#روایت_دانشگاه
#بخش_سوم
⭕️پرده اول: سالن علامه امینی
🔻نوبت به تقدیر از رتبههای برتر میرسد؛ به ترتیب سه نفر اول گروههای آزمایشی.
پروتکلی نبوده؛ راحت لباس پوشیدهاند. یکی با کتوشلوار و پوشش رسمی، بقیه راحت و هرآنچه خواستهاند.
میان اینها رتبهبرتری است که موقع بالارفتن از صحنه ابتدا برای حاضرین تا کمر خم میشود. میآیند و تقدیرنامهشان را میگیرند و دستی میدهند و منتظر عکس میایستند. احسنت و آفرینگوییها از کارمندان و اساتید سالن بلند است.
پزشکیان با مدل رفاقتی و در جایگاه پدریاش، با لبخند زیر چانهی یک رتبهبرتر را میگیرد و میچرخاند.
رتبههای برتر پس از عکس دستهجمعی با رئیسجمهور، از گوشه چپ سن خارج میشود. یوسف سلامی راهشان را سد میکند تا کلامی چند از نخبههای احتمالا دانشگاه تهرانی شکار کند.
🔻یکی از رتبهبرترها با پیراهن قرمزش روی سن میماند و با صدای گرم و بلند و لحن خودمانی بین آن همه نطق تشریفاتی صدا بلند میکند.
و با صراحت خاص خودش؛ از تراز ترکیبی کنکور و مصوبه کنکوری شورای عالی انقلاب فرهنگی که صدها هزار نوجوان را به ناامیدی کشانده یاد میکند. و آن را یک فاجعه آموزشی مدیریتی که موجب نفرت عمومی شده میخواند. بابت تقلبات گسترده، اشکالات اجرایی، دیرکرد در صدور کارت و…
با صحبت هایش بالا و پرهیاهوترین سوتوکف را از جمعیت میگیرد.
مجری هم در ادامه از صحبتهای رتبهبرتر نکتهای بیرون میکشد و رئیسجمهور را به آن دعوت میکند.
🔻نوبت به سخنرانی رئیسجمهور میرسد. جلوی سالن همه برمیخیزند. وی پشت سن قرار میگیرد.
از گوشهی سمت راست سالن کسی بلند میشود؛
«آقای پزشکیان! آقای پزشکیان!
اگر از وفاق حرف میزنید دانشجوها هم تو این وفاق بگنجند. چرا به تشکلا تریبون ندادید»
و جملهاش را چندباری تکرار میکند. صدای سوتوکف از سالن بلند میشود.
🔻کارمند پیرهن آبی که پیشتر آمد، سر از کاغد برمیدارد و صدا بلند میکند که باادب باش! صداتو پایین بیار جلو رئیسجمهور!
مهمانان زیاد غیردانشجوی سالن بهتزدهاند. همزمان از گوشه کنار سالن صداهای نامعلومی بلند میشود؛ از همراهی تا تذکر ادب و مبارزهطلبی.
از گوشه سمت چپ سالن، یکی با کلاه کپ و ریشپرفسوری و کت قهوهای دهانبهدهان میگذارد؛
توی بسیجی صدای من نیستی!
از گوشه سمت چپپایین سالن عدهای دیگر به حمایت بلند میشوند و سخنانی در همان راستا میگویند.
🔻از اینجا به بعد را دیگر در فیلمهای پخششده مراسم دیدهاید.
پزشکیان با گوشه چشم توجهش جلب میشود و سعی میکند چند باری صدایش را بر صدای هیاهوهای بلندشده غالب کند:«یه جلسهی..یه جلسهی...اختصاصی با تشکلا میذاریم»
کمی کنترلش را از دست میدهد و لحنش جدی میشود:«ببیند دانشجو که شلوغ نمیکنه بابا بذا من حرفمو بزنم بعد ببینیم چی میشه»
صداهای اعتراض ادامه دارند. پزشکیان با لبخند نیمبندی ادامه میدهد:«بسماللهالرحمنالرحیم… باید عرض کنم خدمت…
صداهای اعتراض تمرکزش را پاره میکنند
…با درود به روان بنیانگذار پاک انقلاب اسلامی و شهیدانمان خدمت شما عزیزانمان، اساتید محترم سلام عرض میکنم و از خداوند بزرگ..»
🔻صدایی از میان جمعیت بالاتر میرود:«برنامه برای دانشجوئه، نباید برای دانشجو تریبون بذارید؟»
پزشکیان که کلافهشده ادامه میدهد:«ببینید جلسه رو نباید به هم بزنید، جلسه رو میخوای به هم بزنی ما پاشیم بریم شما حرف بزنی...یه وقت دیگه.. یه جلسهی...»
«الآن چنتا تشکل میخوان حرف بزنن؟...نه اجازه بدید شلوغ نکنید... چند نفر میخواد حرف بزنه؟»
🔻جمعیت با انگشت یک را نشان میدهند و عدهای به تکاپو افتادهاند. عدهای از گوشه کنارسالن به سمت جلو حرکت میکنند.
-«یدونه رو انتخاب کنید به عنوان نماینده دعوا هم نکنید»
از همان گوشه چپ سالن، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تهران بلند میشود و جلو میرود. تصویر جلد و طرح جنجالی روزنامه سازندگی از این نقطه شکار شد.
✅نبض دانشگاه در دستانت!
🆔 @utnabz
Post #619
751