضرورتی داشته و اصلا آن لباس شخصیها از کدام نهاد بودهاند؟! با اینکه مکررا این پرسشها مطرح میشود اما آقای الیگودرزی در پاسخ به این سوال به عدم اجازه قانونی برای پاسخگویی اشاره میکنند.
پس از آقای الیگودرزی، آقای موسوی مدیرکل حوزه ریاست دانشگاه به صحبت میان دانشجویان میآید.
🔻ساعت حدود ۱۴:۲۰ دقیقه است و حرفها و مطالبات کمتر شده و جمعیت هم کمی پراکنده شدهاند.
عدهای شروع به حرکت به سمت شبستان میکنند و شعار «دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد»، «دانشجو داد بزن حقتو فریاد بزن» سر میدهند. سپس به سمت دانشکده علوم مسیر را کج میکنند اما منصرف میشوند و تصمیم جمعی بر این میشود که مسیر را به سمت سردر دانشگاه تغییر میدهند. جمع معترضین مشغول شعار دادن هستند. شعارها به ناگاه از حالت مسالمتآمیز خارج میشود و گویی بناست تجمع کمی ناآرام پیش برود:«بسیجی، سپاهی قاتل ما شمایی» البته صدای همراهان با شعارهای رادیکال، کمتر است و جمع همراهی نمیکند.
حوالی دانشکده ادبیات، نیروهای حراست از راه میرسند و از حرکت به سمت سردر ممانعت میکنند و محترمانه درخواست میکنند که به سمت سردر نروند. به نظر میرسد رفتن به سمت سردر خط قرمز حراست است. در ادامه اما مواجهه حراست با دانشجوها از حالت مسالمتآمیز خارج میشود و یکی از حراستیها که از حجم توهینها و فحاشیها به ستوه آمده با لحن بدی با دانشجوها مقابله میکند. حلقهای ایجاد میشود و به نظر میرسد در حلقه زد و خوردهایی درحال وقوع است. یکی از افراد حراست که آقای قدبلندی است، جلوی جمعیت مشغول فیلمبرداری است که توجهها به او جلب میشود و به سمتش حمله میکنند و مسیر تجمع منحرف میشود. بچهها عصبانی فریاد میزنند که فیلم را پاک کن. فیلمبردار به سمت هنرها میرود که بچهها به دنبالش میروند.
🔻چند نیروی حراست میروند و میلهای که در مسیر سردر است را قفل میکنند. صدای اعتراض بلند میشود که ما راهپیمایی اعتراضی سادهای داریم و رفتار شما نادرست است. در این میان که بر طبل دعوا زده میشود، چند نفر فیزیکی با حراست درگیر میشوند. دختری آن وسط خطاب به حراست میگوید چرا میزنید؟ و آن نیروی حراست پاسخ میدهد:«اگه من مشت بزنم که میفتی، من کِی تو رو زدم؟» دختر چند فحش رکیک حواله حراستیها میکند و مصر است که کتک خورده. حراست هم سعی میکند خواهش کند که دانشجوها به سمت سردر نروند.
بچهها از شخصی که فیلم میگرفته، میخواهند که کارتش را نشان دهد و وقتی با امتناع او مواجه میشوند، میگویند که شما لباس شخصی هستید و به دانشگاه آمدهاید.
پسری با فرق کج روی سکوی جلوی دانشکده هنرها میرود و میگوید اسم کسی که داشته فیلم میگرفته را قرار است به من بدهند و تهدید کرد که اگر هویت آن شخص را برایمان مشخص نکنید ما ول کن نیستیم و حراست و دانشگاه را تهدید میکند. در نهایت میرود تا مطمئن شود آن شخص لباس شخصی نیست و فیلم را هم پاک میکند. که در ادامه مطمئن میشود و به سایرین اطمینان میدهد که ویدئو پاک شده است و آن شخص به خاطر فیلمبرداری توبیخ خواهد شد.
🔻حراست میگوید که ما فقط میخواهیم که شما به سمت سردر نروید. بحثی شکل میگیرد و دانشجوها میگویند ما اگر به سردر نرویم، صدایمان شنیده نمیشود.
حراستیها میگویند که اگر بروید جلوی سردر ما نمیتوانیم امنیتتان را تامین کنیم.
چند دختر در پاسخ میگویند که پس شماها کارتان چیست؟! حراست هم پاسخ میدهد الآن هم داریم امنیتتان را حفظ میکنیم دیگر!
🔻معترضان دو دسته میشوند، گروهی به سمت بالا حرکت میکنند و بقیه همانجا میمانند. کمی شلوغ میشود که تصمیم نهایی را بگیرند که جمعیت بالا برود یا اصرار برای رفتن به سمت سردر را ادامه دهند.
دختری چادری در این میان با حراست بحث میکند که چرا در اعتراض مسالمتآمیز ما ورود کردید و فضا را متشنج کردید! چرا حراست فیلم گرفته؟! حراست میگوید ما ورود نکردهایم و فقط میخواهیم به سمت سردر نروید.
✅نبض دانشگاه در دستانت!
🆔 @utnabz
Post #644
1.18K
- 👍 22